سایت اصول دین


جايگاه همسر


دکتر رحمت الله قاضیان

جايگاه همسر.

امام صادق (ع) فرمود: نماز فراداى زن در خانه‏اش مساوى است با 25 نماز در مسجد. و امام صادق (ع) فرمود: خداوند پيامبرش را به اخلاق شايسته اختصاص داد، خود را بيازماييد، اگر چيزى از آن¬ها در شما هست خداى متعال را سپاس گوييد و بيشترش را بخواهيد و ده تا از آن اخلاق كريمه را چنين ياد كرد: يقين، قناعت، صبر، شكر، حلم، خوشخويى، سخاوت، غيرت، شجاعت و جوانمردى. (مكارم الاخلاق، ص 447)

امام زين العابدين (ع) هنگام تولّد طفل زنان را امر مى‏فرمود از اتاق خارج شوند تا اوّل كسى كه چشمش به عورت طفل مى‏افتد زن نباشد. (مكارم الاخلاق، ص 448)

امام صادق (ع) فرمود: اكثر بهشتيان از زنان مستضعف هستند، كه چون خدا ضعف ايشان را مي¬داند بر آنان رحم آرد. (مكارم الاخلاق، ص 450)

اامام ششم (ع) فرمود: پيامبر 6 بر فاطمه (س) وارد شد، كه جامه‏اى از پشم شتر به تن داشت و دست¬آس مى‏كرد و بچّه را نيز شير مي¬داد، چشمان پيامبر (ص) پر اشك شد و فرمود: دخترم به تلخى دنيا پيشى گير، تا به شيرينى آخرت دست يابى. خدا بر من اين آيه فرستاد: «پروردگارت چندان به تو عطا كند، كه خشنود گردى». (مكارم الاخلاق، ص 450)

امام على (ع) فرموده: هيچ مردى تا كنون مويش زياد نبوده، جز آن¬كه شهوتش كم بوده است. (مكارم الاخلاق، ص 451)

امام صادق (ع) فرمود: خداوند متعال شهوت مؤمن را در كمر و شهوت كافر را در مقعدش نهاده است. (مكارم الاخلاق، ص 456)

پيامبر اكرم (ص) فرمود: خداوند حيا را ده قسمت كرد و نه قسمت را به زنان داد و يكى به مردان و اگر چنين نبود: زنان خود را همچون حيوانات به زير فرزندان شما مى‏افكندند. (مكارم الاخلاق، ص 454)

امام (ع) فرمود: زن در دوران حاملگى و شير دادن اجر مجاهد در راه خدا را دارد واگر درين بين بميرد، اجر شهيد دارد. (مكارم¬-الاخلاق، ص 454)

و امام (ع) فرمود: زن پس از زايمان اوّلين خوراكش رطب باشد (خرماى تازه) و اگر نبود تمر (خرماى متوسط) بخورد، كه اگر چيزى بهتر از آن باشد به مريم به هنگام زائيدن عيسىٰ مي¬داد. (مكارم¬الاخلاق، ص 455)

پيغمبر اکرم (ص) فرمود: زنا نكنيد، كه لذّت همسر از كام شما برود شما عفّت پيشه كنيد، تا زنانتان عفيف باشند، فلان قبيله زنا مى‏كردند، زنانشان زناكار شدند. (مكارم الاخلاق، ص 455)

و پيامبر اکرم (ص) فرمود: هيچ زنى نبايد بخوابد تا خود را به شوهر عرضه كند، يعنی لباس را درآورد و زير لحاف شوهر رود و به او بچسبد. (مكارم الاخلاق، ص 455)

و امام صادق (ع) فرمود: هر كه دخترش را به شرابخوار دهد، قطع رحم كرده (خويشى خود را از او بريده است). (مكارم الاخلاق، ص 456)

و امام صادق (ع) فرمود: چرخ ريسندگى در دست زن چون نيزه است در دست جنگجوى در راه خدا. (مكارم الاخلاق، ص 456)

امام باقر (ع) فرمود: خدا براى زنان غيرت ننهاده، كه براى مردان چهار زن آزاد و كنيز حلال كرده و براى زن جز يك همسر حلال ننموده و اگر زن به مردى غيراز شوهرش تمايل كند، زناكار است و بايد مرد غيرت داشته باشد ولى زن مؤمنه نه. (مكارم الاخلاق، ص 457)

