
خدا و دين و روش تحقيق آن ها.
دين و دينداری
دين عبارت است از مجموعه¬ای از معارف و احکام الهی، که توسّط پيامبران برای به سعادت رساندن دنيا و آخرت بشر به وی عرضه شده است. برخلاف قوانين اجتماعی، که از طرف خود انسان¬ها وضع شده¬اند و تنها تا جايی اجرا می¬شوند که ترس از نيروی انتظامی و دادگاه در بين باشد، در دين که از ناحيه¬ی¬ خداوند است، ميان زندگی اجتماعی مردم و پرستش خداوند پيوند است، به طوری که ديندار برای تمام اعمال فردی و اجتماعی خود احساس مسئوليّت می¬کند، يعنی مراقب و پاسبانی به نام «خدا»، که هرگز غفلت و اشتباه نمی¬کند و از پاداش و کيفر او نمی¬توان رَست.
بدين ترتيب، مزيّت دين بر قوانين اجتماعی روشن خواهد شد، زيرا جامعه¬ای که افرادش وظايف دينی خود را انجام دهند، چون در همه حال خداوند را ناظر اعمال و حتّی افکار خود می¬دانند، از هرگونه ظلم و تعدّي و حتّي بدانديشی نسبت به يکديگر در امان¬اند و در نتيجه عمری را در نهايت خوشی و راحتی به سر می¬برند و به سعادت کامل خواهند رسيد. برخلاف جامعه¬ای که قانون بشری در آن حکمفرماست و افراد تنها وقتی به وظايف خود عمل می¬کنند که بدانند اشخاصی مراقب اعمال آن¬ها هستند.
شريعت، فلسفه و عرفان
قرآن¬ کريم برای رسيدن بشر به حقيقت و رسيدن به مقاصد دينی سه راه برای پيروانش صحيح می¬داند. ظواهر دينی (شريعت)، حجّت و استدلال عقلی (فلسفه) و درک معنوی از راه تزکيه و تهذيب نفس (عرفان).
1 ـ ظواهر دين و شريعت: قرآن کريم گاهی به مجرّد اتّکا به فرمانروايی خدا مردم را مورد خطاب قرار داده و آن¬ها را به پذيرفتن اصول اعتقادی مانند توحيد، نبوّت، معاد و احکام عملی مانند نماز و روزه و زکات امر می¬کند و به انجام بعضی از اعمال نهی می¬نمايد. چنان¬که می¬فرمايد: «اَقيموا الصَّلاةَ وَآتوا الزَّكاةَ : نماز به¬پا داريد و زکات بپردازيد. (بقره¬¬2/43) و می¬فرمايد: يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا، آمِنوا بِاللهِ وَ رَسولِهِ: به خدا و رسولش ايمان آوريد. نساء 4/136 ومی¬فرمايد: «فَاجتَنِبوا الرِّجسَ مِنَ الاَوثانِ وَاجتَنِبوا قَولَ الزّورِ: از پليدی¬ها دوری کنيد و از گفتار باطل بپرهيزيد. (حج 22/30 )
2 ـ استدلال و فلسفه: قرآن در آيات بسياری مردم را به تفکّر و تعقّل و تدبّر در آيات آفاق و انفس دعوت می¬کند و در موارد احقاق حق به استدلال عقلی می¬پردازد و از مخالفينش برهان می¬طلبد. چنان¬که يک-جا می¬فرمايد: «لَو كانَ فيهِما آلِهَةٌ اِلّا اللهُ لَفَسَدَتا: اگر در آن¬ها [آسمان وزمين] جز خدا، خدايانی ديگروجود داشت، قطعاً تباه می¬شدند. (انبيا 21/22 ) و می-فرمايد: «قُل هاتوا بُرهانَكُم، اِن كُنتُم صادِقينَ: بگو اگر راست می¬گوييد، برهان خويش را بياوريد. (بقره 2/111 )
3 ـ اخلاص و عرفان: از نظر آيات قرآن همه¬ معارف از توحيد استنتاج می¬شوند قرآن فرموده: کسانی که با اخلاص خدا را بپرستند، چشم ملکوتيشان باز ¬شده و حقايق اشيا و ملکوت آسمان¬ها و زمين را با چشم دل به طور وضوح می¬بينند. چنان¬که ¬فرموده: «وَاعبُد رَبَّكَ حَتّيٰ يَاْتِيَكَ اليَقينُ: و پروردگارت را عبادت کن، تا به يقين رسی. (حجر 15/99) و ¬فرموده: كَذالِكَ نُرِي اِبراهيمَ مَلَكوتَ السَّماواتِ وَالاَرضِ وَ لِيَكونَ مِنَ الموقِنينَ: اين¬گونه ملکوت آسمان¬ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم، تا از يقين¬کنندگان باشد. (انعام 6/75 ) و ¬فرموده: «كَلّا، لَو تَعلَمونَ عِلمَ اليَقينِ، لَتَرَوُنَّ الجَحيمَ: هرگز چنين نيست، اگر علم¬اليقين داشتيد، به يقين دوزخ را می¬ديديد. (تکاثر 102/5 )
اصول دين تحقيقی است نه تقليدی
ارزنده¬ترين تحقيق علمی، تحقيق در مورد مسائل عقيدتی و رفع شبهات و شکوک از آن¬ها می¬باشد، چون تمام اعمال و رفتار و کردار و اخلاق انسان از عقائد دينی وي نشأت می¬گيرند و هيچ عمل نيکی بدون ايمان و عقيده¬ درست ارزش واقعی ندارد و اصولاً زندگی بدون عقيده ی¬ درست يک زندگی حيوانی بيش نيست.
