banner primary.ir

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

در این سایت سعی بر این است كه یك دوره كامل از مفاهیم اعتقادی و فكری به صورت مختصر گنجانده شود. ویژگیهایی كه سعی می شود رعایت شود به شرح ذیل است الف- مطالب نوشته از منابع و مآخذ معتبر و دانشمندان علوم اسلامی و انسانی همراه با ذكر مآخذ باشد. ب- نوشتن نظرات بازدیدكنندگان گرامی قدمی ارزشمند جهت روشن تر شدن مطلب و رفع نواقص هر بحث است. ج- با توجه به در دسترس بودن اساتید دانشمند در حوزه معارف اسلامی این سایت آمادگی پاسخ دهی به سئوالات شما عزیزان را دارد. د- تذكر این نكته لازم است كه از كلیه عزیزان درخواست می شود كه مطالب و سئوالات خود را بدون توهین و تعصب ذكر كنند تا قابلیت انعكاس و پاسخگوئی داشته باشد.

مقدمه

برای شروع بحث بهتر است اول سراغ این مطلب برویم که عقیده ما چه تاثیری بر زندگی دارد؟ ما در اینجا عقاید مختلف مردم و طرز نگاه آنان به مسائل معنوی را دسته بندی می کنیم:

1-یک فردی رادر نظر بگیرید که هیچ اعتقادی به خدا و پیامبران الاهی ندارد؛ فرض کنید یک مهندس یا یک پزشک یا یک تاجر که در کار و زندگی خود موفق است و هیچ اعتقادی به مسائل مابعد الطبیعه ندارد ؛ خوب حالا این چه کاری است که به خود درد سر بدهد و خود را پا بند مذهب و دستورات محدود کننده و وظایف نسبتا مشکل مثل نماز و روزه ورعایت حدود الاهی مانند حجاب، رعایت حلال و حرام، عدم ارتباط جنسی با غیر همسر، و ... که هر کدام از این مسائل خود انگیزه کافی برای عده ای است که عملا اعتقادی به خدا و روز جزا ندارند باشند؛ بکند در حالی که میلیونها نفر در دنیا بدون هیچ اعتقاد خاصی زندگی می کنندو بعد هم می میرند و در ظاهر هیچ فرقی با دینداران و معتقدین که یک عمر خود را در یک سری چارچوبهای اخلاقی و رفتاری محدود کرد ه اند ندارند؛ اصولا یکی از رفتارهای افراد بی اعتقاد که مسخره کردن انسانهای مومن است از همین جا سرچشمه می گیردکه واقعا فکر می کنند که اینها چه انسانهای عقب مانده ای هستند که بی خودی از این همه لذات و تمتعات خود را محروم می کنندو اسیر یک سری اوهام به نام اخلاق و ارزش و دین هستند، و اصولا چرا باید به این گونه مسائل توجه کرد و خود را یک عمر محدود کرد ؟

2- یک سری افراد هستند که به این نحو خود را توجیه می کنند: مگر می شود این همه آدم اشتباه کنند،این همه افراد بی دین و لاابالی در کشورهای پیشرفته زندگی می کنند که بعضا استاد دانشگاه و متخصصین مشهور و مبرز هستند و در جامعه جهانی زندگی می کنند که اعتقادی به مسائل معنوی ندارند همه این افراد اشتباه می کنند ولی ما که در یک گوشه نشسته ایم و همه را محکوم به ندانستن می کنیم ما بر حق هستیم؟ به فرض که قبول کنیم آخرتی وجود دارد، مگر می شود میلیاردها میلیارد انسان به واسطه ندانستن و قبول نداشتن اعتقادی که ما به آن معتقد هستیم به جهنم بروند؟ و آیا این با حکمت خدا و عدالت خدا سازگاری دارد؟ و در آخر هم اینگونه نتیجه گیری می کنند که حتما آن انسانهای دیگر دلائلی برای بی اعتقادی خود به خدا و معنویات دارند، هر چند که ما با آن دلایل آشنایی کافی نداریم.

