سایت اصول دین


روش مطالعه،‌ يادداشت و نگارش


دکتر رحمت الله قاضیان

روش مطالعه،‌ يادداشت و نگارش.

شيوه¬ی چيدن كتاب¬ها

بعضي كتابخانه¬ها كتاب¬هايشان را بر اساس كوچكي و بزرگي كتاب¬ها مي-چينند، بعضي بر اساس حروف الفباي نام كتاب يا نويسنده¬ی آن¬ها و بعضي بر اساس موضوعاتشان هم¬چون فلسفي، عرفاني، روان¬شناسي، ادبي، تاريخي، رياضي، طبيعي و غيره. بهترين روش¬ها، روش اخير است، كه «ملويل ديويي» تمام علوم را به ده بخش و هر بخش را به ده قسمت و هر قسمت را به ده جزء و هر كدام را به موضوعي اختصاص مي¬دهد.

در هر كتابخانه¬اي، كه بدين روش طبقه¬بندي شود، تابلوي نصب مي¬شود و تمام مشخّصات بخش¬ها وقسمت¬ها كه هركدام مربوط به چه موضوعي است، روي آن مي¬نويسند، تا مراجعين به آساني به رديف و قفسه¬اي كه كتاب مورد نظر¬شان در آن قرار دارد، راهنمايي شوند.

برای تحقيق در هر علمی معمولاً يک يا چند کتاب به عنوان متن اصلی انتخاب می¬شود. ملاک¬ها برای تعيين متن اصلی می¬تواند به شرح زير باشد: الف: قديمی¬ترين متن در رابطه با آن موضع (سند دست اوّل). ب ـ متقن-ترين متن موجود به نظر نويسنده. ج ـ جامع¬ترين متن موجود. د ـ کتابی که حاوی جديدترين نظرات و آخرين نتايج است.

كارت يا برگ شناسايي كتاب

در كتابخانه¬هاي بزرگ براي اين¬كه دانش پژوهان به آساني به كتاب¬هاي مورد نيازشان راهنمايي شوند، تمام مشخّصات هر كتاب هم¬چون اسم كتاب، نويسنده، مترجم، چاپ چندم، سال انتشار، نام موسّسه¬ی انتشار دهنده و غيره را روي فيش¬هايي كه به منزله¬ی شناسنامه¬ی¬ كتاب است، مي¬نويسند و در جعبه¬هايي كه به طول و عرض فيش¬هاست، به ترتيب اسم كتاب يا نويسنده بر طبق حروف الفبا قرار مي¬دهند.

دانش¬پژوه پس از يادداشت شماره¬ی كتاب مورد نظر، با ارائه¬ی¬ آن به كتابدار، آن را دريافت خواهد كرد و اگر هم كتابخانه به روش آزاد است، پژوهنده طبق اطّلاعاتي كه در مورد رديف كتاب¬ها دارد، شخصاً به قفسه¬ی¬ مربوطه مراجعه كرده و كتاب مورد نظرش را به دست مي¬آورد. اخيراً برای اين کار از رايانه استفاده می¬شود.

طريقه¬ی¬ يادداشت

مهم¬ترين راه¬هاي يادداشت مطالب مهم و مفيد مطالعه شده عبارتند از:

1 ـ خط كشيدن زير مطالب يا نوشتن آن¬ها در حاشيه¬ی كتاب.

2 ـ نگارش مطالب در اوراق سفيد اوّل و آخر كتاب.

3 ـ نگارش مطالب در روي ورقه¬هاي يادداشت به صورت نامنظّم.

4 ـ ثبت مطالب در دفاتري، كه هر كدام به موضوعي اختصاص دارند

5 ـ ثبت مطالب بر روي كارت¬هاي منظّمي، كه فيش نام دارند.

6 ـ استفاده از كامپيوتر. بهترين روش¬هاي فوق، دو روش اخير است.

