سایت اصول دین


تحقيق و شرايط محقّق


دکتر رحمت الله قاضیان

تحقيق و شرايط محقّق.

انسان به تحصيل علم يعنی فهم حقيقت و معلوم ساختن مجهولات توانايی دارد، و ازآن¬جا كه همه¬ی¬ افراد بشر داراي قّوه¬ی تعقّل¬اند، که وسيله¬ی¬ کسب علم است؛ ازاين¬رو، همه می¬توانند عالم و محقّق شوند، ولی بسياری از مردم اين قوّه¬ی خدادادی را به کار نمی¬گيرند. به قول يکی از غربيان: «فرق انسان و حيوان بسيار کم است، ولی بسياری از مردم اين خيلی کم را هم ندارند». اينان به تعبير قرآن¬کريم غضب¬شدگان (اَلمَغضوبِ عَلَيهِم) هستند. بسياری ديگر از مردم هر چند براي فهم امور کوشش مي¬كنند، امّا چون روش درست به کار بردن عقل برای وصول به دانش را نمی¬دانند به بي¬راهه می¬روند و به تعبير قرآن¬كريم گمراهان (الضّالّين) هستند.

کسی¬گفت: دختر کدام امام بود که طعمه¬ شغال شد؟ گفت: دختر نبود و پسر بود، امام نبود و پيغمبر بود، شغال نبود و گرگ بود، تازه قضيّه اساساً دروغ بود.

شرايط تحقيق

تحقيق چيست؟ «تحقيق عبارت است از كوشش¬هاي منظّم و سازمان¬يافته براي كشف حقيقت موجودات و حوادثي كه در جهان واقعي با متد صحيح انجام مي¬گيرد». مثلاً همه¬ی¬ انسان¬ها مي¬بينند، كه شب و روز و چهار فصلي هست و در فصول معيّني از سال در هر منطقه¬اي از زمين بارش هست، ولي كساني كه به اين حدّ از شناخت اكتفا نكنند، بلكه در صدد بر¬آيند، كه چگونگي پيدايش شب و روز و فصول سال و نيز چگونگي تشكيل ابر و بارش را بفهمند «محقّق» ناميده مي¬شوند و كار آن¬ها «تحقيق» نام دارد، و محقّق بالاتر كسي است، كه با دقّت در آمد و شد شب و روز و پيدايش سرما و گرما و بارش، به اين نتيجه برسد، كه به طور قطع اين¬ها خالق و مدبّري حكيم و دانا و توانا دارند «خدا» نام.

تحصيل علم آداب وشرايطی دارد، که در صورت ندانستن يا عمل نکردن بدان¬ها، کوشش و تلاش ثمر چندانی نخواهد داشت. در اينجا به بعضی از آن آداب و شرايط اشاره می¬کنيم:

1 ـ طالب علم بايد علم را برای رضای خدا و تکامل خودش و هدايت بندگان خدا بخواهد، نه برای تفاخر به ديگران يا سود مالی يا رياست و ....

2 ـ مداومت در تحصيل: طالب علم بايد بر تحصيل مداومت کند، يعنی نبايد غير از تحصيل علم به امور ديگر اشتغال داشته باشد. چنان¬که گفته¬اند: «علم آن قدر بخيل است، که تا تمام وجودت را در اختيار آن قرار ندهی، بخشی از وجودش را در اختيارت قرار نمی¬دهد.»

تحصيل دوام خواهــد و جدّ و طلب پيوسته به روز درس و تکرار به شب

طاعات و رياضات و عبادات و ادب بي اين همه، تحصيل محال است و عجب

آری، واقعيّت به آسانی تسليم نمی¬شود و به قول نظامی در خسرو و شيرين:

چه خوش گفت اين سخن پير جهان گرد که دير آی و درست آی، ای جوان¬مرد

3 ـ تعطيلی را تغيير شکل برنامه¬ تحصيلی دانست و به نحو احسن ازآن استفاده کرد.

4 ـ دانشجو بايد در گذران وقت از امور غيرضروری مانند حلّ جدول، ديدن فيلم، بازی فوتبال و شرکت در جلسات غيرضروری بپرهيزد.