3- یک سری افراد دیگر هم هستند که که اصولا کاری به این حرفها ندارند و زندگی خود را می کنند و حوصله فکر کردن و وقت تلف کردن برای این گونه مسائل ندارند، و حرف حسابشان این است که فکر نان کن که خربزه آب است و این حرفها به درد ملٌایان و آخوندها می خورد که برای خود دکانی باز کرده اند که پول مردم را به اسم خمس و زکات از آنها بگیرند و ما را سرکار بگذارند.

4- دسته دیگر افرادی هستند که درس خوانده و دانشگاه رفته و اهل مطالعه هستند و مکاتب گوناگون را خوانده اند و به این نتیجه رسیده اند که اصولا خدا و معادی وجود ندارد و و استدلالهای افراد خداشناس اشتباه است و برای طرز تفکر خود دلیل و برهان ارائه می کنند و یا بر عکس با استدلال قوی معتقد به وجود خداوند متعال هستند و می توانند به شبهات و اشکالات افراد لائیک و بی دین پاسخ دهند.

5- دسته دیگر افرادی که خدا را قبول دارند ولی هیچ پیامبری را قبول ندارند! و می گویند آدم باید قلبش صاف و بی غل وغش باشد و در کل آدم خوبی باشیم آدم کشی و دزدی و سایر کارهایی که معلوم است کار بد است نکنیم ولی مسائل جزئی مثل شراب و زنا و چشم چرانی و سایر مسایل جزئی که عنوان گناه به آنها اطلاق می شود عیبی ندارد و یک امر فردی است و خدا ارحم الراحمین است و حتما انسان را می بخشد و همینکه در نزد مردم به عنوان آدم خوب مشهور باشی و به عبارتی مردم دار باشی کافی است.

6- آخرین دسته افراد مذهبی هستند که به خدا و پیامبر و معاد اعتقاد دارند ولی مذاهب مختلف دارند و فرقشان با دسته چهارم اینست که دین خود را از پدر و مادر خویش دارند ( اکثر مردم ) و نمی توانند برای عقاید خود دلیل و برهان محکم و قابل دفاع بیاورند.

ضرورت بحث: با توجه به اینکه تمام رفتار و کردار انسانها ناشی از عقیده و اعتقاد آنهاست اهمیت توجه ویژه به این مقوله روشن می شود.به موارد زیر توجه کنید: یک فرد مسلمان و معتقد، شبها از خواب خود می گذرد و ساعتها به نماز شب می ایستد، در طول روز و هنگام کسب و کار از درآمدهایی که به نظرش نامشروع است چشم پوشی می کند؛ وقتی به او می گوییم چرا اینکار را می کنی؟ با قیافه حق به جانب از بهشت و جهنم و رضای خدا صحبت می کند. یک فرد دزد و یا آدمکش به راحتی مال مردم را می خورد و جان انسانها برایش ارزشی ندارد وقتی به او اعتراض کنیم می گوید چرا نکنم ؟!. یک مسیحی معتقد سالها در صومعه ها و کلیساها به راز و نیاز می پردازد و دلیل اعمال خودش را اعتقاد به تعالیم حضرت مسیح می داند. گاهی اعتقادات انسان حتی به سلامت او لطمه می زند، به طور مثال افراد برهمایی و مرتاضان هندی سالهای متمادی و گاه تا آخر عمر، تکالیف مذهبی بسیار سخت و مشکل را انجام میدهند که مانند شکنجه های طاقت فرسا انسان را مچاله و له می کند. اگر از مرتاض سئوال کنیم، نگاهی مانند نگاه عاقل اندر سفیه به ما می کند و نحوه زندگی خود را آخر خوشی و لذت می داند! خب حالا فرض کنیم هر کدام از افراد فوق بعد از یک عمر که به طور دلخواه زندگی کرده اند و پیر شده اند و کاری از دستشان بر نمی آید ، بر اثر یک مکاشفه و یا یک معجزه و یا مطالعه یک کتاب روشنگر و یا مثلا بعد از مرگ متوجه بشود که در تمام عمر اشتباه می کرده و اعمال رفتارش غلط بوده و هیچ اجر و مزدی ندارد...! چقدر ناراحت کننده است. جا دارد انسان محکم بر سر خود زده و انگشتان را بگزد؛ ولی چه فایده که دیگر کاری از دستش بر نمی آید.

