سایت اصول دین


دیباچه کتاب اخلاق اسلامی


اخلاق اسلامی

ديبـاچه کتاب اخلاق اسلامی

بسم الله الرّحمن الرّحيم. الحمد لِلّه ربّ العالمين، و صلّي الله علي جميع انبياء الله و رسله، سيّما أشرفهم و خاتمهم محمّد و آله الطّاهرين، الَّذين اذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيراً، لاسيّما بقيّة الله الاعظم، و لعنةالله علی اعدائهم، والسّلام علينا و عليٰ عبادالله الصّالحين.

برخلاف جماد، نبات و حيوان، كه تنها يك راه در پيش دارند، انسان همواره بر سر دو راهي¬ها و چند راهي¬ها قرار دارد و با انتخاب و آزادي و اختياري كه دارد، مي¬تواند از ميان راه¬ها يكي را برگزيند و بسته به انتخابش آن راه انتخابي، وي را به سعادت يا شقاوت مي¬رساند؛ هرچند همواره مي¬تواند از راه انتخابي خوب يا بد خود، عدول كرده و به راه مخالف آن گرايش نمايد.

و نيز از مسلّمات است‌، كه طبيعت انسان نه فقط تغييرپذير است، بلكه بي¬نهايت تكامل پذير است؛ يعني خداوند قوا و استعدادهاي فراواني در انسان قرار داده، كه مي¬تواند آن¬ها را شكوفا سازد و در نتيجه بي¬نهايت ثمر دهند و انسان را به كمالات نامتناهي نايل سازند؛ و سعادتمند كسي است، كه آن¬ها را در جهت خير و صلاح خود شكوفا نمايد.

از طرفي، هرچند در هر زمان اخلاق ركن مهمّ زندگي انسان بوده؛ ولي در زمان ما از اهمّيّت بيشتري برخوردار است؛ زيرا اگر قبلاً براي انجام بعضي مفاسد اخلاقي هزينه¬ها و وقت¬هاي بسياري لازم بود؛ ولي امروزه به واسطه¬ی پيشرفت علم و تكنيك مانند راديو و تلويزيون و اينترنت و ماهواره¬ها، هر كس مي¬تواند به راحتي به بسياري از مفاسد اخلاقي برسد؛‌ موادّ مخدّر به سراسر روي زمين برده شده و با وسايل كُشتار دسته¬جمعي همچون بمب¬هاي اتمي و شيميايي در مدّت كوتاهي مي¬شود ميليون¬ها نفر از مردم را از بين برد.

اصولاً انسان زماني شايسته¬ی نام انسان است، كه داراي اخلاق باشد؛ چه در غير اين صورت، حيوان خطرناكي است، كه براي رسيدن به ثروت وقدرت بيشتر با استفاده از هوش و عقلش مي¬تواند هزاران نفر را به خاك و خون كشد يا به موادّ مخدّر آلوده سازد.

و اين بدان خاطر است،‌ كه همان طوري كه يك بچّه زيباست و چون بزرگ هم شود باز زيباست،‌ كه تمام اندام¬هاي وي يكسان رشد مي¬كنند، امّا اگر تنها يكي از اندام¬هاي وي رشد كند‌ يا يكي از اندام¬هاي وي رشد نكند، براي وي مشكل¬آفرين مي¬شود.‌ همين-طور كمال انسان در داشتن سه چيز است: علم، ايمان و اخلاق، و رشد تنها يكي از اين¬ها بدون رشد آن دوتاي ديگر باعث ناراحتي¬هايي برای وی مي¬شود. چنان¬كه امروزه رشد علم بدون رشد ايمان و اخلاق سبب ناراحتی¬های روانی و جنگ¬ها و... بسيار شده است؛ ولی اگر ايمان و اخلاق بشر هم به موازات علمش پيشرفت كند، بشر را به سعادت كامل مي¬رسانند.