قرآن¬کريم ¬فرموده: «اَلَّذينَ كَفَروا يَتَمَتَّعونَ وَ يَأكُلونَ كَما تَأكُلُ الاَنعامُ: کفّار چون حيوانات به شهوترانی و شکم¬چرانی می¬پردازند. (محمّد 47/12)
از طرفی ديگر، فلسفه¬¬ ارسال رسل و انزال کتب، برای آموزش ايمان و اعتقادات درست است. ازاين¬رو، بر هر مسلمان واجب است که در حدّ توان فکريش در مورد اصول اعتقادات دينی تحقيق کند، تا نسبت به آن¬ها علم و اعتقاد قطعی پيدا نمايد.
هرچند نيل به مراتب عالی خداشناسی و ساير اصول عقائد، نياز به طیّ مراحل علمی و فکری بسيار دارد که نه در توان هرکسی است و نه بر هرکسی واجب است.
دو انگيزه¬ مهمّ در بشر هست: يکی حقيقت¬جويی که طبق آن می¬خواهد از همه¬ اسرار و رموز جهان سر درآورد و ديگر انگيزه¬ رسيدن به سعادت و کاميابی که طبق آن علاقه دارد خود را به مصالح و منافعش برساند و از خطرات و زيان¬ها پرهيز نمايد.
از طرفی، می¬بينيم که در طول تاريخ، انسان¬هايی به نام پيامبران که از هر جهت پاک و برجسته بوده¬اند، ادّعا کرده¬اند، که ما از سوی پروردگار جهان برانگيخته شده¬ايم، تا با يک برنامه¬ی¬ جامع و عالی و به دور از هر گونه خطا و اشتباهی، که از سوی پروردگار جهان به شما ارائه می¬دهيم، شما را به سعادت و نعمت ابدی برسانيم، و هر کس هم به خداوند ايمان نداشته باشد و به اين برنامه¬ی سعادت¬آميز ما عمل نکند، در شقاوت و عذاب جاودانی خواهد بود.
از طرف ديگر، عقل و فطرت انسان هم به وجود پروردگار دانا و توانايی برای جهان گواهی می¬دهند و هم به صحّت دستورات و برنامه¬¬ سعادت¬بخش انبيا. ازاين¬رو، عقل حکم می¬کند، که برای رسيدن به سعادت و منافع احتمالی بی¬نهايت و دور ماندن از عذاب¬ها و ضررهای احتمالی بی-نهايت، به تحقيق در باره¬ی¬ ادّعای پيامبران بپردازيم و هيچ¬گونه عذر و تنبلی نبايد ما را از تحقيق در مورد اين امر مهمّ باز دارد.
تجربه هم نشان داده¬ است، که شناخت¬های انسانی که از طريق حواس و عقل برای او حاصل می¬شوند، برای شناخت کامل راه سعادت کافی نيستند، يعنی نه فطرت و وجدان و عقل در وجود آدمی می¬توانند او را به سعادت کامل رهنمون شوند و نه ايدئولوژي¬هايی که از طرف دانشمندان و مکاتب ارائه می¬شوند، قادرند برنامه¬ کاملی برای سعادت انسان¬ها ارائه دهند. لذا اين فکر برای بسياری دارد يقينی می¬شود، که يگانه راه سعادت و تکامل انسان پيروی از مکتبی است، که پروردگارشان برايشان فرستاده است، چون هم به تمام نيازهايشان آگاه است و هم نسبت خاصّی با هيچ¬يک از آن¬ها ندارد.
