سایت اصول دین


طبقه بندي علوم


دکتر رحمت الله قاضیان

طبقه¬بندي علوم.

تخصّص و فوايد آن

در گذشته علوم بشري محدود بود، لذا يك نفر بااستعداد مي¬توانست با جدّ و جهد، تمام علوم زمانش را فراگيرد، چنان¬كه ارسطو تمام علوم زمانش را در دائرة المعارفي فراهم آورد. حتّي بعدها كه تا حدودي هم علوم گسترش يافته بودند، ابن¬سينا تقريباً در اكثر علوم زمان خود اعمّ از رياضي، طبيعي، الهي، پزشكي و... تبحّر حاصل نمود.

ولي امروزه علوم چنان توسعه نموده¬اند، كه يك نفر اگر عمر نوح هم داشته باشد، نمي¬تواند تمام علوم را در سطح عالي فراگيرد، ازاين¬رو، هر كسي تنها به فراگيري يك علم، حتّي يک جزء از يک علم مي¬پردازد.

مضار تخصّص و راه¬هاي رفع آن¬ها

ولي تخصّص مضارّي هم دارد، از جمله: اوّلاً، اكثر متخصّصين، در مورد اهمّيّت رشته¬ی خود غلوّ مي¬كنند و علم را منحصر به رشته¬ی خود مي¬دانند.

ثانياً، محقّقي اگر از علوم ديگر هم تا حدودي آگاهي نداشته باشد، در رشته¬ی¬ خودش هم نمي¬تواند به خوبي پيشرفت كند.

ثالثاً، پنداشته شود علوم با يكديگر بی¬ارتباطند، در صورتی که چون جهان هستي كاملاً به هم مرتبط و از يک علّتند، علوم مربوط به آن¬ها هم با هم پيوسته و مرتبط¬ند.

ازاين¬رو، براي رفع اين نقيصه¬ها و اشكال¬ها بايد:

اوّلاً، هر محقّقي در ساير رشته¬ها نيز بايد تا حدودي وارد باشد، تا ذهنش يك¬طرفه رشد نكند و از درك بسياري از مطالب لازم بازنماند.

ثانياً، متخصّصين ماحصل علم ¬خود را در اختيار ديگران قرار دهند.

ثالثاً، علوم را طبقه¬بندي كنند، تا هم ارتباط علوم با هم معلوم باشد و هم هر كس بداند چه علومي به عنوان پايه¬ی علم مورد علاقه¬اش فراگيرد.

طبقه¬بندي امور و موجودات

چون امور و موجودات جهان بسيار زيادند، ازاين¬رو، براي اين¬كه انسان از يك طرف بتواند امري را به آساني از ميان آن¬ها بيابد، و از طرف ديگر، رابطه و بستگي امور و موجودات را با يكديگر معلوم دارد، آن-ها را بايد طبقه¬بندي كند، تا آنجا كه بعضي گفته¬اند: اصولاً بدون طبقه¬بندي امور، پيشرفت علمي به هيچ¬وجه ميسّر نيست.

طبقه¬بندي مختلف است. مثلاً می¬شود اتومبيل¬ها را براساس نوع استفاده از آن¬ها به سواري، ميني¬بوس، اتوبوس، وانت¬بار، كاميون، تريلي و... تقسيم كرد، يا آن¬ها را بر اساس نوع موتورشان به بنز، ولو، تويوتا و... تقسيم نمود. همين¬طور درختان را مثلاً مي¬توان بر اساس نوع استفاده از آن¬ها به ميوه¬دار، بي¬ميوه، بوته¬ها و علف¬ها تقسيم كرد، يا نباتات را به دانه¬دار و بي-دانه و هريك را به اقسامي تقسيم کرد.