آداب مطالعه

محقّق كسي است، كه غير از اوقاتي كه صرف مسائل لازم چون عبادت، غذا خوردن، خوابيدن و... می¬كند، همه¬ی¬ اوقاتش صرف تحقيق و مطالعه شود.

براي آن¬كه محقّق حدّ اكثر نتيجه را از مطالعاتش بگيرد و ضمناً اعضايش تا آخر عمر طبيعي سالم بمانند، بايد نكات زير را رعايت كند:

1 ـ نبايد با زياد خوردن معده را سنگين كرد، چون علاوه بر کوتاه کردن عمر، به طور موقّت هم باعث مي¬شود بيشترين خون¬هاي بدن متوجّه معده براي هضم غذا شود و براي قسمت¬هاي ديگرِ بدن از جمله مغز، خون لازم براي مطالعه¬ نماند.

در حديث هم داريم: «اَلمِعدَةُ بَيتُ كُلُّ داءٍ‌ وَالحِميَةُ رَأسُ كُلِّ دَواءٍ: معده خانه¬¬ی هر درد و كم¬خوري رأس هر دواست. (سفينة البحار 1/345)

2 ـ بهتر است شخص اتاق مطالعه يا جاي خاصّي براي مطالعه داشته باشد، چون اشياء تازه در محيط¬هاي مختلف باعث حواس¬پرتي می¬شوند.

3 ـ محيط مطالعه بايد كاملاً آرام باشد، و صداي راديو و تلويزيون و صحبت¬هاي ديگران مزاحم افكار مطالعه کننده نشوند، ولي اگر چنين محيط آرامي هم فراهم نباشد، انسان بايد خود را چنان عادت دهد، كه در هر شرايطي ـ ولو در سر و صداي زياد ـ مطالعه كند.

4 ـ براي تسريع در مطالعه، نه فقط بايد كلمات را بلند نخواند، بلكه لب¬ها هم نبايد به هم بخورند و حتّيٰ به هنگام مطالعه، انگشت و مداد را زير سطرها نبايد حركت داد، بلكه مطالعه بايد تنها با چشم صورت گيرد.

6 ـ به هنگام غروب و به طوركلّي در نوركم و خفه نبايد مطالعه كرد.

5 ـ مطالعه در ماشين و در حال حركت باعث خستگی چشم مي¬شود و ادامه¬اش هم سبب لق شدن عدسي چشم می¬گردد.

7 ـ فاصله¬ی¬ كتاب تا چشم بايد 30 تا 40 سانتي¬متر باشد.

8 ـ هنگام نشستن، پشت نبايد خم باشد، وگرنه زود خسته مي¬شويم.

9 ـ خواندن روزنامه و مجلّه وگوش دادن به راديو و تلويزيون و اينترنت نبايد وقت مطالعه و تحقيق را بگيرند، بلکه به شنيدن اخبار مهم اكتفا کرد، وگرنه اخبار و حوادث آن¬قدر زيادند، كه اگر تمام وقتمان را هم صرف شنيدن ومطالعه¬ی آن¬ها كنيم باز هم نمي¬توانيم از همه¬ی¬ آن¬ها باخبر شويم.

10 ـ به محض فراغت از كارهاي لازم، بايد مطالعه و تحقيق را شروع كرد، نه اين¬كه وقت خود را با وَر رفتن با چيزهاي بيهوده هدر داد.

11ـ بايد در مطالعه به اندازه¬ قدرت درک و فهم، برداشت و استفاده کرد.

12 ـ دانش را نمی¬توان مستقلاً و بدون استفاده از استاد از کتاب فراگرفت.