روش تحقيق در دين و شناخت خدا
همان طوری که گفتيم روش تحقيق در هر موضوعی با راه و روش در موضوعات ديگر متفاوت است و اگر برای تحقيق در موضوعی از روش تحقيق در موضوع ديگر استفاده کنيم، نبايد انتظار داشته باشيم که نتيجه درستی از آن بگيريم.
ماوراء¬الطّبيعه هم چنان¬که از اسمش پيداست، ماوراء طّبيعت و مادّه است، يعنی از جنس طبيعت و مادّه نيست، ازاين¬رو، روش تحقيق در مورد آن هم غير از روش تحقيق در مورد کلّيّه¬ی¬ علوم طبيعی و مادّی است، که به وسيله¬ی¬ مشاهده و تجربه و آزمايش و امثال آن¬ها می¬باشد. ازاين¬رو، اين علوم نمی¬توانند در باره¬ بود و نبود موجودات و امور غيرمادّی بحث کنند. بدين ترتيب، معلوم می¬شود، که روش تحقيق در باره¬ی حقايقی مانند روح و خدا و ملائکه که غيرمادّی هستند، از حيطه¬¬ آزمايش و تجربه خارج است، بلکه روش تحقيق در آن¬ها تنها به وسيله¬¬ عقل و استدلال است.
پس کسانی¬که تنها با علوم مادّی سر وکار دارند وبا روش تجربی به تحقيق درباره¬¬ امور مادّی می¬پردازند و آن¬گاه انکار خدا و روح و ساير امور ماوراء¬الطّبيعه می¬کنند، يا به طرز تحقيق در علوم مختلف آشنايی ندارند و يا برای گمراه ساختن کسانی که با روش تحقيق در علوم آشنايی ندارند، از نام علم و عنوان علمی سوء استفاده می¬کنند.
کسی که انتظار دارد با وسايل تحقيق مادّيّات و علوم طبيعت، به کشف غيرمادّيات و امور ماوراء¬الطّبيعه نائل شود، هم¬چون کسی است، که از نی بوريا شکر طلبد و يا بخواهد با دلو و ريسمان ماه را از چاه بيرون کشد، و بديهی است، که از نی بوريا شکر به دست نمی¬آيد و از دلو و ريسمان در چاه انداختن جز به تيره کردن آب چاه و محو شدن عکس ماه در چاه نتيجه-ای حاصل نمی¬شود.
چنان¬که «مارلين بوکس¬کريدر» فيزيولوژيست و دکتر فلسفه گويد:
«من هم به عنوان يک فرد معمولی و هم شخصی که دائماً با مطالعات علمی سر و کار دارد، در وجود خدا ابداً شکّی ندارم. مسلّماً خدا وجود دارد، امّا وجود خدا را از طريق¬ آزمايشگاهی نمي-توانند ثابت کنند و تجزيه و تحليل خدا با اين روش¬ها امکان ندارد. خدا موجودی طبيعی و مادّی نيست که بتوان آن را تحت مطالعه¬ آزمايشگاهی قرار داد، بلکه او يک وجود روحی و معنوی است که قادر متعال وخالق کائنات است. (اثبات وجود خدا، ص 69)
دريافت هر چيزی وسيله¬ی مخصوصی دارد
اين نکته بديهی و مسلّم است، که با هر وسيله¬ای فقط می¬توان اشياء خاصّی را بررسی کرد. مثلاً با ذرّه¬بين و ميکرسکب فقط می¬توان اشياء ريز مورد بررسی و تحقيق قرار داد و با تلسکوب می¬توان اجرام آسمانی را مشاهده کرد. آهن¬ربا فقط می¬تواند آهن را جذب کند نه سنگ و چوب و خاک را، و سوزن در جايی کارايی دارد که کارد و شمشير کارايی ندارند. چشم قادر به کشف معلوماتی برای ماست که گوش قادر به درک آن¬ها نيست و برعکس.
با توجّه به اين مطلب گوييم: بعضی از دانشمندان علوم تجربی چون با حسّ و تجربه نتوانسته¬اند خدا و ماوراء¬الطّبيعه را بيابند، به نفی آن¬ها پرداخته¬اند ـ همچون آن جرّاحی (بخنر) که می¬گفت: «تا خدا را زير چاقوی جرّاحيم مشاهده نکنم، به وجود او ايمان نمی¬آورم» همانند کسی هستند که آهن¬ربايی را روی زمين بگرداند و چون آهنی در روی زمين نباشد، که بدان بچسبد، ادّعا کند، که هيچ چيز حتّی خاک و سنگ و چوب هم وجود ندارد و يا به مانند ماهيگيری هستند، که تور ماهيگيری خود را به دريا انداخته، انتظار گرفتن شير و ببر را دارد و چون از تور او شير و ببر در نمی¬آيد، منکر وجود آن¬¬ها شود.