ولی شايد هرگز روش معيّني به عنوان بهترين روش براي طبقه¬بندي تمام علوم به دست نيايد، زيرا يك نوع طبقه¬بندي ممكن است براي علمي مناسب¬تر باشد، در حالي كه براي علمي ديگر طبقه¬بندي ديگري مناسب¬تر باشد، و در طبقه¬بندي هر علمي بايد از بهترين طبقه¬بندي، كه براي آن علم در اختيار است، استفاده نمود.

طبقه¬بندي طبيعي و مصنوعي

در طبقه¬ بندي طبيعي موجودات بر اساس صفات اصلي طبقه ¬بندي مي¬شوند، مثلاً حيوانات را به دو دسته¬ مهره¬دار و بي¬مهره، و مهره¬داران را به پنج¬ دسته: پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزيستان و ماهي¬ها تقسيم مي¬کنند.

ولي در طبقه¬بندي مصنوعي، موجودات را بر اساس صفات ظاهري طبقه¬بندي مي¬كنند، مثل طبقه¬بندي حيوانات از روي بزرگي و كوچكي آن¬ها و ترتيب لغات فرهنگ¬ها و لغت نامه¬ها از روي حروف الفبا.

گرچه طبقه¬بندي طبيعي رابطه¬¬ موجودات را بهتر نشان مي¬دهد، ولي¬ چون طبقه¬بندي مصنوعي ساده¬تر است، در موارد بسياري مورد استفاده قرار مي-گيرد.

معيارهاي طبقه¬بندي علوم

علوم را با معيارهاي مختلفي طبقه¬بندي كرده¬اند، از جمله:

1 ـ طبقه¬بندي علوم بر اساس روش تحقيق: بر طبق اين نوع طبقه¬بندي، علوم به سه دسته تقسيم مي¬شوند: يكي «علوم عقلي» چون فلسفه كه روش تحقيق در آن¬ها تنها با براهين عقلي است، دوّم، «علوم تجربي» همچون فيزيك، شيمي، زيست¬شناسي و... كه روش تحقيق در آن¬ها تجربه وآزمايش است، و سوّم، «علوم نقلي» همچون تاريخ، لغت، فقه و... كه روش تحقيق در آن¬ها بر اساس اَسناد و مدارك منقول است.

2 ـ طبقه¬بندي علوم بر اساس موضوع: مثلاً مسائل حساب در مورد «عدد» است، مسائل هندسه در مورد اَشكال، مسائل پزشكي در مورد بدن انسان و صحّت و سقم آن و مسائل فلسفه در مورد «وجود» و «موجود».

بهترين ملاك تمايز علوم از يکديگر و در نتيجه طبقه¬بنديشان موضوعات ¬آن¬ها می¬باشد، زيرا آنچه سبب مي¬شود، كه مجموعه¬اي از مسائل به نام يك علم در كنار يكديگر قرارگيرند آن است كه تمام آن مسائل از يك چيز، كه همان موضوع آن علم است، بحث مي¬كنند.

طبقه¬بندي¬هاي معروف: از زمان¬هاي باستان تا كنون، طبقه¬بندي¬هاي مختلف و گوناگوني از طرف فلاسفه و دانشمندان از علوم مختلف به عمل آمده است، كه معروف¬ترين آن¬ها عبارتند از:

1 ـ طبقه¬بندي ارسطو

طبقه¬بندي ارسطو، كه مورد قبول دانشمندان اسلامي هم قرار گرفته، اين است كه تمام دانش¬های بشري را به دو قسم: نقلي و عقلي تقسيم كرده¬اند.

ملاك دانش نقلي مطابقت با نقل است. علوم نقلی صرف، نحو، معاني، بيان، بديع، لغت، تاريخ، فقه، اصول، حديث، حقوق و غيره.

و دانش عقلي آن دسته از علوم¬ مي¬باشند، كه استدلالي و برهاني هستند و ملاک درستی آن¬ها مطابقت با عقل است و خود بر دو قسم است: نظري و عملي.

دانش يا حكمت نظري در باره¬ی اشياء آن چنان¬كه هستند بحث مي¬كند، كه خود به سه بخش: طبيعيّات، رياضيّات و الهيّات يا فلسفه تقسيم مي¬شود.