13 ـ مطالعه بايد با وضو و با نام خدا شروع شود و از خدا برای درک مطلب استمداد جست و قبل از مطالعه دعای مطالعه خوانده شود: «اَللُّهُمَّ اَخرِجنی مِن ظُلُماتِ الوَهمِ وَ اَکرِمنی بِنورِ الفَهمِ. اَللّهُمَّ افتََح عَلَينا اَبوابَ رَحمَتِکَ، وَانشُر عَلَينا خَزائِنَ عُلومِکَ، بِرَحمَتِکَ يا اَرحَمَ الرّاحِمينَ (قمی، باقيّات الصّالحات، حاشيه مفاتيح الجنان)

14 ـ از پراکنده خوانی پرهيز کرد، هرچند ايجاد تنوّع در بين مطالعه مفيد است.

15 ـ مطالعه بايد با خلاصه نويسی همراه باشد. البتّه نوشتن بايد بعد از فهم و درک مطالب باشد، وگرنه سودی ندارد.

16 ـ دانشجو هر درسی که از استاد می¬گيرد، بايد همان روز و شب به مطالعه و يادگيری آن بپردازد، وگرنه درس¬ها روی هم انباشته می¬شوند، و اين هم سبب می¬شود، که نه فقط بعدها خواندن آن¬ها برای امتحان مشکل شود، بلکه دنباله¬ی درس هم فهم نشود.

سعدی گويد: سه چيز پايدار نماند: مال بی¬تجارت، علم بی¬بحث وملک بی-سياست.

روش¬های مختلف مطالعه

مطالعه اقسامی دارد، که هريک برای کاری مناسبند و عبارتند از: مطالعه¬¬ اجمالی، عبارت¬خوانی، سريع¬خوانی، دقيق¬خواني و روش خواندن نوشته¬های ادبی و هنری.

1 ـ روش مطالعه¬ی اجمالی: در اين روش شخص می¬خواهد در زماني کوتاه اطّلاعات کلّی و اجمالی از مطالب مهمّ يک کتاب يا يک مجلّه يا روزنامه برای خريد يا امانت¬ گرفتن از کتابخانه به دست آورد، با نگاه کردن به عنوان کتاب يا فهرست موضوعات و احياناً مطالعه¬ بخشی از متن يا مطالعه¬ خلاصه و نتيجه¬گيری هر فصل به محتوای آن پی مي¬برد.

در روش اجمالی مطالعه اين موارد بايد مطالعه شود: عنوان، مؤلّف، تاريخ انتشار، مقدّمه، فهرست مطالب، خلاصه¬¬ی هر فصل و منابع.

2 ـ روش عبارت¬خوانی: در روش عبارت¬خوانی، که هدف سرعت مطالعه و صرفه¬جويی در وقت، هم¬چون آماده شدن برای امتحان می¬باشد، مطالعه کننده با استفاده از قدرت ديد بيشتر، گروهی از کلمات به هم پيوسته را با هم می-بيند و به مفهوم کلّی آن¬ها آگاهی می¬يابد.

3 ـ روش دقيق¬خوانی، مطالعه کننده علاوه بر مطالعه¬ی دقيق متن به علامت¬گذاری و خط کشيدن زير كلمات و جملات مهمّ نيز می¬پردازد يا از آن¬ها فيش¬برداری می¬کند.

4 ـ روش تندخوانی: اين روش که برای آشنايی کلّی با مطالب يا کسب اطّلاعات بخصوص از يک کتاب است، بر ديد زدن چشم با يک حرکت منظّم و همراه با ريتم چشم بر روی صفحات مبتنی است. اگر هدف از مطالعه سريع کسب اطّلاعات بخصوص از يک کتاب است، بايد ديد، که به دنبال چه چيزی هستيد، در کجاهای کتاب (فهرست، مقدّمه يا عنوان داخل فصل¬ها) می¬توان اطّلاعات لازم از کتاب را به دست آورد و چه کلماتی در جمله¬ای اصلی¬اند و روی آن¬ها تمرکز کرد.