هر متخصّصی تنها در رشته¬ی تخصّصيش صاحب¬نظر است
نكته¬ی مهمّ و بديهی ديگر اين¬که همان طوری که كسي در هيچ مسأله¬ای تخصّص ندارند و به اصطلاح عامّی است، حق ندارد در مسائل علمی و فلسفی و خلاصه پيچيده اظهار نظر کند و اگر هم اظهار نظر کند، اظهار نظرش بی¬جا و غيرقابل اعتناست، همين طور يک نفر هم که در علمی تخصّص دارد، تنها در آن علم حقّ اظهار نظر دارد، ولی در علوم ديگری که تخصّص ندارد، حقّ اظهار نظر ندارد، و اگر در علوم ديگر اظهار نظر کند، اظهار نظرش بی¬جا و غير قابل اعتنا است.
بنابراين، هرگاه کسانی در علوم مادّی و تجربی هم تبحّر داشته باشند، در علوم غيرمادّی و غيرتجربی يعنی امور غيرمادّي و ماوراء¬الطّبيعه هم¬چون خدا، روح، فرشته و... عامّی هستند و حق ندارند در مورد اين امور اظهار نظر کنند، و هرگاه هم اين اشخاص در مورد امور غيرمادّي و ماوراءالطّبيعه اظهار نظر کنند، اظهار نظرشان بی¬ارزش و احياناً مورد گمراهی است.
روش تحقيق در اديان و مذاهب مختلف
هرچند خوش¬بختانه اکثر قريب به اتّفاق مردم ديندار هستند و تعداد بی¬دين¬ها يعنی کسانی که به هيچ¬وجه به دين و مذهبی معتقد نباشند، بسيار کم است، ازاين¬رو، آنچه در اعتقاد به دين و دينداری در درجه¬ی اوّل اهمّيّت قرار دارد، تحقيق در مورد بهترين دين و بهترين مذهب است، زيرا آنچه که قبلاً در مورد تحقيق در مورد علوم مختلف گفتيم که انسان در تحقيقاتش بايد کاملاً بی¬طرف و بی¬غرض باشد، در مورد دين و مذهب صدها برابر همه¬ی تحقيقات ديگر ضروری است. چه در هيچ جايی به اندازه¬ي دين و مذهب، انسان دوست ندارد که دين و مذهب خودش بهترين دين و مذهب باشد، به طوری که بسيار نادرند اشخاصی که بدون هيچ¬گونه تعصّب و جانبداری از دين و مذهب خودشان، وقتی که اديان مختلف را بررسی کردند، تا فهميدند دين و ذهب ديگری از دين و مذهب خودشان بهتر است، دين و مذهب خود را کنار گذاشته، دين مذهبی را، که به نظرشان بهتراست، بپذيرند.
چنان¬که «ابن¬تيميه» تحصيلات بسياری نمود و در مراکز علمی فراوانی به تحصيل منطق و فلسفه و کلام پرداخت، ولی چون به شام برگشت، همه¬ی اين¬ها را در تحکيم همان مذهب آبا و اجداديش حنبلی، که صد در صد با علم و منطق و فلسفه و کلام مخالفت دارد، به کار برد و حتّي در ردّ منطق کتاب نگاشت.
از آنجا که اديان مختلفی چون اسلام، يهوديّت، مسيحيّت، زردشتيّت، برهمايی و بودايی وجود دارد و هريک هم خود به شاخه¬های بسياری به نام مذاهب مختلف تقسيم می¬شوند، و ازطرف ديگر هر يک از اين اديان و مذاهب هم ـ چه در اعتقادات و چه در اعمال دينی و اجتماعی ـ بسيار با هم متفاوت هستند، ازاين¬رو، عقل حکم می¬کند، که انسان به دين و مذهب آبا و اجدادی خودش اکتفا نکند، بلکه در مورد اديان و مذاهب مختلف به تحقيق بپردازد، تا بهترين آن¬ها را انتخاب نمايد.
