
ديبـاچه کتاب عبادت، نماز و دعا.
بسم الله الرّحمن الرّحيم. الحمد لِلّه ربّ العالمين و صلّي الله علي انبياء الله و رسله، سيّما أشرفهم و خاتمهم محمّد و آله الطّاهرين، الَّذين اذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيراً، لاسيّما بقيّة الله الاعظم، و لعنةالله علی اعدائهم, والسّلام علينا و عليٰ عبادالله الصّالحين.
ستايش خداوندي را سزاست، كه لباس عزّت و بزرگي درپوشيد و آن دو را براي خود انتخاب و از آفريدگانش بازداشت. (اَلحَمدُ لِلَّهِ الَّذي لَبِسَ العِزَّ وَالكِبِرياءَ وَاختارَهُما لِنَفسِهِ دونَ خَلقِهِ، وَجَعَلَهُما حِميً وَ حَرَماً عَليٰ غَيرِه) (خطبه¬192¬نهج¬البلاغه). و ثنا پروردگاری را سزاست، كه لباس عبوديّت و پوشش فقر و مسكنت را بر اندام جهانيان موزون ساخت: «اِن كُلُّ مَن في السَّماواتِ وَالاَرضِ اِلّا آتَي الرَّحمنِ عَبداً» (مريم 19/93) و محصول اين ارتباط، سرريز جُود و بخشش از خداوند رحمان و رحيم و زدايش فقر از بندگان است.
عبادت، نردبان ترقّي و تعالی انسان خاك¬¬نشين به درگاه حضرت داداري است، كه در روان آدميان ذوق و شوق خودش را به وديعه نهاده است، تا با پيمودن راه و رسم جلال و جمال كبرياي الوهيّت، خود را به آن منبع فيض و كرم نزديك سازند و از مواهب و الطاف او برخوردار گردند.
آري، انسان با عبادت، در صورتي كه با آداب و راه و رسم عبادت و بندگي كاملاً آشنا باشد، چنان از طعم شيرين و عطر مُشكين آن سرمست مي¬شود، كه در دعايش به درگاه حضرت دوست، دست نياز دراز كرده و عرض مي¬كند: «اَللَّهُمَّ اَذِقنی حَلاوَةَ عِبادَتِكَ: خداوندا، حلاوت بندگيت را به من بچشان.
پيروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ايران به رهبری فقيه، حکيم و عارف بی¬بديل حضرت امام خمينی (ره) بی¬ترديد نقطه¬ی عطفی در تاريخ بشر به شمار می¬رود. انقلابی که شعور و شعار دينی را در هم آميخت و خفتگان را بيدار و اسيران در بند هوا و شيطان را آزاد کرد، به نااميدان اميد و به خستگان نوش و توان بخشيد. ظلمتکده¬های سراسر گيتی را همراه با ترنّم: «يا اَيُّهَا الاِنسانُ اِنَّكَ كادِحٌ اِلیٰ رَبِّكَ كَدحاً فَمُلاقيهِ: هان ای انسان، تو برای رسيدن به پروردگات رنج خواهی برد، چه رنجی! و سرانجام به لقای او خواهی رسيد.» (انشقاق 84/٦) روشنی بخشيد.
بنا بر احاديث، عبوديّت سه ركن دارد: يكي آن¬كه بنده نه در اصل وجودش براي خود مالكيّتي قائل باشد و نه در كمالاتش، دوّم، آن¬كه تدبير همه چيزش را به دست پروردگار رحمان و رحيمش بداند و سوّم آن¬كه تمام اشتغالات و همّ و غمش را در مسير امر و نهي معبودش قرار دهد. (مجمع¬البحرين 2/1089)
انساني كه با چنين بينشي به عبادت پروردگارش بپردازد، نه فقط هيچ گامي برخلاف مسير پروردگارش برنمي¬دارد، بلكه تمام مصائب و سختي¬هاي روزگار نيز برايش سهل و آسان مي¬شود و از طرف ديگر، به گونه¬اي به عبادت مي¬پردازد، كه گويي از روزنه¬ی عبوديّت نظّاره¬گر برق جمال و رعد جلال پروردگارش مي¬باشد.