علم دريايی است بی حدّ و کنار طالب علم است غوّاص بحـــــار

گر هزاران ســــال باشد عمر او او نگردد سير خود از جست¬وجو

5 ـ هر چند در هر زمينه تحقيق شده، ولی باز در هر زمينه می¬توان تحقيق کرد.

يک عمر می¬توان سخن از زلف يار گفت در بند آن مباش که مضمون نمانده است

6 ـ بايد در قيام به عبادت از قبيل شرکت در جماعات، نماز اوّل وقت، رو به قبله بودن به هنگام مطالعه، صرف غذا، نشستن، خوابيدن و غيره مقيّد باشد.

7 ـ دانشجو بايد به آنچه فرا می¬گيرد عمل کند. به اين ضرب المثل¬ها توجّه کنيد: «عالم بی¬عمل درخت بي¬ثمر است»، عالم بی-عمل تشنه¬ای است در کنار دريا» و «عالم بی¬عمل گرسنه-ای است که روی گنج خوابيده است.»

امام صادق (ع) فرموده: «لَن يَنفَعُکُمُ اللهُ بِالعِلمِ حَتّیٰ تَعمَلوا بِهِ: خدا در علم به شما سودی نمی¬رساند، تا بدان عمل کنيد.» (بحارالانوار 2/37 )

علم را چندان که بيشتر خوانی چون عمل در تو نيست نادانی

نه محقّق بود نه دانشمند چارپايی بر او کتـــــابی چند

اقسام تحقيق:

1 ـ تحقيق برآوردي، كه در آن تنها به توصيف چگونگي رويداد واقعيّتی پرداخته شود. مثلاً در مورد انقلاب اسلامي ايران تحقيق شود، كه چه عواملي باعث وقوع آن شده¬اند.

2 ـ تحقيق ارزش¬يابي، كه علاوه بر توصيف چگونگي رويداد يك واقعيّت، آن را برحسب مؤثّر بودن، مطلوب بودن و داشتن فوايد اجتماعي نيز مورد ارزش¬يابي قرار دهيم. چنان¬كه در مورد مثال فوق علاوه بر تحقيق در چگونگي پيدايش انقلاب اسلامي ايران، در مورد اثرات وفوايد اجتماعي آن در ايران وجهان نيز بررسي نماييم.

3 ـ تحقيق توصيفي، كه علاوه بر موارد يادشده، آن را با پديده¬هاي مشابهش نيز سنجيده شود. چنان¬كه در مورد همين مثال، علاوه بر بررسي پيدايش انقلاب اسلامي ايران و اثرات و فوايد اجتماعيش، آن را با انقلابات ديگر چون انقلاب اسلامي پيامبر اسلام (ص)، انقلاب مشروطيّت ايران، انقلاب اكتبر سوسياليستي روسيه، انقلاب كبير فرانسه و... نيز مقايسه شود و وجه تشابه و اختلاف آن با اين انقلابات بررسي گردد.

ويژگي¬هاي تحقيق: تحقيق علمي داراي ويژگي¬هاي زير است:

1 ـ تحقيق بر روی واقعيّات: تحقيق بايد بر روي واقعيّات عالم صورت گيرد، نه بر روي موهومات و اعتباريّات چون ديو و غول و شانس يا نحس بودن سيزده و....

2 ـ ضرورت موضوع مورد تحقيق: بايد به تحصيل علمی پرداخت، که برای خود و خانواده و جامعه سودمند باشد. چنان¬¬که در تعقيبات نماز عصر داريم: «اَللُّهُمَّ اِنّی اَعوذُ مِن عِلمٍ لايَنفَع: خدايا به تو پناه می¬برم، از علمی که در آن سودی نباشد.»

3 ـ عمل صالح: روشن است، که نمی¬توان هر کاری همچون دزدی، خيانت، جنايت، ستم و داير کردن مي¬خانه، قمارخانه، محلّ فحشاء و... را مفيد و تحقيق برای انجام آن¬ها را برای خود و بشريّت سعادت¬آفرين دانست، بلکه هر کاری، از جمله پژوهش¬ها و تحقيقات علمي زمانی سعادت¬آفرين خواهند بود، که کارهای مفيدی برای بشريّت ودر خدمت خلق خدا و دين خدا و سعادت حقيقی بشر صورت گيرند.