روش تحقيق برای دسترسی به بهترين دين و مذهب اين است كه انسان در تحقيق دينی نگذارد عواطف و احساساتش در مورد انتخاب دين و مذهب بر او غلبه نمايند و سعی کند، که به خودش بقبولاند دين و مذهب خودش بهترين دين و مذهب هستند، و اصولاً دوست نداشته باشد که دين و مذهب خودش بهترين اديان و مذاهب باشد، بلکه دوست داشته باشد که او پيرو بهترين دين و مذهب باشد.
هرچند بی¬دين کم است، ولی ديندار واقعی يعنی کسانی که تحقيق کرده و بهترين دين و مذهب را اختيار کرده باشند، بسيار کم است، حتّيٰ دادگاه¬ها پر هستند از مردمی که بر سر مسائل مالی و حقوقی اختلاف دارند.
حال اين مسأله مطرح می¬شود، که آيا اين مردمی که هر کدام دين خاصّی دارند و تنها يکی از آن¬ها هم بهترين است، چگونه می¬شود، كه اين چنين دارای اديان و مذاهب مختلف¬ باشند؟ چون دين و مذهب حتّی چون مسائل سياسی ـ اجتماعی نيست، که اگر حزب و دسته¬ خودش برنده شود، خودش هم ممکن است به نوايی و پُستی برسد، بلکه دين و مذهب برای خود انسان است، آن هم برای دنيای ديگر، ازاين¬رو، برای انسان فرقی نمی¬کند، که هر دين و مذهبی داشته باشد.
پاسخ اين است که معمولاً انسان¬ها دوست دارند، که چه در مسائل عقيدتی و چه در مسائل مالی حقّ با آن¬ها باشد، در صورتی که بايد برعکس باشد، يعنی انسان با حق باشد. و اگر انسان¬ها چنين باشند، بيش از نود در صد اختلافات از بين می¬رود. بنابراين، روش معقول و مشروع در اعتقاد به يک دين و مذهب اين است که انسان گام نخست را با عقل و انديشه بردارد و با دلايل کافی و قانع¬کننده، از يک طرف، به خدا و پيامبری که آن دين تعيين می¬کند، ايمان پيدا کند، و از طرف ديگر، بهترين دين و مذهب را برگزيند.
روش تحقيق در قرآن كريم و حديث
نويسنده¬¬ هر کتابی حامل پيامی است و می¬خواهد پيامش را آن¬چنان¬كه هست بفهمند. بالاخص کتاب¬های آسمانی که هدف پروردگار عالم و آدم، فهم درست مطالبش از طرف بندگانش و آن¬گاه عمل به دستورات او برای به سعادت رسيدن آن¬ها در دنيا و آخرت می¬باشد.
قرآن¬کريم هم در آيات بسياری از مردم می¬خواهد، که در آن¬ها تدبّر کنند. چنان¬که در يک¬جا می¬فرمايد: «كِتابٌ اَنزَلناهُ اِلَيكَ مُبارَكٌ، لِيَدَّبَّروا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ اولوا الاَلبابِ: کتابی است که آن را فروفرستاديم، تا در آيات آن بينديشند و صاحبان خرد متذکّر گردند. (ص 38/29 )
ازاين¬رو، عالمان اسلامی و مفسّران از قديم¬الايّام برای تفسير و مفسّر شروطی ذکر کرده¬اند، تا بتواند به معنای درست هرآيه و مطلبی پی برد.
نه تنها تفسير قرآن¬ كريم، بلکه تفسير حديث نبوی و ساير معصومين (ع) هم از اين قاعده مستثنا نيست، يعنی برای پی بردن به معنای حديث دقّت و امعان نظر خاصّی لازم است.
و ازآنجا که هدف از تفسير متن جز واقع¬گرايی نيست، ازاين¬رو، پيامبر اسلام (ص) امّت خود را از تفسير به رأی برحذر داشته¬ و ¬فرموده: «مَن فَسَّرَ القُرآنَ بِرَأيِهِ فَمَقعَدُهُ فی النّارِ: هرکس قرآن را به رأی خود تفسيرکند، جايگاهش در آتش است.» (تفسير صافی 1/35 )
و در حديث ديگری آن حضرت فرموده است: «مَن فَسَّرَ القُرآنَ بِرَأيِهِ فَاَصابَ فَقَد اَخطَاَ»: هرکس قرآن را به رأی خود تفسير کند، هر چند به واقع برسد، راه خطا پيموده است. (تفسير طبری 1/207 )
«علّامه ی طباطبايی» می¬فرمايد: نه تنها قرآن عقل را از اعتبار نمي-اندازد، بلکه اعتبار و کلام خدا بودن آن به کمال عقل اثبات می¬شود. (تفسير الميزان 1/9)