پيامبر اکرم (ص) فرمود: کسی بى‏مشورت كارى نكند و اگر مشاورى نيافت با زنش مشورت كند و بعد مخالف آن عمل كند، كه در مخالفت او بركت است. (مكارم الاخلاق، ص 456)

امام باقر (ع) فرمود: غيرت زنان حسد است و حسد ريشه كفر است. زنان چون غيرت به خرج دهند غضب كنند و چون غضب كنند كافر گشته‏اند. (مكارم الاخلاق، ص 457)

پيامبر اکرم (ص) چون آهنگ جنگ مى‏كرد با زنان مشورت مي¬فرمود و مخالف عقيده آن¬ها عمل مي¬كرد. (مكارم الاخلاق، ص 442)

پيغمبر اكرم (ص) فرمود: اطاعت زن پشيمانى است و پيغمبر 6 نهى كرد، كه زن بر زين نشينند. (مكارم الاخلاق، ص 442)

امام باقر (ع) فرمود: در خلوت با زنان مشورت نكنيد و در باره خويشان گفته آن¬ها را فرمان نبريد، كه زن چون پير شود خوبيش برود و بديش بماند: يعنى زيبائى او فانى شود و نازايى پيدا كند و زبانش تند شود و مرد چون پير شود بديش مي¬رود و خوبيش مي¬ماند، عقلش ثابت و استوار و رأيش محكم شود و جهلش كم گردد. (مكارم¬الاخلاق، ص 443)

امام على (ع) فرمود: هر مردى كه تدبير امورش به دست زنش باشد ملعون است. بركت در مخالفت با زن¬ها است. (مكارم¬الاخلاق، ص 443)

امام صادق (ع) فرمود: «ثَلاثَةٌ مَنِ استَعمَلَها اَفسَدَ دینَهُ وَ دُنیاهُ: مَن ساءَ ظَنُّهُ وَ اَمکَنَ مَن سَمِعَهُ وَ اَعطیٰ قیادَتُهُ حَلیلَتُهُ: هر که به سه رفتار مبتلا شود، دین و دنیای او تباه گردد: کسی که گرفتار سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران گردد، کسی که به هر چه می¬شنود ترتیب اثر دهد و کسی که اختیار کارهایش را به زنش واگذار کند». (بحار 75/232)

پيامبراکرم (ص) فرمودند: زنان را پيش از آن¬كه شما را به بدى بخوانند به خوبى بخوانيد. از بدهاشان به خدا پناه بريد و از خوب¬هاشان بپرهيزيد. (مكارم الاخلاق، ص 443)

آری، هرچند به دلخواه زن عمل نمودن در بعضی امور جزیی که در آن¬ها تجربه و تبحّر دارند مانند دکور خانه و ترتیب چیدن سفره برای مهمان خوب است؛ ولی روی هم رفته سرپرستی زن را پذیرفتن و به طور مطلق از زن اطاعت کردن، سبب هلاکت و تباه شدن دین و دنیا است.

در حدیثی هم پيامبر اکرم (ص) در چهار مورد اطاعت از زن را ممنوع نموده و فرموده: «مَن اَطاعَ امرَأتَهُ اَکَبَهُ اللهُ عَلیٰ وَجهِهِ عَلَی النّارِ؛ قیلَ وَ ما تِلکَ الطّاعَةِ؟ قالَ تَطلُبُ مِنهُ اَن تَذهَبَ اِلیٰ حَمّاماتِ وَالعَرسِ وَالنِّیاحاتِ وَ لَبسِ الثِّیابِ الرِّقاقِ فَیُجیبَها: هر مردی که از همسرش اطاعت کند، خداوند او را با صورت به آتش افکند. از آن حضرت پرسیدند: از چه چیز اطاعت کند؟ فرمود: این¬که زن بخواهد در حمّام¬ها، عروسی¬ها، نوحه سرایی¬ها شرکت کند و لباس نازک و بدن نما بپوشد و مرد هم با این کارهای نامناسب او موافقت کند. (وسائل 1/376)

شرکت در عروسی¬ها، مخصوصاً امروزه، که معمولاً زن و مرد مختلط¬اند و همراه با ساز و آوازهای خلاف شرع، مسلّماً گناه آلودند و زیّ شأن هیچ مؤمنی نیست. گناه و مفسده پوشیدن لباس¬های بدن نما در بیرون خانه و در برابر مردهای نامحرم نیز بر کسی پوشیده نیست.