بنابراین یک انسان عاقل قبل از اینکه خود را وقف یک اعتقاد و یک نوع روش زندگی بکند، بهتر است و واجب است و لازم است که ابتدا به دقت یک مطالعه عمیق و اساسی در مفاهیم اولیه و مهم مانند وجود خدا ، پیامبران و غیره که با عنوان کلی اصول دین از آنها یاد می کنیم بپردازد و از صحیح بودن عقیده مرام خود مطمئن شود بعد با خیال راحت به زندگی و کسب و کار خود برسد. در اینجا نادرستی عقیده بسیاری از متخصصین رشته های مختلف دانشگاهی را متذکر می شویم که می گویند: ما رشته مان پزشکی و یا مهندسی و یا ... است و این حرفها مال رشته های علوم انسانی است و اگر بخواهیم دنبال این حرفها برویم از درس و تخصص خود عقب می مانیم و حوصله این حرفها را نداریم و هر کسی بهتر است به طور تخصصی دنبال رشته خودش برود و ما هم با اعتماد به علما و علامه ها و رهبران دینی از آنها تقلید می کنیم و راه و روشی را که آنان انتخاب کرده اند دربست می پذیریم. جواب این افراد اینست که: اولاً این صحبت درباره به اصطلاح فروع دین و بحث های تخصصی رشته های مختلف دینی مثل فقه و حقوق و ... صحیح است، ولی ما درباره اصول دین و اساس عقیده و اعتقاد انسان صحبت می کنیم و همانگونه که می دانیم اصول دین تقلیدی نیست و تحقیقی است و حتی اعتقاد به خدا و پیامبر و معاد بدون تحقیق، ارزش خاصی ندارد. ثانیاً دقیقاً مانند سایر علوم و دانش ها، بالاخره برای هر کدام از گزاره ها و مسائلی که در حوزه معرفت و شناخت وجود دارد، یک جواب درست و دقیق وجود دارد؛ پس فقط یکی از دین ها و مذاهب صحیح است و مکاتب دیگر بالاخره حداقل در یک قسمت از عقاید خود دارای اشتباه در فهم اصول و مبانی تفکر هستند و اعتماد به رهبران دینی در مبانی و اصول اعتقادات، یعنی تعطیل کردن عقل و سپردن سرنوشت خویش به دست عده ای دیگر که کاری کاملا اشتباه است.

آسیب شناسی: واقعاً چرا باید این همه عقیده مختلف در بشر موجود باشد؟ به نظر می‌رسد یک نا آگاهی و یا یک سوء فهمیدن و برداشت غلط باعث این همه عقاید مختلف شده باشد. البته عده ای این گونه توجیه می کنند که به تعداد آدم ها، فکر مختلف وجود دارد و همه درست هست که با اندک توجه اشتباه بودن این طرز تفکر روشن می شود و در جای خود پاسخ مستدل داده خواهد شد. در اینجا علت تفاوت و متنوع بودن عقاید را به طور کلی می توان در نحوه اعتقاد به یکی از اصول ذیل دانست: 1- خداشناسی 2- پیامبر شناسی 3- معاد شناسی در اینجا توجه به این نکته ضروری است که اختلاف در نحوه عملکرد انسانها در زندگی منبعث از عقیده و مرام آنهاست. به این معنا که مثلا یک فرد مسیحی کلیسا می رود و یک سنی مذهب در موقع نماز دستش را روی شکم می گذارد و یک شیعه در موقع نماز قنوت می گوید و بودائی مراسم خاص خودش را به جا می آورد؛ و یک بی دین هر کاری که دوست دارد انجام می دهد. به طور اصولی مجادله و بحث کردن در مورد این گونه مسائل که اصطلاحاً فروع دین گفته می شود کاری عبث و بی فایده است و معمولا در همه مذاهب و طریقت ها فروع دین کاری تقلیدی و دستوری است؛ و باید تمام تمرکز و استدلال انسان بر روی اصول دین و باورها متمرکز شود، و طرز زندگی و اعمال و رفتار به طور اتوماتیک با اصلاح عقیده، تغییر می کند. حال با این مقدمه ما به تدریج از مفاهیم اولیه شروع کرده و به تدریج وارد مسائل عمیق تر و جزئی تر می شویم.

مدیر سایت