«علّامه¬ی مطهّري» مي¬فرمايد:

هيچ موجودي به¬اندازه¬¬ی انسان نيازمند ساخته¬¬شدن نيست وهيچ موجودي به اندازه¬ی انسان قابل ساخته¬شدن نيست و هيچ موجودي به اندازه¬ی انسان ارزش ساخته شده¬اش با ارزش ساخته ¬نشده¬اش اين¬قدر تفاوت ندارد. اين چيزي كه در دنيا از يك نظر نامش را «اخلاق» مي¬گذارند و از نظر ديگر نامش را «تعليم و تربيت» و يا «آموزش وپرورش» مي¬گذارند،‌ معنايش همين است؛ يعني انسانِ به صورت يك مادّه¬ خام را تبديل كردن به يك انسان قابل استفاده. قابل استفاده براي چه كسي؟ براي خودش و براي جامعه¬ی خويش. . . انسان يگانه موجودي است كه حتّی از نظر ماهيّت هم ساخته و پرداخته به دنيا نيامده است و لهذا اين-كه واقعيّت انسان چه واقعيّتي و ماهيّت انسان چه ماهيّتي باشد همه جور ممكن است از آب در بيايد،‌ همه جور ممكن است ساخته شود. ممكن است انسان فرشته شود و صد درجه از فرشته بالاتر . . . ممكن است همين انسان از هر موجودي كه تصوّرش را بكنيد منحط¬تر و پست¬تر شود: «اُولئكَ كَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلّ»... همين¬جاست،‌ كه نياز انسان به «مدل» به اصطلاح روشن مي¬شود. ( آشنايي با قرآن، ذيل تفسير آيه¬ی دوّم جمعه )

امروزه بشر در پرتو قدرت علم و صنعت وتكنيك،‌ با استخدام نيروهاي مختلف طبيعت، بر بسياري از مشكلات و دشواري¬هاي زندگي كه تا ديروز براي وي معضل و دردسر بودند فائق آمده است؛ ولي بشر امروز با داشتن همه نوع وسايل بهزيستي‌، نه تنها آرامش و امنيّت خاطر، كه زيربناي يك زندگي سعادتمند است، برايش حاصل نشده است؛ بلكه هر روز هم از هدف خويش، كه داشتن يك زندگي خوش و خرّم است، دورتر مي¬شود؛‌ به طوري كه بشر آرزو مي¬كند،‌ كاش اين صنعت و تكنيك را نداشت، ولي در عوض آن آرامش خاطر را داشت، امّا چنين چيزي ديگر امكان ندارد؛ زيرا بشر فعلي نه مي¬تواند اين علم و صنعت و تمدّنش را كنار گذارد‌ و نه كنار گذاشتن آن به صلاح است.

حرمت اخلاق چنان است، که نه فقط ما دوست داريم دارای فضايل اخلاقی باشيم؛ بلکه آراستگان به فضايل اخلاقی را نيز ـ که در رأس آن¬ها انبيا و اوليا هستند ـ با ديده¬ی عزّت و احترام می¬نگريم و شأن آن¬ها را والا می¬دانيم. و اين گرايش داشتن انسان به فضايل اخلاقی و بيزاری از رذايل اخلاقی هم، يکی از دلايل قطعی بر فطری بودن اخلاق است.

يكي از عوامل مهمّي هم كه در موفقيّت و پيروزي يا شكست و ناكامي افراد و جوامع تأثير عظيم دارد «اخلاق»‌ و «فضايل اخلاقي» است. بدين معني كه از نظر محقّقين امور پرورشي، رهبري احساسات و عواطف و بازداري آن¬ها از گرايش به افراط و تفريط،‌ يكي از مهم¬ترين مسائل در زندگي بشر است. و حتّی مي¬توان گفت: تكامل استعدادهاي رواني و اخلاقي بشر به مراتب از تكامل علمي و معارفي وي مهم¬تر است؛ زيرا او در هر لحظه با استعدادهاي رواني و اخلاقي سر و كار دارد. لذا اخلاق و تهذيب و تذكيه¬ی نفس، در اعمال و رفتار فردي و اجتماعي انسان ارتباط عميق دارد، روابط ميان انسان با خدا را تنظيم مي¬كند، روابط ميان اعضاء جامعه را سامان مي¬دهد و فرد و جامعه را به رستگاري و كمال مي¬رساند.

هرچند عقل با فروغ طبيعي خود، همواره راه زندگي انسان را روشن مي¬سازد؛ ولي اميال و شهوات و غرايز نيز همواره برآنند كه براي ارضاي بي¬حدّ و حصر خود، بينايي و روشنايي عقل را چنان ضعيف سازند، كه آدمي بي¬انديشه از اميال و شهوات و غرايزش پيروي كند، و در نتيجه انسان از مسير طبيعي و صراط مستقيم خارج شده و به پرتگاه سقوط و انحراف كشانده شود. از اينجا مي¬توان به نقش پراهمّيّت اخلاق در زندگي بشر پي برد.