محبّت اساس خانواده

اعضای يک خانواده¬ که رکن مهمّش زن و شوهرند، گذشته از نیازهای زندگی که آن¬ها را دور هم جمع می¬کند، نبايد چون آجرهای ساختمان به حکم ضرورت با هم زندگی کنند؛ بلکه بايد از پيوندی مقدّس و درونی که همان محبّت و احساس علاقه به يکديگر است، برخوردار باشند.

زن و شوهر بايد از شور و نشاط جوانی، شهوت و احساس محبّت بسيار به همسر، به عنوان يک فرصت طلايي برای يک پيوند عميق دوستی حقيقی در ماورای مسائل جنسی استفاده کنند، که تا آخر عمر باقی بماند و ضامن سعادت آنان باشد.

شناخت روحيّات همسر: اوّلين قدم برای ايجاد محبّت بين زن و شوهر و بقای آن، شناخت روحيّات يکديگر است. اين¬که همسر انسان از چه چيزهايي خوشحال می¬شود و از چه چيزهايي ناراحت می¬شود، چه موقع بايد نيازهای مادّی خانواده را مطرح کرد و...، اموری نيستند، که بتوان به عنوان مقرّرات خاصّی آن¬ها را بيان کرد، بلکه به حکم هر سخن جايي و هر نکته مکانی دارد، هر يک از زن و شوهر بايد با عقل و هوش خود از طرف ديگر درک کنند و برای ايجاد تفاهم بايد آن¬ها را مراعات کنند. مثلاً يک زن بايد به زودی دريابد همسرش چه غذاهايي دوست دارد و چه غذاهايي دوست ندارد؟ بايد بداند وقتی که شوهرش خسته و کوفته از سر کار برمی¬گردد، نبايد مشکلات به وجود آمده را با وی در ميان گذارد، بلکه بايد صبر کند، تا خستگيش در رود، سپس راجع به مسائل مختلف با وی صحبت کند.

ابعاد محبّت در افراد

هر انسانی برحسب بافت روحی و عقايدش مسائل و اموری برای او بيشتر مطرح است. مثلاً برای بعضی نماز و روزه و دعا در درجه اوّل اهمّيت است؛ ولی برای بسياری زن و فرزند و مال و مقام و غذا و لباس در درجه اوّل اهمّيّت است. ازطرفی اکثر محبّت¬ها با هم تعارض ندارند؛ مثلاً انسان هم همسرش را دوست دارد، هم فرزندانش، هم پدر و مادرش، هم دوستانش و...؛ پس اين¬که شخص به همسرش بگويد: يا بايد مرا انتخاب کنی يا پدر و مادرت؟ سخن نابجايي است؛ چه محبّت به هر يک از اين¬ها متفاوت است؛ انسان همسرش را به گونه¬ای دوست دارد، فرزندانش را به گونه¬ای و هريک از فاميل¬ها، دوستان و همسايگانش به گونه¬های مختلف.

آری، اين¬که يکی از زن و شوهر قناری يا گربه¬اش بيشتر از همسرش برايش اهمّيّت داشته باشد، قابل سرزنش است؛ اين¬که مرد، به عيش و نوش با دوستان پپردازد و از همسرش غفلت کند، قابل سرزنش است؛ اين¬که زن متوقّع باشد، هميشه همراه شوهرش باشد و حق ندارد تنهايی به سفر رود يا با دوستانش باشد، توقّعی بی¬جاست. همچنين اين¬که مرد يا زن مقيّد باشند، که در هر کاری بايد پدر و مادرشان نظر دهند، کار درستی نيست؛ ولی اگر کسی در موارد خاصّی نظر پدر و مادر يا دوستانش را بر همسرش مقدّم داشت، نبايد اين کار او را دليل بر کم محبّتی وی نسبت به خودش تلقّی کند. اگر کسی به خاطر مسکن و غذا و لباس از همسرش ناراحت شد، نبايد اين کارش دليل بر بی¬محبّتی وی تلقّی شود و اگر همسر در مواردی خشم کرد، نبايد اين خشمش را دليل بر بی محبّتی نسبت به همسرش تلقّی شود.