آن¬گاه طبيعيات به سه بخش: عنصريّات، فلكيّات و سماع طبيعي، رياضيّات به چهار بخش: حساب، هندسه، هيأت و موسيقي، و الهيّات به دو بخش: امور عامّه و الهيّات بالمعني الاخصّ تقسيم مي¬شود.

حكمت عملي در باره¬ی¬ افعال اختياري انسان چنان¬كه شايسته است بحث مي¬كند، كه خود سه بخش ¬است: اخلاق، تدبيرمنزل و سياست مُدُن.

2 ـ طبقه بندي فرانسيس بيكن

بيكن می¬گويد: چون قواي نفساني انسان عبارتند از: حافظه، متخيّله و عقل؛ ازاين¬رو، علوم وابسته¬ بدان¬ها نيز سه قسم¬اند:

يكي، تاريخ و شعب آن همچون تاريخ طبيعي، تاريخ سياسي، تاريخ مدني و تاريخ اديان كه مربوط به حافظه¬اند.

دوّم، هنرهاي زيبا، كه موضوعشان امور خيالي است و با شعبش، كه شعر، موسيقي، نقّاشي و مجسّمه¬سازي است، به قوّه¬ی مخيّله مربوط¬اند.

سوّم، فلسفه كه مربوط به قوّه¬ی¬ عاقله است و موضوعات سه¬گانه¬اش عبارتند از: خدا (فلسفه¬ اُوليٰ، الهيّات)، انسان (روان¬شناسي، منطق، اخلاق) و طبيعت (فيزيك، رياضيّات و زيست¬شناسي)

طبقه¬بندي بيكن اشكالاتي دارد، از جمله: وي هر دسته از علوم را تنها به يكي از قواي نفساني مربوط دانسته است، و حال آن¬كه در هر علمي به تمام قواي نفساني اعمّ از عقل و تخيّل و حافظه نياز است. منتها در هر علمي به بعضي از قواي فوق بيشتر نياز است.

3 ـ طبقه¬بندي آمپر

آمپر رياضي¬¬فيزيكدان فرانسوي علوم را برحسب موضوعاتشان به دو دسته تقسيم كرده: علوم جهاني كه در باره¬¬ مادّيّات است و علوم عقلاني كه درباره¬ معنويّات است.

آن¬گاه علوم جهاني را به چهار قسم: رياضي، فيزيك، طبيعي و پزشكي؛ و علوم عقلاني را هم به چهار قسم: فلسفي، هنر و ادبيات، نژادشناسي و تاريخ، سياسي و اقتصادي تقسيم كرد. سپس هر يك از اين دسته¬ها را به چهار دسته و باز هركدام از آن دسته¬ها را به چهار علم تقسيم كرده، به نحوي كه روي هم 128 علم مي¬شوند.

عيب اين طبقه¬بندي اين است كه اوّلاً، پيچيده است. ثانياً، فنوني مانند پزشكي كه مورد اِعمال علوم¬اند، جزء علوم اصلي آورده شده¬اند. ثالثاً، در آن علم و فن و هنر در هم آميخته شده. رابعاً، با تقسيم چهار به چهار علوم، جنبه¬¬ی تصنّعي پيدا كرده است.