4 ـ انتخاب مسأله برای تحقيق: يکی از مراحل تحقيق و پژوهش «گزينش مسئله¬ی مورد تحقيق» است. هر قدر مطالعات شخص بيشتر باشد، به¬همان اندازه دقّت وی در انتخاب اين¬که چه مسئله¬ای در تحقيقات بيشتر مورد نياز جامعه است، تا آن را برای تحقيق برگزيند و روی آن وقت صرف کند، بيشتر خواهد بود.

4 ـ عمومی بودن تحقيق: تحقيق بايد در مورد اموري باشد، كه ديگران هم بتوانند آن را آزمايش نمايند، تا آن¬ها هم با آزمايشات خود نتيجه¬ی¬ تحقيق ما را تصديق كنند.

5 ـ منظّم و قانونمند بودن قانون: تحقيق بايد منظّم و از روي اصول و قواعد معيّن صورت گيرد، نه اين¬كه بي¬نظم و بي¬قاعده باشد.

6 ـ کشف واقعيّت: هدف از تحقيق تنها بايد كشف واقعيّات باشد و هيچ¬گونه جانبداری نسبت به اثبات يا ابطال نظر و عقيده¬اي در آن نباشد.

7 ـ كلّي بودن تحقيق و اعلان نتيجه¬ی آن: بعد از تحقيقات بايد نتيجه¬ی تحقيقات، به صورت قوانين كلّي درآيد و اعلان گردد.

موانع شناخت و تحقيق

بعد از پذيرفتن وجود واقعيّات در خارج از ذهن و امكان شناخت آن¬ها در حدّ توانايي انسان،‌ گوييم: موانعي بر سر راه شناخت و تحقيق ـ‌ مخصوصاً شناخت اعتقادي و ديني ـ هست، كه بايد از آن¬ها به دور بود، وگرنه نمي-توان به شناخت حقايق نايل آمد.

چنان¬كه براي ديدن اشياء، چشم كفايت نمي¬كند، بلكه وجود نور و نبود مانع هم لازم است. و نيز اگر كسي هم احول (دوبين) باشد، آن¬چه را مي¬بيند با واقعيّت تطبيق نمي¬كند. همين¬طور، اگر كسي عينك سياهي به چشم بزند، همه جا را تيره مي¬بيند، و اگر عينك كبودي به چشم بزند، همه جا را كبود خواهد ديد و به قول «مولوي»:

پيش چشمت داشتي شيشه¬ی كبود زان سبب عالَم كبودت مي¬نمود

درست به همين¬گونه موانع براي عقل و فطرت آدمي نيز ممكن است پيش ¬آيد، تا آن¬جا كه نتواند واقعيّات خارجي، وقايع تاريخي و حتّي گفتار خدا و پيامبر و ساير معصومين (ع) را هم درست ببيند،‌ بلكه همه¬ی آن¬ها را وارونه بفهمد.

موانع شناخت: موانع معرفت و شناخت درست امور،‌ بسيارند، از جمله:

1 ـ‌ دوستي شديد دنيا: از آن¬جا كه بنا به قول احاديث اسلامي «دوستي دنيا سرمنشأ همه¬ی¬ خطاهاست»، دوستي شديد مال و جاه و شهوت و... سبب مي¬گردند، كه انسان حقايق را آن¬گونه كه هستند نبيند، بلكه آن¬ها را غيرواقعي ببيند. همان¬طوري كه گفته¬اند:‌ «حُبُّ الشَّيءِ يُعمي وَ يُصِمُّ:‌ دوستي چيزي كور و كر مي¬كند.»‌

قرآن¬ ¬کريم فرموده: اَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً: آيا آن¬¬كس¬كه زشتي كردارش در نظرش زيبا آمده و آن را نيكو مي¬بيند، مانند كسي است، كه به راستي زيباكردار است؟ فاطر 35/8

و قرآن کريم ¬فرموده:‌ «وَلَكِن قَسَت قُلوبُهُم وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيطانُ ماكانوا يَعمَلونَ: بلكه دل¬هاشان سخت شد و شيطان كارهايشان را در نظرشان زينت داد. (انعام 6/43 )

2 ـ‌ كفر و نفاق: كفّار و منافقان و بدعت¬گذاران چون قلب و فكرشان منحرف است، هر واقعيّتي حتّيٰ وحي¬هاي الهي را كج و معوج مي¬بينند.