منتظر محبّت نباشيد، محبّت کنيد

بسيارند همسران و يا دوستانی که چون با پيش آمدن مسائلی بینشان اختلاف افتاده است، می¬پندارند اختلافشان قابل حل نيست و بايد ديگر از طرف بريد؛ در حالی که محبّت مثل حيات نيست، که چون رفت، ديگر برنگردد؛ بلکه اختلافات اکثراً مثل مريضی هستند، که قابل بهبودی هستند و چون آهنی که سرد شده قابل گرم شدن هستند. کافی است که هريک از طرفين با سلامی، لبخندی، حرف خوشی و بهتر از همه هديه¬ای، دوباره دوستی را برقرار کنند.

قرآن کريم می¬فرمايد: «اِدفَع بِالَّتی هِیَ اَحسَنُ؛ فَاِذَا الَّذی بَينَکَ وَ بَينَهُ عَداوَةٌ کَاَنَّهُ وَلیٌّ حَميمٌ: بدی را به نيکی پاسخ ده، تا دشمن تو همچون دوست صميمی شود». (سوره فصّلت، آیه 34)

محبّت و نيکی حقيقت گران¬قدر و اکسيری است که به هرکس زده شود، او را تبديل به يک خواهان و عاشق طرف می¬کند. اصولاً گرمی محبّت همواره نمی¬ماند، بلکه اگر رها شود، به تدريج به سردی می¬گراید؛ ازاين¬رو، بايد با عوامل محبّت چون لطف کردن، صفا نشان دادن، آن را گرم نگه داشت؛ بلکه گرم¬تر کرد. آری، کسی که نور وگرمی می¬خواهد، بايد آتشی روشن کند و برای باقی ماندن نور و گرما بايد با سوخت مناسب همواره آتش را روشن نگه دارد و اگر غافل شود خاموش می¬شود. کانون خانواده نيز چنين است و زن و شوهر همواره بايد مراقب باشند، که مشکلات منزل و خارج منزل و کسب و کار و لباس و آرایش و مرض و سلامت و غيره، چنان آن¬ها را مشغول نکنند، که متوجّه مسأله اصلی خانواده يعنی صفا و صميميّت نباشند.

عوامل محبّت

1 ـ محبّت، محبّت، محبّت می¬آورد؛ ازاين¬رو برای دوست کردن ديگران از خودتان شروع کنيد؛ چنان¬که گفته¬اند: «بِالتَّوَدُّدِ تَتَأکَّدُ المَحَبَةُ: با دوستی محبّت محکم می¬شود.

2 ـ توجّه و حضور قلب در نماز: امام صادق فرمود: هرکه در نماز دل به خدا دهد، خدا به او رو کند و دل¬های مؤمنين را با او دوست گرداند. (دارالسّلام 3/337)

3 ـ سلام کردن: رسول اکرم (ص) فرمودند: برای ايجاد محبّت آشکارا به يکديگر سلام کنيد». (دارالسّلام 3/337)

4 ـ احسان: امام علی (ع) فرمود: بِالاِحسانِ تُملَکُ القُلوبُ: با احسان می¬توان دل¬ها را مالک شد و فرموده: با احسان می¬توان دل¬ها را خريد و بنده کرد. (دارالسّلام 3/338)

5 ـ سخن نرم و ملايم: امام علی¬ فرمودند: زبانت را به سخن ملايم و سلام کردن عادت ده، تا دوستاتت زياد شوند و دشمنانت اندک گردند». (دارالسّلام 3/420)

امام باقر (ع) فرمود: ملايمت سبب دوستی دل¬ها می¬شود». (دارالسّلام 3/413)

6 ـ اعلان دوستی: مردی به امام باقر (ع) عرض کرد: من فلانی را دوست دارم، حضرت فرمود: او را از اين دوستی آگاه کن، که برای دوستی و الفت بهتر است». (دارالسّلام 3/420)

رسول اکرم (ص) فرمودند: «مردی که به زنش بگويد: «دوستت دارم»، اين سخن هرگز از دل او بيرون نمی¬رود. (وسايل 14/10)

7 ـ صورت گشاده و خندان: يکی از عوامل نفوذ در ديگران صورت گشاده وخندان است.