5 ـ روش خواندن نوشته¬های ادبی و هنری، كه هدف آگاهی و لذّت بردن از متون هنری و ادبی از قبيل شعر، داستان و متون ادبی است، مطالعه¬کننده بايد امور مطالعه شده را پيش خود مجسّم کند، امور را به هم ربط دهد و بالاخره از آن¬ها استنباط و نتيجه¬گيری نمايد.

7 ـ موانع مطالعه¬¬ خوب: کلمه¬خوانی و توقّف بر روی کلمات که سبب باز ماندن از درک و فهم مطلب¬اند. تلفّظ کردن کلمات و بلند خواندن آن¬ها و عدم توجّه به مفهوم. عدم توانايی درک نکات اصلی و فرعی. عدم توانايی به ياد آوردن مطالب.

مکان مطالعه، ميزان تابش نور، استفاده از ميز و صندلی مناسب و يا طرز نشستن مناسب بر روی زمين، فاصله¬ چشم تا متن مورد مطالعه و نيز نوع کاغذ و خطّ نوشته¬ای که مطالعه می¬شود، در مطالعه تأثير بسيار دارد.

6 ـ خصوصيّات مطالعه¬ خوب عبارتند از: تمرکزحواس، درک مطالب، سرعت در مطالعه و فهم مطالب، ارزش¬يابی و نقّادی مطالب مطالعه شده، داشتن صبر و حوصله و پشتکار مطالعه.

طريقه¬ی¬ استفاده از منابع و فيشبرداري

1ـ پس از فراهم¬شدن منابع جامعي در زمينه¬¬ی موضوع تحقيق، بايد مطالعه را با تازه¬ترين آن¬ها شروع نمود، آن¬گاه به ترتيب به منابعي رسيد، كه از نظر زماني عقب¬ترند؛ زيرا منابع جديد معمولاً كامل¬تر از منابع قديمي¬اند و بسياري از اشتباهات آن¬ها را هم اصلاح كرده¬اند.

2 ـ كتابي كه به عنوان منبع مورد مطالعه قرار می¬گيرد، ابتدا بايد با سرعت آن را خواند، تا به ¬نحوكلّي متوجّه مطالبش شد، آن¬گاه بار دوّم با دقّت آن را خواند و در كنار مطالب مناسب براي تحقيق، با مداد خطّي كشيد و بار سوّم آن مطالب مناسب را يادداشت كرد.

 ـ مطالبي كه نقل قول مستقيم از نويسنده¬اي است، بايد بدون كم يا زياد كردن كلمه¬اي، به صورت كاملاً مشخص و با آدرس دقيق كتابي كه از آن برداشت شده است، نگاشته شود.

4 ـ يادداشت¬ها بايد روي «فيش» نوشت، تا پس و پيش كردن فيش¬ها به هر نحو ميسّر باشد.

5 ـ موضوع هر فيش بايد به صورت مشخّص در بالاي آن نگاشته شود، تا جا دادن آن¬ها در جاي مناسبشان و استفاده از آن¬ها آسان باشد.

6 ـ در فيش نام نويسنده¬ی كتاب، شماره¬ صفحه و... يادداشت شود.

نحوه¬ی نگهداري فيش¬ها: فيش¬ها را مي¬توان به يكي از طرق زير نگهداري نمود:

1 ـ پاكت: نگهداري هر دسته از فيش¬ها كه مربوط به موضوع خاصّي هستند، در پاكتي كه عنوان «موضوع» روي آن ثبت شده است.

2 ـ جعبه¬ی مخصوص فيش: جعبه¬هايي به طول و عرض فيش¬ها تهيه و با رد كردن سيم¬هايي از آن¬ها در جعبه¬ها قرار دهند، تا ترتيب آن¬ها به هم نخورد. آن¬گاه با ساختن فايلي كه هر كشو آن به اندازه¬ يكي از جعبه¬ها باشد فيش¬ها را نگهداري کرد.