قرآن کريم می¬فرمايد: «كَلّا بَل رانَ عَلي قُلوبِهِم ماكانوا يَكسِبونَ: چنين نيست، بلكه اعمالشان چون زنگاري بر دل¬هايشان نشسته است.» (مطفّفين 83/14 )

وفرموده: «فَاَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم زَيغٌ، فَيَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ٱبتِغاءَ الفِتنَة: امّا كژدلان براي فتنه¬جويي و به قصد تأويل آن، متشابهات را دنبال مي-كنند.» (آ ل عمران 7 )

3 ـ‌ هواپرستي: يكي از عوامل كج¬فهمي، پيروی از هواهای نفساني است.

قرآن کريم ¬فرموده: «اَفَرَاَيتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَواهُ وَ اَضَلَّهُ اللهُ عَليٰ عِلمٍ: آيا ديده¬اي كسي را، كه هواي نفسش را معبود خود قرار داده و خدا او را با آگاهي گمراه ساخته است؟» (جاثيه 45/23 )

حقيقت سرايي است آراستـــــه هوا و هوس گرد برخــــاسته

نبيني كه جايي كه برخاسته گرد نبيند نظر گرچه بيناست مرد؟

4 ـ كبر و غرور: كبر و غرور و خودخواهي سبب مي¬شوند دل¬هاي صاحبانشان تاريك شده‌ و از درك حقايق و واقعيّت¬ها محروم مانند.

چنان¬كه قرآن¬كريم در اين زمينه ¬فرموده: «اَلَّذينَ يُجادِلونَ في¬آياتِ اللهِ بِغَيرِ سُلطانٍ اَتاهُم كَبُرَ مَقتًا عِندَاللهِ وَ عِندَ الَّذينَ آمَنوا، كَذالِكَ يَطبَعُ اللهُ عَلي كُلِّ قَلبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّارٍ: آن¬ها كه بي¬هيچ دليلي در آيات الهي مجادله مي¬کنند، اين جدال بي¬اساس خشم بزرگي نزد خدا و كساني كه ايمان آورده¬اند، برمي¬انگيزد. اين-گونه خدا بر دل هر متكبّر جبّاري مهر مي¬نهد.» (غافر 40/35)

5 ـ‌ تعصّب و لجاجت:‌ لجاجت و تعصّب و فسق و فجور پرده¬هايي بر چشم و گوش‌ جان صاحبان اين صفات زشت بيفتد، به نحوي¬كه از درك حقايق محروم مانند. قرآن¬ كريم ¬در اين مورد فرموده:‌ اَفَلايَتَدَبَّرونَ القُرآنَ اَم عَليٰ قُلوبٍ اَقفالُها: آيا در قرآن تدبّر نمي¬كنند يا بر دل¬هايشان قفل نهاده شده است؟» (محمّد 47/24)

6 ـ تقليد كوركورانه: يكي ازموانع شناخت حقايق، تقليد كوركورانه از ديگران است. تقليد چهار قسم است: تقليد عالم از جاهل، تقليد جاهل از جاهل، تقليد عالم از عالم و تقليد جاهل از عالم. تنها تقليد جاهل از عالم درست است، ولي بيشترين اعمال و رفتار و گفتار ما بر اساس پيروي¬هاي غيرعاقلانه و غيرمنطقي است. بلی، حتّي دانشمندان و نوابغ نمي¬توانند جز در يك يا چند رشته متخصّص باشند و در ساير موارد از متخصّصان در هر زمينه پيروي مي¬كنند. چنان¬كه پزشك در ساختن خانه¬اش از مهندس كمك مي-گيرد و مهندس در درمان بيماريش از پزشك، امّا در ساير موارد تقليد و پيروي خلاف عقل و منطق است و به قول «مولوی»:

خلق را تقليدشان، برباد داد اي دوصد لعنت، بر اين تقليد باد

7 ـ پيروی از حدس و گمان: از آنجا که دست¬يابی به يقين و تشخيص واقعيّت در¬ امور مشکل است، انسان¬ها با توجّه به غريزه¬ راحت¬طلبی، معمولاً مسائل روزمرّه¬¬ خود را بر «گمان» بنا می¬کنند و به زندگی ادامه می¬دهند. يکی از لغزشگاه¬های محقّق اين است که اين طرز دست¬يابی به يقين را در ساحت علم و تحقيقات علمی بکشاند و شکّ و گمان را به جای يقين گذارد. اين امر در مسائل زيربنايی مانند اعتقادات دينی، بيشتر از مسائل علمی به شخص و جامعه زيان می¬رسانند و بيشتر لطمه می¬زند.

قرآن ¬کريم نيز از مشرکين که اعتقادات خود را بر اساس گمان بنا کرده و موجوداتی مانند بت و اجرام آسمانی را خدا می¬پنداشتند، به شدّت انتقاد کرده و مي¬فرمايد: «قُل هَل عِندَكُم مِن عِلمٍ فَتُخرِجوهُ لَنا، اِن تَتَّبِعونَ اِلَّا الظَّنَّ، وَاِن اَنتُم اِلَّا تَخرُصونَ: بگو: آيا نزد شما دانشی است، که آن را برای ما آشکار کنيد؟ شما جز از گمان پيروی نمی¬کنيد و جز دروغ نمی¬گوييد. (انعام 6/148)

و قرآن ¬کريم ¬فرمود: «لاتَقفُ مالَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ، اِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ، كُلُّ اُولَئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولاً: از آنچه بدان علم نداری پيروی مکن که ازگوش و چشم و دل، همه بازخواست خواهند شد.» (اسراء 17/36)

بيکن عواملی را که باعث خطای در فکر می¬شوند «بت» ناميده است، بت¬های شخصی، بت¬های¬طائفه¬ای، بت¬های اجتماعی، بت¬های¬نمايشی و بت-های بازاری. دکارت تأکيد مي¬كند تنها چيزی بايد به عنوان حقيقت پذيرفت که کاملاً روشن بوده و خالی از هرگونه ابهام باشد.

8 ـ شرط ديگر تحقيق فهم سخن و تبحّر در موضوع است. حافظ گويد:‌

چوبشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست سخن شناس نه¬اي جان من سخن اينجاست

اميرمؤمنان (ع) در نامه¬ای به فرزندش امام حسن (ع) می¬‏فرمايد: پس اگر دانستن چيزی ... بر تو دشوار گردد، آن دشواری را از نادانی خود به حساب آر! چه تو نخست كه آفريده شدی نادان بودی سپس دانا گرديدی، و چه بسيار است آنچه نمی¬‏دانی و در حكم آن سرگردانی و بينشت در آن راه نمی¬‏يابد، سپس آن را نيك می¬‏بينی و می¬‏دانی. (نهج البلاغه، نامه 31)

نبايد پيش از فهم درست مدّعايي، به ¬صرف داشتن تصوّری مبهم از يك نظريه به نقد آن پرداخت. بسياری از اختلافات ميان انديشمندان از همين‏جا ناشی است.

مشاجراتی كه در ميان فقيهان، فيلسوفان، متكلّمان و عارفان بر سر مسائل مختلف هست، در بسياری از موارد، ريشه در تفاوت زبان‏ها و عدم تفاهم دارد. چنان¬كه كسی كه هم عارف است و هم فيلسوف و هم فقيه، بين اين معارف تناقض نمی¬‏بيند.»

9 ـ كنار نهادن حب و بغض‏: با نگاه عاشقانه يا مغرضانه به مسئله‏ای -‏نگريستن، به سختی می¬توان همه¬ ابعاد و جنبه‏های آن را به درستی درك كرده و سره و ناسره¬ی آن را تشخيص داد. اصولاً برای چنين كسی درك مسئله موضوعيّت ندارد.

آری، يكي از شرايط اصلي درك حقيقت يك مطلب، كنار نهادن حبّ و بغض است. تأثير حبّ و بغض تا آن¬جاست، كه مي¬تواند هنر را عيب و عيب را هنر بيند.