حضرت علی (ع) فرموده: چهره گشاده اوّلين هديه و راحت¬ترين بخشش است و فرمود: صورت باز آتش دشمنی را خاموش می¬کند و فرمود: صورت باز و گشاده ريسمان محبّت است و فرمود: کار نيک و صورت باز محبّت می¬آورد و انسان را به بهشت می-رساند و فرمود: صورت گشاده روش هر آزاده است. (دارالسّلام 3/380 و 402 و 427)

8 ـ مصافحه و دست دادن: يکی از عوامل دوستی مصافحه است.

رسول اکرم (ص) فرمودند: با يکديگر مصافحه کنيد و دست دهيد، که اين کار محبّت را زياد می¬کند». (دارالسّلام 3/387)

و امام صادق (ع) فرمود: به يکديگر دست دهيد، که اين کار سبب می¬شود کينه¬ها از بين روند». (دارالسّلام 3/455)

9 ـ هديه دادن: هديه هرچند کوچک باشد، يکی از وسايل مهم ابراز محبّت است.

امام صادق (ع) فرمود: «تَهادوا تَحابوا: به يکديگر هديه دهيد، تا دوست هم باشيد». چون هديه کينه را از بين می¬برد». (دارالسّلام 3/456)

حضرت علی (ع) فرمود: هديه محبّت می¬آورد و فرمود: هيچ چيز مثل هديه، فرمانروا را ملايم و خشم را بيرون و رانده شده را متمايل و کارهای سخت را آسان و بدی¬ها را دور نمی¬کند». (دارالسّلام 3/427)

البتّه هديه دادن منحصر به مادّيّات نيست.

امام صادق (ع) فرمود: محبوب¬ترين برادرانم کسی است که عيب¬های مرا به من هديه دهد. (دارالسّلام 3/386)

پيامبر اکرم (ص) فرمود: هيچ مسلمانی برای برادرش، هديه¬ای بهتر از سخن حکيمانه که يا هدايتش را زياد کند يا از هلاکت دورش کند، نداده است». (دارالسّلام 3/455)

امام علی (ع) فرموده است: چه خوب هديه¬ای است موعظه». (دارالسّلام 3/387)

10 ـ خوش اخلاقی: حضرت علی (ع) فرمود: سه چيز محبّت می¬آورد: خوش اخلاقی، ملايمت و تواضع. (دارالسّلام 3/403)

11 ـ طمع نداشتن به مال ديگران: پيامبر اکرم (ص) به مردی که از آن حضرت پرسيد: چه کنم که مردم مرا دوست بدارند، فرمود: به مردم نيکی کن و چشم به مال آن¬ها نداشته باش» (سفينة البحار، باب سجد)

و حضرت علی (ع) فرمود: با بی¬رغبتی نسبت به آنچه در دست مردم است، خود را محبوب آن¬ها گردان». (دارالسّلام 3/416)

12 ـ تواضع: اميرمؤمنان (ع) فرمود: چند چيز محبّت می¬آورد: خوش اخلاقی، ملايمت نيکو و تواضع». (دارالسّلام 3/438)

امام باقر (ع) فرمود: سه چيز محبّت آورد: قرض، تواضع و بخشش. (دارالسّلام 3/397)

13 ـ گذشت و تفاهم: اگر کسی در خانه¬ای تنها باشد، آزاد است که هر طور که می¬خواهد عمل کند؛ ولی اگر در آن خانه يک نفر ديگر هم باشد، آزادی¬های او محدود می¬شود، ازدواج هم طبعاً يک نوع محدوديّت برای زن و شوهر ايجاد می¬کند. و زن و مرد هرکدام بايد شهامت گذشت و چشم¬پوشی از بعضی از خواسته¬های خود را داشته باشند و هيچ¬کدام نبايد انتظار داشته باشند تنها به دلخواه او عمل شود.