3 ـ كلاسور يا زونكن: اگر تعداد فيش¬ها زياد باشد، نگهداري فيش¬هاي سوراخ شده راجع به هر موضوع، در كلاسور يا زونكن خاصّي براي نگهداري بهتر است.

4 ـ نوشتن کتاب و پايان¬نامه: براي نوشتن کتاب و پايان¬نامه چند چيز لازم است: داشتن استاد راهنما، علاقه به تحقيق در زمينه¬ی¬ موضوع مورد نظر، وقت کافی، در اختيار داشتن منابع کافی، استفاده از نظر افراد خبره.

عوامل ياد ماندن آموخته¬ها

1 ـ مهمّ بودن مطالب: مهمّ بودن مطلبی برای انسان سبب می¬شود، که يادگيری آسان صورت گيرد و فراموشی صورت نگيرد.

2 ـ خوب¬فهميدن: اگر چيزی خوب ¬فهميده شود، به¬آسانی فراموش نخواهد شد.

3 ـ آمادگی و زمينه داشتن: آماده نمودن و فراهم کردن زمينه¬های لازم برای يادگيری، نه فقط سبب می¬شود، که مطالب به خوبی ياد گرفته شود، بلکه مطالب ياد گرفته شده به زودی هم فراموش نشوند.

4 ـ بامعنا شدن يادگيری: يادگيرنده بايد بتواند مطالب جديد را به مطالب آموخته شده، ارتباط دهد. مثلاً اگر معنای مثلّث (سه ضلعی) با زمينه¬ی واقع شدن معنای مثلّث متساوی السّاقين، که دو ضلع آن با هم مساوی هستند، فهميده شود، يادگيری بامعنا خواهد بود.

5 ـ پيش¬سازمان¬دهنده: پيش¬سازمان دهنده مطالبي کلّی¬ است، که قبل از ارائه¬ی مطالب اصلی بيان می¬شود، تا هم زمينه¬ی¬ لازم برای مطالعه را فراهم آورد و هم مطالب فعلی را به تجربيّات و مطالب قبلی ربط دهد.

6 ‌ـ ميل به مطالعه و يادگيري: وقتي دل و روح انسان ملول و خسته مي¬شود، نبايد فكرهاي سنگين به او تحميل كرد، بلكه در آن حال بايد حكمت¬هاي طرفه و ظريف و خوشحال كننده و ذوقيّات و ادبيّات به آن عرضه نمود، تا سر حال بيايد و نشاط پيدا كند.

اميرمؤمنان علی (ع) ¬فرمود: ‌اِنَّ لِلقُلوبِ ¬شَهوَةً وَاِقبالاً وَاِدباراً، فَأتوها¬ مِن قِبَلِ ِشَهوَتِها وَاِقبالِها، فَاِنَّ القَلبَ اِذا اَكرَهَ عَمِيَ: دل¬ها را روي¬آوردن و پشت¬ كردني است، پس دل¬ها را وقتي به ¬كار واداريد، كه ميل دارند، زيرا اگر دل را به اجبار به كاري واداري، كور مي¬گردد.» (نهج البلاغه، حکمت 193)

و اميرمؤمنان علی (ع) ¬فرموده: «اِنَّ هَذِهِ القُلوبَ تَمَلُّ كَما تَمَلُّ الاَبدانُ، فَابتَغوا لَها طَرائِفَ الحِكَمِ: دل¬ها همانند تن¬ها خسته ¬شوند، براي نشاطشان به سخنان تازه¬ حكيمانه رو آويد.» (نهج البلاغه، حکمت 91)

7 ـ دوران تحصيل: هرچند دوران يادگيري انسان از بدو تولّد تا آخر عمر است، ولي از شش هفت سالگي تا حدود سي سالگي بهترين دوران براي شكوفايي روح از نظر استعداد علمي، ديني، اخلاقي و غيره است. چنان¬كه گفته¬اند: «اَلعِلمُ في الصَّغَرِ كَالنَّقشِ في الحَجَرِ: دانش آموختن در كوچكي همچون نقش بر سنگ زده مي¬شود.