كسي به ديده¬ی انكــار اگر نگاه كند نشان صورت يوسف دهد به ناخوبي

وگر به چشم ارادت نگه كني در ديو فرشته¬ايت نمـــايد به چشم ناخوبي

10 ـ نقد انگيخته به جای انگيزه: يكی ديگر از بزرگ‏ترين آفت‏های اخلاقی در عرصه¬ی نقد، خلط انگيزه و انگيخته است. كسی كه مورد نقد قرار می‏گيرد، به جای پرداختن به پاسخ نقدهای ناقد، به اكتشاف انگيزه‏های نهانی ناقد پرداخته و با آلوده ساختن فضای نقد، خود را از پاسخگويی به آن بی‏نياز می‏بيند.

اميرمؤمنان (ع) ¬فرمود: «خُذِ الحِکمةَ اَنّی کانَت، فَاِنَّ الحِکمَةَ ضالَّةُ المُؤمِنِ: حكمت را هر جا که هست فراگير، زيرا حکمت گمشده¬ی هر مؤمنی است.» غررالحکم، باب حکمت، حديث 2227

چو داني كه مقصود گوينده چيست مبين اي برادر كه گوينده كيست؟

نبـــــايد بر اين قدر گوهر شكست كه از دست بي¬قدري افتد به دست

كي افتد در اعجـــــاز قرآن شكي وگر خواندش بي¬خرد كودكي

و اميرمؤمنان (ع) مي¬فرمايد: «اَلحِكمةُ ضالّةُ المُؤمِن فَخُذِ الحِكمَةَ وَلَو مِن اَهلِ النِّفاق: حكمت گمشده¬ مؤمن است. پس آن را فراگير هرچند از منافقان باشد.» نهج البلاغه، حکمت 80

11 ـ مأيوس نشدن: با وجود اين همه موانع بر سر راه شناخت، هرگز نبايد از بيم لغزش يا شکست مأيوس شد، چه بسا کج¬روی که ما را به راه راست هدايت می¬کند و چه بسا شکست که زمينه¬ی پيروزی است. و به قول يک مثل اسپانيايی: خطا کردن کار انسان است و در خطا ماندن کار حيوان.

آن¬که پا دارد می¬رود، آن¬که راه می¬رود، دير يا زود به مقصد می¬رسد.

آبی ميان جو روان، آبی لب جو بسته يخ آن تيزرو، اين سست¬رو، هين تيز رو، تا نفسری

قواعد تحقيق از نظر دکارت

«دكارت» در کتاب «گفتار در روش راه¬ بردن عقل» گويد:‌ «برآن شدم، كه به جاي قواعد فراوان، كه منطق از آن¬ها تركيب يافته، چهار دستور آينده مرا بس است، به شرط اين¬كه عزم دائم راسخ كنم بر اين¬كه هرگز از رعايت آن¬ها تخلف نورزم:

نخست اين¬كه هيچ¬گاه هيچ چيز را حقيقت نپندارم، جز آن¬كه درستي آن بر من بديهي شود، يعني از شتابزدگي و سبق ذهن بپرهيزم و چيزي را به تصديق نپذيرم، مگر آن¬كه در ذهنم چنان روشن و متمايزگردد، كه جاي هيچ¬گونه شكي باقي نماند.

دوّم، آن¬كه هر يك از مشكلات مورد مطالعه را تا مي¬توانم و به اندازه¬اي كه براي تسهيل حلّ آن لازم است، به اجزاء تقسيم نمايم.

سوّم، آن¬كه افکارم را به ترتيب جاري سازم و از ساده¬ترين چيزها، كه علم به آن¬ها آسان¬تر است آغازكرده، كم¬كم به معرفت مركّبات برسم و حتّيٰ براي اموري كه طبعاً تقدّم ندارند ترتيب فرض كنم.

چهارم، آن¬كه در هر مقام شماره¬ی امور و استقصا را چنان كامل نمايم و بازديد مسائل را به اندازه¬اي كلّي سازم، كه مطمئن باشم چيزي فروگذار نشده است.