چنان¬كه رسول گرامي اسلام(ص) مي¬فرمايد: «اُعبُد رَبَّكَ كَاَنَّكَ تَراهُ، فَاِن كُنتَ لاتَراهُ، فَاِنَّهُ يَراكَ: پروردگارت را چنان عبادت كن، كه گويي او را مي¬بيني؛ زيرا اگر تو او را نمی¬بيني، او تو را مي¬بيند. (بحار 74/74)
امام حسين(ع) در جمع اصحابش فرمودند: «اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ ماخَلَقَ العِبادَ اِلّا لِيَعرِفوه، فَاِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ، فَاِذا عَبَدوهُ استَغنوا بِعِبادَتِهِ عَن عِبادَةِ مَن سَواهُ: خداوند عزّ و جلّ بندگان را نيافريد، مگر براي آن¬كه او را بشناسند، چون او را شناختند عبادتش كنند، پس وقتي او را عبادت كنند، از عبادت و بندگي ديگران بي¬نياز مي¬شوند». (الميزان ذيل آيه¬ 56 ذاريات)
از میان عبادات نماز جایگاه ویژه ای دارد و ركن اصلى دين است و بايد اصلىترين جايگاه را در زندگى مردم هم داشته باشد. حيات طيّبه برای انسان وقتى حاصل خواهد شد، كه دلِ خود را با يادِ خدا زنده نگهدارد و هيچ وسيلهئى هم مستحكمتر و دائمىتر از نماز براى ارتباط ميان انسان با خدا نيست. نماز با حضور و با توجّه، انسان را از پوچى و بى هدفى مىرهاند و افق زندگى را برایش روشن مىسازد و به او همّت و اراده و هدف مىبخشد.
امام صادق(ع) فرموده: هرگاه به در مسجد رسيدي، بدان كه پادشاه بزرگي را قصدكرده¬اي، كه در محضر او گام ننهند مگر پاكيزگان و همنشين او نشوند مگر تصديق كنندگان و اين¬كه او قادر است با فضل و كرمش عمل هر كه را بخواهد قبول كند و پاداش به او عطا فرمايد، هرچند عمل او كم باشد و يا از روي عدل و حساب عمل او را رد كند، هر چند بسيار باشد و بنگر از كدام دفتر اسم تو بيرون آيد؛ پس اگر شيريني مناجات پروردگار را پسندي، داخل شو، كه براي تو اذن و امان است، وگرنه درنگ كن و توقّف نما مانند توقّف شخص مضطرّ و بيچاره كه او را نخوانند. (جامع¬السّعادات، آداب الصّلاة)
اصولاً جز خدا هيچ چيز و هيچ¬كس شايسته¬ی پرستش نيست؛ زيرا غيرخدا يا همچون بت¬ها هيچ خاصيّتي ندارند و يا همچون فرشتگان يا انسان¬هاي ديگر قدرت و كارآيي¬ آن¬ها موقّت و محدود است، درحالي كه اين تنها خداست، كه نه فقط همه¬ی كمالاتش نامتناهي است، بلكه كمالات موجودات ديگر هم از اوست.
در قرآن كريم هم به تلاوت بسيار قرآن سفارش شده و هم به ذكر بسيار خداوند. در مورد تلاوت قرآن مي¬فرمايد: «فَاقرَاُو ماتَيسَّرَ مِنَ القُرآنِ: هر چه مي¬توانيد قرآن بخوانيد.» و در مورد ذكر مي¬فرمايد: «فَاذكُروا اللهَ كَثيراً: بسيار ذكر و ياد خدا كنيد.»؛ ولي يك تعبيري در مورد دعا آمده، كه در مورد تلاوت قرآن نيست و آن اين¬كه مي¬فرمايد: «قُل مايَعبَئُوا بِكُم رَبّي لَولا دُعاؤكُم: بگو اگر دعايتان نباشد، پروردگارم به شما ارجی ننهد. (فرقان 77)
و در حديث داريم: «اَلدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ: دعا مخ و مغز عبادت است.» (بحارالانوار 90/302)
اين کتاب در سه بخش ارائه می¬شود: عبادت، نماز و دعا.
رحمت الله قاضيان