عوامل به وجود آمدن کدورت

هر کس که به محبّت و دوستی ميان خود و ديگری اهمّيّت می¬دهد، مخصوصاً زن و شوهری که می¬دانند پايه اصلی زندگی مشترک را محبّت تشکيل می¬دهد، می¬بايد برای دوام محبّت اموری را که موجب کدورت می¬شوند بشناسد، از جمله:

1 ـ مخالفت¬های پی در پی: صرف¬ نظر از مخالفت¬هايي که شرعاً و عقلاً واجب است و بايد انجام پذيرند، مخالفت پی در پی در سخن يا عمل همچون موريانه¬ای آرام آرام ريشه¬های محبّت را می¬خشکاند و باعث کدورت می¬شود و زن و شوهر را به صورت دو رقيب در مقابل هم قرار می¬دهد. بنابراين، زن وشوهری که به زندگی مشترک علاقه¬مندند بايد قدرت تحمّل برخی سخن¬ها يا اعمالی که مخالف سليقه يا نظرشان است داشته باشند و از انجام کارهايي که خلاف نظر همسرشان است بپرهيزند. معمولاً به هنگام برخورد آراء هرکس شخصيّت خود را در گرو اثبات سخن خويش می¬داند؛ ولی بايد دانست، که اين کار تيشه به ريشه مشترک زدن و سست کردن پايه¬های محبّت است. سکوت و عدم مخالفت شما نه تنها نشان شکست و تحقيرتان نيست، بلکه علامت متانت و علاقه شما به زندگی می¬باشد و همسر شما هم آن را درک می¬کند و اين هوش و اخلاق شما را تحسين می¬نماید.

2 ـ تحقير: هر کسی می¬خواهد در نظر ديگران بزرگ و محترم باشد و از تحقير متنفّر است و طبعاً از کسی که او را تحقير کند، ناراحت می¬شود و احساس کينه می¬کند؛ ازاين¬رو، همسران بايد از تحقير طرف ولو به عنوان شوخی يا يک رنگی جدّاً بپرهيزند. همسرانی که رعايت احترام متقابل نمی¬کنند، مخصوصاً در مقابل ديگران يکديگر را سبک صدا می¬کنند و شوخی¬های ناهنجار می¬نمايند، در حقيقت بذر کدورت را در دل همسر خود می¬پاشند.

3 ـ کثافت و زشتی: هر يک از زن و شوهر بايد به زيبايي و آراستگی و تميزی اهمّيّت دهند. بانوان علاوه بر اهمّيّت دادن به سر و وضع خود، بايد همواره خانه را چون گلستانی باصفا و تميز جلوه دهند. خانه¬ای که هرگوشه آن آشعال ريخته است، وضع لباس¬ها و کفش¬ها و اثاث آن نامنظّم است و يا بچّه¬ها ژوليده و کثيف و نامرتّب هستند و يا بوی گند از فرش و رختخواب و لباس¬ها برمی¬خيزد، نشان از بی¬لياقتی همسر است.

امام صادق (ع) فرمود: خداوند زيبايي و آراستن را دوست دارد. (مکارم¬الاخلاق، ص 42)

امام رضا (ع) فرمود: نظافت و تميزی از اخلاق پيغمبران است. (بحار 78/335)

امام علی (ع) فرمود: بوی بد را با آب از خود دور کنيد و خود را تميز کنيد، همانا خداوند از کسانی که کثيف هستند، ناخشنود است. (لآلی الاخبار 4/182)

4 ـ غيرت بی¬جا: اميرالمؤمنين (ع) به امام حسن (ع) فرمود: «اِيّاکَ وَالتَّغايُر فی غَير¬مَوضِعٍ؛ فَاِنَّ ذالِکَ يَدعوا الصَّحيحَةَ مِنهُنَّ اِلَی السُّقمِ: از غیرت بی¬جا بپرهيز که اين کار زن پاکدامن را به آلودگی می¬کشاند. (وسايل 14/175)

5 ـ صفات زشت اخلاقی: زيبايي باطن یعنی اخلاق حميده اگر تبديل به صفات رذيله شود، عامل مهمّ کدورت خواهد بود. کج خلقی، حسد، تنبلی، کينه توزی، بی¬حيايي، بددهنی و درشتگويي از صفاتی هستند، که صاحبان آن¬ها هرگز نبايد توقّع محبّت از ديگران داشته باشند.


کتاب خانواده اسلامی

دکتر رحمت الله قاضیان