روش نگارش کتاب

برای تحقيق در يک موضوع، بعد از شناسايی کتب و منابع تحقيق، ابتدا يک يا چند متن را به عنوان متن اصلی تحقيق مورد مطالعه قرار می¬دهيم. متن اصلی تحقيق بايد با روش جمله¬خوانی مطالعه کرد و مطالب لازم را يادداشت نمود و تمام مطالب مربوط به موضوع تحقيق را از آن استخراج نمود. ساير کتاب¬ها در زمينه¬ی تحقيق تندخوانی می¬شوند و تنها مطالبی از آن¬ها يادداشت می¬شود، که در متن اصلی نبوده است.

توصيه‌ به نويسندگان

1 ـ هنگام نوشتن، مخاطب و خواننده¬ی‌ خود را «يك نفر» فرض كنيد.

2 ـ بر اين باور باشيد، كه خواننده¬ شما هوشمند، منتقد، شكّاك و ديرباور است.

3 ـ اطناب و زياده¬گويي وقت مطالعه کننده را می¬گيرد، ايجاز نيز سر از ابهام درمی¬آورد.

4 ـ مطالب بايد ساده و روان نوشته شوند،‌ امّا نبايد سطحي و سرسري هم قلم زد.

5 ـ نوشته بايد با مقدّمه باشد، امّا مقدّمه اصل مطلب را تحت¬الشّعاع قرار ندهد.

6 ـ جملات، هر قدر كوتاه¬تر و گزيده¬تر باشند، تأثير گذارترند.

7 ـ وظيفه¬ی نخست نويسنده‌، اطّلاع رساني است،‌ نه تزيين و شعبده-بازي؛ بنابراين، هرگز غناي ادبي را جايگزين فقر علمي نكنيد.

8 ـ‌ در تيترسازي و فاصله ميان تيترها افراط و تفريط نكنيد.

9 ـ‌ اگر در باره¬ی موضوعي اطّلاع كافي نداريد، صادقانه بنويسيد: در اين باره حرف مهمّي ندارم يا خواننده را به منابع مربوط ارجاع دهيد.

10 ـ از كليشه¬ها و حرف¬ها و تعابير كليشه¬اي و شعارگونه پرهيز كنيد.

11 ـ پيش از دست بردن به قلم، مهم¬ترين آثار را در آن موضوع بخوانيد، يا دست¬كم از محتواي كلّي آن¬ها بي¬خبر نباشيد.

12 ـ‌ در تعيين عنوان و فصل¬هاي كتاب، به تجربه و توانايي¬هاي خود اكتفا نكنيد و حتماً با چند كارشناس خوش¬ذوق مشورت كنيد.

13 ـ‌ براي هر مفهومي، كه به ذهن راه پيدا مي¬كند، صدها تعبير وجود دارد، پس فكر كنيد بهترين آن¬ها را بيابيد و به كار بريد.

14 ـ‌ نوشتن،‌ هنر است، بنابراين، نه آن را بايد آسان گرفت و نه از آن هراسيد، فقط بدانيد، كه در هنرورزي بايد حوصله داشت و هماره تجربه اندوخت.

15 ـ‌ چنان بنويسيد، كه گويي در حالِ گفت و گوييد، نه سخنراني.

16 ـ خود را نسبت به موضوعي كه مي¬نويسيد، بي¬طرف و گزارشگر نشان دهيد. جبهه گيري¬هاي تند و بي¬مقدّمه، از اعتماد خواننده مي¬كاهد.

17 ـ‌ اگر بيش از آنچه مي¬بايست، در زيبا كردن قلم تلاش كنيد، ادبيّات را در اثر خود بالا برده، ولي به اعتبار علمي آن لطمه مي¬زنيد.