از طرفي ديگر، ازآنجا كه در بسياري موارد بين اجراي اصول اخلاقي و تمايلات بشري تضاد پديد مي¬آيد؛ و نيروي تربيتي آن¬چنان راسخ و پايدار نيست كه انسان را در همه حال در خلاف مجراي تمايلاتش سوق دهد، تربيت بدون پشتوانه¬ی ديني كارايي چنداني ندارد.

از¬اين¬رو، معلوم مي¬شود، كه مهم¬ترين ضامن اجراي اصول اخلاقي «ايمان مذهبي» است. بدين معني ايمان به خداوندي كه آفريننده¬ی جهان است و در دنيا و آخرت به نيكوكاران پاداش و بدكاران را كيفر مي¬دهد، مي¬تواند انسان را كاملاً قادر سازد كه در مقابل وسوسه¬ها و انگيزه¬هاي شهواني كاملاً مقاومت كند و خود را در سايه¬ی مذهب بيمه نمايد.

ولي از آنجا كه انسان تركيبي از جسم و روح است، توجّه به يكي از اين دو بُعد، عوارض غيرقابل جبراني به همراه دارد؛ چنان¬كه مي¬بينيم مكاتب و ادياني كه تنها به يكي از اين دو بعد توجّه داشته¬اند، به هيچ وجه نتوانسته¬اند براي پيروان خود دستاورد چنداني ارائه دهند؛ نقش دين درست و تحريف¬نشده¬اي چون اسلام، كه به هر دو بُعد جسمي و روحي انسان كاملاً توجّه نموده و دستورات لازم براي هريك از آن دو داده است، روشن مي¬شود.

آري، آيين مقدّس اسلام تنها ديني است، كه با توجّه به تمام نيازهاي مادّي و معنوي و فردي و اجتماعي انسان و با پرورش صفات عالی انسانی و اخلاقی، ضامن پيروزي و نجات بشريّت است و انسان را به سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت خواهند رساند.

شيخ بهايی گويد:

چون پروردگار بزرگ، انسان را به کرامت اخلاق مخصوص کرد، او را از ميان همه¬ی موجودات به جانشينی خويش برگزيد؛ چنان¬که فرمود: «اِنّی جاعِلٌ فی الاَرضِ خَليفَةً» و بر آدمی تخلّق به اخلاق خداوندی و شباهت¬جويی به اوصاف پروردگاری را واجب داشت؛ زيرا حکيم هيچ¬گاه کم¬خردی را جانشين خود نمی¬سازد، و دانا، نادانی را به نيابت خويش برنمی¬گزيند؛ و ازاين¬روست که پيامبر(ص) فرمود:«تَخَلَّقوا بِاَخلاقِ اللهِ: به اخلاق خداوندی متخلّق شويد.» (کشکول شيخ بهايی، ص 467 )

اخلاق اسلامی که اسلام ارائه می¬دهد، غير از اخلاقی است، که ماترياليست¬ها و مکتب¬ها و حتّی اديان ديگر ارائه می¬دهند. انسانی که امانتدار است و در امانت خيانت نمی¬کند، حيوانی تربيت شده است، همچون سگی که برای شکار تربيت می¬شود، که چون شکاری می¬گيرد، بدون آن¬که در آن خيانت کند، آن را برای صاحبش می¬برد. و کسی که از خانواده و قبيله و ملّت خود دفاع می¬کند، همچون حيوانی است، که از بچّه¬ی خود دفاع می¬کند.؛ امّا انسانی که در سايه¬ی توحيد و قرآن کريم و پيامبر اکرم(ص) و ائمّه¬ی معصومين (ع) مؤدّب به آداب اسلامی می¬شود، مظهر اسماء الهی می¬گردد: «وَ عَلَّم آدَمَ الاَسماءَ کُلَّها» (بقره 2/31) يعنی يک انسان بالفعل و متخلّق به اخلاق الهی می¬گردد.

اين کتاب در دو بخش ارائه می¬شود: اصول مسائل اخلاقی، و فضايل و رزايل اخلاقی.

رحمت الله قاضيان


کتاب اخلاق اسلامی
دکتر رحمت الله قاضیان