بت¬هاي بيكن

بيكن گفت: دريافتِ حقيقت توسّط انسان ¬چون قرارگرفتن اشياء در آينه است و چنان¬كه براي اين¬كه واقعيّات خوب در آينه¬اي جلوه¬گر شوند بايد: اوّلاً، آينه از گرد و غبار پاك باشد. ثانياً، در روشنايي قرار گيرد. ثالثاً، شئ منظور را در مقابل آن قرار دهيم. براي اين هم كه روح ما بتواند حقايق را به بهترين وجه دريافت كند، بايد كدورات آن را بزداييم.

بيكن گرد و غبار و كدورات روح را، كه اشتباهات ما ناشي از آن¬هاست «بت» (خدايان دروغين) مي¬خواند وآن¬ها را پنج¬قسم مي¬داند، بدين قرار

1 ـ بت¬هاي طايفه¬اي: بت¬هاي طايفه¬اي يا قبيله¬اي، که عبارتند از مجموعه¬¬ تصوّرات، انديشه¬ها و عاداتي كه از طبيعت انسان ناشی شده¬اند، زيرا همه¬ی¬ انسان¬ها هم در محسوسات و هم در معقولات خطا مي¬كنند. خواب ديدن، قياس به نفس، تعميم¬هاي ناروا، ظاهر¬بيني، قائل¬شدن به خوش¬يمني و بديمني حوادث، همه از قوّه¬ی¬ واهمه سرچشمه مي¬گيرند و از اين قبيل¬اند.

2 ـ بت¬هاي غار: بت¬هاي غار يا بت¬هاي شخصي همان غار افلاطون است، كه اشخاص بسته شده در غار سايه¬هاي درون غار را واقعيّت تصوّر مي¬كنند. بيكن مي¬گويد: هركس بنا بر وراثت و تعليم و تربيتش غار شخصي دارد و اشياء را از روزنه¬ی¬ خود مي¬نگرد. مثلاً بعضي افراد خوش¬بين¬اند و بعضي بدبين، بعضي فردگرا هستند بعضي جمع¬گرا، بعضي سنّت¬گرا هستند بعضي تجدّدگرا، بعضي عقل¬گرا هستند بعضي نقل¬گرا، وجود هر يك از اين بت¬ها در روح و انديشه¬ی¬ هر كس سبب مي¬شود، كه افق فكر او محدود و بسته شود.

3 ـ بت¬هاي بازاري: بت¬هاي بازاري يا معايب عمومي از الفاظ و جملات ناشي مي¬شوند، زيرا عادات و اصطلاحات، جمله¬ها و كلماتي كه مردم جامعه براي مقاصد خود ساخته¬اند، ما مجبوريم كه استعداد و ذوق خود را در قالب همان¬ها بريزيم و بيان كنيم و همين¬ها هم سبب مي¬شوند، كه حقايق و واقعيّات آن¬گونه که هستند آشكار نشوند و بسياري از خطاهاي ما هم از آن¬ها ناشي مي¬شوند.

4 ـ بت¬هاي نمايشي،كه مربوط به مقبولات و مسلّماتي هستند، که از طرف دانشمندان و فلاسفه¬ی پيشين به ما رسيده است، وحال آن¬كه بسياري از آن¬ها ممكن است نادرست باشند.

«اِمِرسون» دانشمند امريكايي ¬گويد: «مردگان بر زندگان حكومت مي¬كنند» يعني افكارِ شخصيّت¬هاي بزرگ گذشته، طيّ قرن¬ها بر افكار انسان¬ها سايه انداخته¬اند و بر آن¬ها فرمان می¬رانند، و افكار آن¬ها هم¬چون بت¬هايي مقدّس و خطاناپذير هستند.

5 ـ بت¬هاي مكاتب: بت¬هاي مكاتب مربوط به قوانين كور استدلال و اتّكاء كامل بدان¬هاست. همچون اتّكاء كامل به قياس در تمام امور.

آن¬گاه بيكن ¬گويد: كساني كه اين بت¬ها را دور اندازند و آينه¬ی¬ روح خود را صيقل داده و براي دريافت حقايق آماده مي¬نمايند، شايسته¬ی¬ نام محقّق¬اند و مي¬توانند به كشفيّات تازه و مطالب درست دست يابند.


کتاب آیین تحقیق

دکتر رحمت الله قاضیان