18 ـ چنان بايد نوشت، كه نوشته سرشار از تنوّع، تغيير ذائقه و شيرين-كاري باشد. مطالعه¬ی آثار برجسته، دست نويسنده را براي تنوّع¬آفريني باز مي¬كند.

19 ـ‌ در انتخاب كلمات به¬ همخواني لفظي يا معنايي بايد توجّه شود.

20 ـ‌ در استعمال و استخدام كلمات، علاوه بر معناي آن¬ها، به بار منفي و مثبت و سابقه¬ی¬‌ تاريخي و موسيقي آن¬ها نيز بايد توجّه كرد.

21 ـ هيچ عاملي به اندازه¬ی¬‌ مطالعه¬ی شعر، قلم را توانمند،‌ پر واژه، آشنا با اسلوب¬هاي متفاوت بيان، شيوا نمي¬كند.

22 ـ‌ به هر طريقي راهي براي طنز و شوخ طبعي به نوشته¬¬ی خود باز كنيد،‌ البتّه به مقداري كه مقاله يا كتاب را سبك و هزل¬گونه نكند.

23 ـ‌ استفاده از برخي زينت¬هاي سنّتي، مانند سجع و جناس ـ را به حدّ اقلّ برسانيد،‌ زيرا نثر معاصر تناسبي با اين¬گونه صنايع ندارد.

24 ـ زيبا نوشتن، غير از اديبانه و مُنشيانه نوشتن است.

25 ـ گاهي معمولي، گاهي عصباني، گاهي طنزآلود، گاهي غمگين، گاهي شاد، گاهي مهربان و گاهي صريح و گاهي صميمانه بنويسيد.

26 ـ‌ از موفّق¬ترين شگردهاي زيباسازي نوشته¬، استفاده از تركيب¬هايي است، كه در ادبيّات مشهور به كار رفته است، مانند جمله¬ی زير: «بسياري از مفسّران، از ظنّ خود يار قرآن شده¬اند.»

(انجمن قلم حوزه، تاريخ پيدايش شيعه، رضا استادی، ص 88)

آداب رابطه¬ی معلّم با شاگرد و برعكس، بنا برآنچه در «مُنية ¬¬المريد» شهيد ثاني آمده:

1 ـ‌ معلّم، شاگردان خود را با آداب ديني، اخلاق پسنديده و اخلاص الهي توصيه كند.

2 ـ شاگردان را به تحصيل و كوشش ترغيب كند.

3 ـ آنچه را براي خود مي¬پسندد، براي شاگردان خود نيز بپسندد.

4 ـ آنان را ترغيب كند، كه از بداخلاقي و ارتكاب گناه بپرهيزند.

5 ـ به آنان تواضع كند و براي خود جلالت و بزرگ¬نمايي نكند.

6 ـ از غيبت‌ محصّلان جويا شود و از آن¬ها اطّلاع كافي حاصل كند.

7 ـ براي آنان دعا كند و آنان را با نام مورد خطاب قرار دهد.

8 ـ‌ علوم خود را در اختيار آنان بگذارد و هرگز از تعليم بخل نورزد.

9 ـ توصيه كند شاگردان اوقاتشان را صرف ضروريّات زندگي كنند.

10 ـ‌ آموخته¬هايش را با مثال¬هاي مكرّر روشن سازد.

11 ـ هنگام القاي كلّيّات علمي، مستثنيّات آن قواعد را بيان كند.

12 ـ آنان را به حفظ مسائل ترغيب كند و گاهي از آنان سؤال كند.

13 ـ با سؤالات مشكلي، پاسخ دهندگان را تشويق كند.

14 ـ مطلب حقّ خلاف گفته¬اش را بپذيرد.

15 ـ جز نسبت به موفّقين در درس، به دانشجويي ابراز علاقه نكند.

16 ـ در موقع پاسخ دادن، به ترتيب سؤال كنندگان جواب دهد.

