سایت اصول دین


حسن فاعلي و فعلي


دکتر رحمت الله قاضیان

حسن فاعلي و فعلي

ملاك فعل اخلاقي در اسلام دو چيز است: حسن فاعلي و حسن فعلي.

طبق قاعده¬ی¬ اوّل، فعلي اخلاقي است كه ريشه در درون داشته باشد و مظهري براي احساسات دروني باشد؛ ولي فعلي¬ كه از درون انسان ريشه نگيرد، فعل اخلاقي نيست. مثلاً كسي كه بيمارستاني مي¬سازد؛ در صورتي اين كارش اخلاقي است كه با اختيار از منافع مادّي خود بگذرد؛ ولي اگر عاملي از خارج او را مجبور به ساختن بيمارستان نمايد، آن كار و فعل وي، ديگر اخلاقي نخواهد بود.

و طبق قاعده¬ی¬ دوّم، يعني حسن فعلي داشتن،‌ فعلي اخلاقي است كه خرد آن را به زيبايي و خوبي توصيف كند. چنان¬كه عقل بالصّراحه حكم مي¬كند، كه عدل زيبا و نيكو است و بايد انجام داد و ظلم زشت و قبيح است و بايد از آن خودداري كرد.

روح هم در صورتي زيبايي را درك مي¬كند‌ كه داراي اعتدال باشد، چون رفتار زيبا از روح زيبا صادر مي¬شود؛ و بالعكس، اخلاق و رفتار بد از روح نازيبا و غيرمعتدل نشأت مي¬گيرد؛ ازاين¬رو، معلوم مي¬شود: اخلاق نيك از روح زيبا سرچشمه مي¬گيرد و زيبايي روح هم در سايه¬ی تعادل قوا و توازن تمايلات براي انسان حاصل مي¬شود.

از آيات قرآن كريم هم¬چنين معلوم مي¬شود، كه واقعيّت امر اخلاقي در حسن و قبح فعل نهفته است، چنان¬كه در باره¬ی پيامبر اكرم (ص) مي¬فرمايد: «يَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ يَنهاهُم عَنِ المُنكَرِ: آن¬ها را به خوبي¬ها دعوت مي¬كند و از بدي¬ها بازمي¬دارد.» ( اعراف 7/157 )

«امرسون» دانشمند آمريکايی ¬می¬گويد:

«در روح آدمی عدالتی وجود دارد که کيفر و پاداش آن بی¬معطّلی و قطعی است. کسی که کار خوبی انجام داد، بی¬معطّلی شرافتمند می¬گردد؛ و آن¬کس که کار زشتی به ظهور رساند، پست می¬گردد. کسی که پليدی را از خود به دور کند، پاکی و خوبی را در بر کرده است؛ و کسی که قلباً مرد درستی باشد، در قلب او خداوند جای دارد، با اين عدالت و درستی که اين مرد در قلب خود دارد، خدای ازل و ابد، خدای بزرگ را در قلب دارد. اگر کسی نيرنگ بزند و خدعه به کار برد، او خود را گول زده و خود را نشناخته است. (دين و روان، ص 9 ـ 7 )

قرب خدا ملاک¬ كار اخلاقي در اسلام

قرب به خدا که ملاک خير اخلاقی در اسلام است، ملاك¬هاي مكاتب ديگر حتّـي ملاك لذّت¬گرايان وسودگرايان شخصی و عمومی را نيز تأمين مي¬كند؛ زيرا رسيدن به قرب الهی لازمه¬اش برخورداری از مواهب دنيا وآخرت است. يعني آن¬چه در همه¬ی مكاتب هست در اسلام نيز هست،‌ به علاوه¬ی¬ کمالاتی که در آن¬ها وجود ندارد؛ زيرا کاری که انسان را به خدا نزديک می¬کند، هم برخاسته از عقل و وجدان است، هم به خاطر غيردوستی است، هم لذّت دارد، هم برای خود و ديگران سودمند است و هم معتدل و خير است. زيرا آن¬چه که ديگران گفته¬اند تنها شرط لازم کمال و سعادت برای آدمی¬اند نه شرط کافی.

اسلام تأمين¬كننده¬ی¬ همه¬ی¬ نيازهاي دنيوي و اخروي

برخلاف بعضي اديان كه دستوراتي تنها براي سعادت اخروي افراد دارند، در اسلام هم به سعادت دنيوي و لذّات زندگي كاملاً توجّه شده است و هم به سعادت اخروي و مواهب دنياي ديگر.

قرآن کريم در مورد دنيا فرموده است: «قُل مَن حَرَّمَ زينَةَ اللهِ الَّتي اَخرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزقِ؟ قُل هِيَ لِلَّذينَ آمَنوا في الحَياةِالدُّنيَا خالِصَةً يَومَ القِيامَةِ، كَذالِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَومٍ يَعلَمونَ: ای پيامبر(ص)، بگو: چه کس زينت خدايي و روزي¬های پاک را كه خدا براي بندگان خود پديد آورده حرام گردانيده؟ بگو: اين همه در زندگی دنيا برای کسانی است ¬که ايمان آورده¬ و در روز قيامت خاصّ¬ آن¬هاست. اين¬گونه آيات را برای کسانی که می¬دانند، به روشنی بيان می¬کنيم.» ( اعراف 7/33 )

و قرآن کريم در مورد برخورداري مؤمنين از لذّات اخروی که از نظر گستردگی و پايداری با نعمت¬هاي دنيوی قابل قياس نيستند، مي¬فرمايد: «وَعَدَ اللهُ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الاَنهارُ خالِدينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةٍ في¬جَنّاتِ عَدنٍ، وَ رِضوانٌ مِنَ اللهِ اَكبَرُ؛ ذالِكَ هُوَ الفَوزُ الْعَظيمُ: خدا به مردان و زنان مؤمن باغ¬هايی وعده داده که از زير درختانش نهرها جاری است و جاودانه در آن خواهندبود و نيز سراهايی پاکيزه در بهشت¬های جاودان. البتّه خشنودی خدا از همه¬ی اين¬ها بالا¬تر است. کاميابی بزرگ همان است.» (توبه 9/72)


کتاب فلسفه اخلاق

دکتر رحمت الله قاضیان