4 ـ طبقه¬بندي اگوست¬كنت

اگوست كنت، علوم را به اعتبار سادگي و پيچيدگي تقسيم كرده است. وي -گويد: رياضيّات ساده¬ترين علوم¬اند، چون در باره¬ی¬ فراورده¬هاي ذهني انسان بحث مي¬كنند. بعد علوم طبيعي قراردارند، كه قوانين رياضي وقوانين مربوط به طبيعت بي¬جان برآن¬ها حاكم است. آن¬گاه نوبت به علوم زيستي مي¬رسد، كه علاوه بر قوانين رياضي و طبيعت بي¬جان، قوانين جانداران نيز بر آن¬ها حاكم است، و در جانداران هم ابتدا نباتات قراردارند، كه ساده¬ترند. آن¬گاه به حيوانات مي¬رسيم، كه علاوه بر قوانين نباتات، قوانين مخصوص حيوانات نيز بر آن¬ها حاكم است، و سرانجام به انسان مي¬رسيم، كه همه¬ی قوانين موجودات ديگر، به علاوه¬ جنبه¬هاي فكري و عاطفي انسان بر آن حاکم است، و خود انسان هم دو حكم دارد: يكي انسان در حال فردي، که علم مربوط به آن «روان¬شناسی» است، و ديگر انسان در حال اجتماع، كه علم مربوط به آن «جامعه¬شناسي» می¬باشد.

عيب اين طبقه¬بندي اين است كه: اوّلاً، براساس تفصيل وپيچيدگي متصاعد هيأت بايد بعد از فيزيك قرار گيرد، چون فيزيك وابسته به هيأت نيست، بلکه هيأت وابسته به فيزيك است. ثانياً، در اين طبقه¬بندي، به اخلاق، دين، خدا، فلسفه، عرفان و... اشاره نشده است، در حالي كه نياز بشر به اين-ها، از مسائل ديگر بيشتر است.

5 ـ طبقه¬بندي هربرت اسپنسر

اسپنسر، علوم را از نظر مجرّد و انتزاعي بودن يا عيني و انضمامي بودن، موضوع تقسيم¬بندي قرار داده است، به اين ترتيب: الف: علوم مجرّد و انتزاعي كه عبارتند از: منطق و رياضيّات.

ب ـ علوم نيمه مجرّد و نيمه عيني، يعني مكانيك، فيزيك و شيمي.

ج ـ علوم عيني و انضمامي، كه عبارتند از: ستاره¬شناسي، زمين شناسي، زيست شناسي، روان¬شناسي و جامعه¬شناسي.

6 ـ طبقه¬بندي ديويي

ملويل ديويي، دانش بشري را به ده قسمت به قرار زير تقسيم كرده است: 1ـ اطّلاعات عمومي. 2 ـ فلسفه. 3 ـ دين و مذهب. 4 ـ علوم اجتماعي. 5 ـ زبان¬شناسي. 6 ـ علوم مطلق مثل فيزيك و شيمي و طبّ. 7 ـ علوم عملي. 8 ـ هنرهاي زيبا. 9 ـ ادبيّات. 10 ـ تاريخ و جغرافيا.

7 ـ طبقه¬بندي جديد از علوم

يكي از طبقه¬بندي¬هايي كه از يک طرف طبق اصل اگوست كنت يعني «كليّت متنازل و تركيب و پيچيدگي متصاعد» صورت گرفته، و از طرف ديگر، علوم را بر اساس روش¬هاي تحقيق در آن¬ها صورت گرفته، و ازاين-رو، امروزه بيشتر رايج است، طبقه¬بندي زير است:

1 ـ علوم رياضي، كه شامل حساب، هندسه، جبر و غيره است.

2 ـ علوم فيزيكي وشيميايي که شامل فيزيك، شيمي، زمين¬شناسي، ستاره-شناسي و... است.

3 ـ علوم زيستي، كه موضوع آن تحقيق در مورد حيات جانداران است و خود شامل گياه¬شناسي و جانورشناسي است.

4 ـ علوم اجتماعي، ¬كه شامل روان¬شناسي، جامعه¬شناسي و تاريخ است.

5 ـ علوم دينی، فلسفه و عرفان، که در آن¬ها مسائل مربوط به خدا، افعال و صفات او، قضا و قدر الهی، جبر و اختيار، سرنوشت بشر، فرشتگان، جنّ و شياطين، سعادت بشر، سير و سلوک الی الله و... بيان می¬شود.

و اينك شرح و بيان روش¬هاي تحقيق در علوم مختلف:


کتاب آیین تحقیق

دکتر رحمت الله قاضیان