17 ـ در تحيصل بايد ميانه¬رو بود، تا با كار زياد از تحصيل زده نشوند.

18 ـ برتران را به شاگردان معرّفي كند، تا از آن¬ها استفاده كنند.

19 ـ‌ لباس سنگين و باوقار و دور از تشريفات بپوشد، نه گران¬قيمت.

20 ـ باوقار باشد و از مزاح و شوخي¬اي كه او را سبك كند، بپرهيزد.

21 ـ با خُلق و خوي خوب و صورت باز در كلاس حاضر شود.

22 ـ‌ درس را با بياني شيرين و با آسان¬ترين بيان ادا نمايد.

23 ـ زمان درس زياد طولاني نباشد، تا موجب ملال شاگردان نشود.

24 ـ مناسب بودن كلاس از نظر سرما،گرما، سر و صدا و آلودگي هوا.

25 ـ‌ صداي خودش را نه از اندازه بلندتر كند و نه آهسته¬تر.

26 ـ اگر پاسخ سؤالي نمي¬داند، با كمال شهامت بگويد: نمي¬دانم.

27 ـ‌ اگر درس را خوب بيان نكرد، به سرعت به تصحيح آن بپردازد.

28 ـ‌ پس از درس بايد براي سؤال شاگردان وقت گذاشت.

آداب دانشجو

1 ـ‌ نسبت به استاد تواضع داشت و با او به مجادله و منازعه نپرداخت.

2 ـ با استاد محترمانه سخن گويد و گفتار او را مردود نشمارد.

3 ـ‌ پيش از استاد، در كلاس حاضر شود و از اظهار كسالت بپرهيزد.

4 ـ‌ در محضر استاد مؤدّب بنشيند و به طرفي تكيه نكند.

5 ـ كاملاً به درس گوش فرا دهد، تا نيازمند به تكرار استاد نباشد .

6 ـ به هنگام خطاي استاد خنده نكند و هرگز كلام او را قطع نكند.

7 ـ درسي را انتخاب كند، كه مورد ذوق و استعدادش باشد.

8 ـ هميشه كاغذ و قلم براي يادداشت در كلاس همراه داشته باشد.

9 ـ بعد از كلاس مسائل را مذاكره و مباحثه و مطالعه نمايد.

10 ـ‌ بهترين اوقات براي حفظ كردن سحرها و بين الطّلوعين، براي مباحثه اوّل روز، براي نوشتن وسط روز و براي مطالعه اوّل شب است.

11 ـ‌ فرصت¬ها را مغتنم شمارد و با دانشجويان مجادله نكند.

لغزش¬های استاد

1 ـ در كلاس از مسئولان آموزشی انتقاد نشود.

2 ـ برای پاک کردن تخته، باز کردن پنجره و...، نبايد آمرانه با دانشجويان سخن گفت.

3 ـ در طرح مسايل عقيدتی و سياسی يا مبارزه با عادات و خرافات، بايد با دقّت عمل کرد.

4 ـ جدال استاد با دانشجو و توهين به او ابهّت او را از بين مي¬برد.

5 ـ هم از فضل فروشی و راه رفتن متکبّرانه بايد پرهيز كرد و هم از تواضع ذليلانه.

6 ـ از انتقاد دانشجو، قطع سخن او، اجازه¬ی¬ سخن ندادن به او و توبيخ او بايد پرهيز کرد.

7 ـ مطالب بايد مستند باشد و از ذکر داستان¬هاي شگفت¬ بدون استدلال خودداري شود.

8 ـ بايد با شهامت اشتباهات گفته شده را بيان کند نه آن¬که آن¬ها را به نحوي توجيه کند.

9 ـ از طرح شبهاتی كه اثرات تخريبی دارند، بايد خودداري كرد.

برگرفته از کتاب روش تدريس، تأليف آقای حسين دهنوی


کتاب آیین تحقیق

دکتر رحمت الله قاضیان