سایت اصول دین

قرب خدا، كمال نهايي انسان

دکتر رحمت الله قاضیان

قرب خدا، كمال نهايي انسان.

بي¬ترديد كمال نهايي انسان از نظر اسلام «قرب الهي» است. ولي بايد دانست كه اين قرب حتماً قرب مكاني نيست؛ چون اصولاً خدا مادّي نيست كه جا و مكاني داشته باشد. و نيز قرب به خدا يك امر تشريفاتي و اعتباري محض و بدون يك منشأ تكوين نيست؛ وگرنه لازمه¬اش اين است كه اخلاق تابع اعتبارات و قراردادهاي محض باشد.

بلكه قرب به خدا، يك قرب وجودي است كه به طور تكويني بين خدا و انسان حاصل مي¬شود كه از صفات كماليّه است؛ يعني هرچه كه انسان صفات خدايي هم¬چون عدل، رحمت، علم و غيره كه در خدا به نحو نامتناهي هستند، در خودش جمع كند و روحش داراي كمالات بيشتري شود، به خدا نزديك¬تر مي¬شود.

هر قدر هم روح كمالات بيشتري داشته باشد؛ لذايذش بيشتر مي¬شود. و اگر كمال ثابتي براي نفس حاصل شود، لذّتش هم پايدار خواهد شد كه «سعادت»‌ نام دارد. بنابراين، رابطه¬ی¬ بين انسان و خدا، كه موجب قرب به خداست، «علم حضوري» انسان نسبت به خداست كه فطرتاً به¬طور ضعيف در او وجود دارد و با اختيار خويش با عباداتي كه شرع براي انسان بيان كرده، جوهر نفسش تكامل حاصل مي¬كند و آن علم فطري حضوريش به پروردگارش به تدريج قوي¬تر مي¬شود، تا جايي كه به قول سعدي: «رسد آدمی به جايي كه بجز خدا نبيند».

ولي مسلّم است كه عبادت خدا بايد مبتني بر شناخت صحيح خدا باشد كه آن هم باز در قرآن كريم و سنّت صحيح اسلامي توسّط معصومين (ع) بيان شده است. انسان در اثر خداشناسي و عبادت او، مرتّب از مستقل دانستن موجودات از خدا و در رأس آن¬ها خودش كاسته مي¬شود، تا جايي كه ديگر جز خدا هيچ موجود مستقلي نبيند، و از روي صدق بگويد: «لَيسَ في الدّارِ غَيرُهُ دَيّارٌ» و بگويد:

كه يكي هست و نيست جز او وحـــــــــده لااِله اِلّا هو

آري، انسان تنها با شناخت درست خدا كه با عبادت برايش حاصل مي¬شود كامل مي¬شود؛ ولي از آن¬جا كه خدا نامتناهي است و هرگز هم انسان به نامتناهي نمي¬رسد، اين قرب به خدا هم پايان ندارد. چنان¬كه اگر به فرض پيامبر اسلام (ص) هم كه اشرف مخلوقات است، باز هم عمرش باقي بود و عبادت مي¬كرد، باز به خدا نزديك¬تر مي¬شد.

از طرف ديگر،‌ از نظر جهان¬بيني اسلامي، زندگي انسان در اين دنيا مقدّمه¬اي براي زندگي واقعي او در دنياي ديگر است؛ ولي قرب به خدا كه تنها در سايه¬ی شناخت صحيح خدا و عبادت او برايش حاصل مي¬شود، در اين دنيا براي او حاصل مي¬شود؛ زيرا همين كه بشر مُرد،‌ ديگر حركت اختياري استكمالي ندارد و تكامل برايش حاصل نمي-شود؛ پس هر چند انسان در اين دنيا تا حدودي از ثمرات عبادت و بندگيش چون آرامش روحي بهره¬مند خواهد شد؛ ولي نتيجه¬ی¬ كامل عبادت و بندگيش در دنياي ديگر براي او ظاهر خواهد شد.


کتاب فلسفه اخلاق

دکتر رحمت الله قاضیان