سایت اصول دین


10 ـ دين در روم


تاریخ ادیان

10 ـ دين در روم .

موقعيّت جغرافيايي

شبه¬جزيره¬ی¬ ايتاليا همچون شبه¬جزيره¬ی يونان در آغاز مسكن بوميان بود. در اوائل هزاره¬ی دوّم قبل از ميلاد، گروهي از «سلت» هاي آريايي به نام «لاتين» به آن سرزمين سرازير شدند. ولي به زودي اقوام ديگري از جمله «سابين» ها و «اتروسكان» ها از شمال و «يوناني» ها از جنوب به سرزمين ايتاليا آمدند و با لاتين¬ها همسايه و همنشين شدند و با يكديگر به رقابت و نزاع پرداختند و همديگر را تحت تأثير فرهنگي و اخلاقي و ديني قرار دادند.

روم به تدريج تمام جنوب اروپا و ترکيه و شام و شمال آفريقا را متصرّف شد و به صورت بزرگ¬ترين قدرت درآمد و رقيب سرسخت دولت اشكاني در ايران شد. در طول اين تاريخ طولاني از يك طرف ثروت و اموال ملل ديگر؛ و از طرف ديگر، مبادي و عقايد و آداب آن¬ها نيز به آن كشور حمل مي¬شد و در عقايد و اديان اصلي رومي¬ها نفوذ مي¬يافت. روم سرانجام به دو دولت:‌ روم شرقي و روم غربي، تجزيه شد.

پرستش در روم

دين روميان «نوما» خوانده مي¬شد، كه نوعي آنيميزم و توتم¬پرستي و جان¬پرستي بوده است؛ و نباتاتي نظير انجير و باقلا و حيواناتي چون گرگ را توتم خود مي¬دانستند. روميان برای هر چيزی اعمّ از انسان و حيوان و نبات و جماد روحی قائل بودند. روميان به يك رشته عقايد خرافي نظير سحر و طلسمات و افسون¬ها و فال نيك و بد نيز قائل بودند.

گفته¬اند: روميان براي هر چيزي ربّ و الهه¬اي با اعمال مشخّص و معلومي قائل بودند؛ چنان¬كه براي هر يك از كشاورزي، حفظ انبارها، شخم كردن، شكوفه¬ها و گل¬ها، رسيدن ميوه، حفاظت جنگل¬ها، بيشه¬ها، مراتع، چمن-ها، چشمه¬ها، نهرها، رودخانه¬ها، اجاق منزل، جنگ و غيرآن¬ها، روحي و ربّ¬النّوعي قائل بودند.

در رأس خدايان رومي «ژوپيتر» پدرآسماني، مولّد باران و مُوجد اشعّه¬ی آفتاب فروزان بود و او را حاكم مطلق، قادر متعال و فاتح كلّي مي¬دانستند و مراسم خاصّي به درگاه او انجام مي¬دادند. خدايان ژوپيتر، كرونوس و مارس تثليث رومي را تشكيل مي¬دادند.

غيراز اين¬ها ده¬ها خداي ديگر، خدايان دولتي بودند، كه مهم¬ترين آن¬ها عبارت بودند از: آناپرنا، كارمنتا، كارنا، سرس، كونسوس، دواآنگرونا، فالاسر، فاوتوس، فلورا (فونس)، فورينا، يانوس، يوپيتر، لارنتا، لارس (لمورس)، ليبر، مارس، ماتر، ماتوتا، نپتونوس، اوپس، پالس (پالاتوا)، پومونا، پورتونوس، كبرينوس‌‌ (روبيگوس)، ساتورنوس، تلوس (ترمينوس)، جوديس، وستا، ولگانوس، ولتورنوس، يونو، وتوس، آپولون، مينروا و مركوري.

بعضي از اين خدايان از يونانيان اقتباس شده بودند، همان طور كه «مهرپرستي»‌ هم از ايران به يونان و از آنجا به روم رفته بود. در روم امپراتوران نيز مورد پرستش بودند؛ چنان¬كه براي «ژول سزار» معبدي ساختند و «نرون» نيز خود را همشأن «آپولو» مي¬دانست.

ساكن شدن «اتروسك¬ها» كه جماعتي تاجرپيشه بودند در كنار روميان، سبب شد كه خدايان معروف رومي: ژوپيتر، مارس و كرينوس، جاي خود را به ژوپيتر، يونو و مينروا بدهند و بعدها «يونو» را زن «ژوپيتر» تلقّي كردند. با مهاجرت يونانيان به روم، خدايان يوناني با تغيير اسم به تدريج در ميان روميان جا افتادند و مورد تقديس قرارگرفتند.

مذاهب و عقايد ديگر نيز از مشرق به روم سرايت كرد كه از جمله¬ی¬ آن¬ها مذهب «ما» از آسياي صغير، اعتقاد به «آدونيس» از شام، عقيده به ايزيس و اوزيرس از مصر كه به آن نام و نشان «سراپيس» نهادند و بالاخره كيش مهرپرستي و آيين ميترا از ايران، مي¬باشد.

افزون بر اين خدايان، مردان رومی به روحی به نام «جينوس» احترام می¬کردند که حاکی از نيروی حياتی و زورمندی مردان قبيله بود؛ همان طوری که زنان نسبت به روحی به نام «ژونو» ادب و احترام می¬کردند.

«يونو» (همسر يوپيتر و شهبانوي آسمان) روحي بود مظهر توانايي زايمان؛ همچنان كه پدر نيز در خود فرشته¬ی¬ نگهباني داشت، كه همانا روح و قدرت فرزندآوري او بود. كودك نيز دو فرشته¬ی نرينه و مادينه (يونو و گنيوس) داشت كه هم فرشته¬ی موكّل و هم روح او به شمار مي¬رفتند و روح هسته¬اي خدايي در پوسته¬اي فاني بود.

«بونادئا» يا «الهه¬ی¬ نيكوكار» كشتزارها را بارور و زنان را زهدان¬هاي بارور مي¬بخشيد.

«زمين» خدايي بود به نام «تلوس» «خاك مام» و «مارس» تجسّم بارآوري الهي.

چون كودك رشد مي¬يافت، ارواح ديگري او را ياري مي¬كردند، يكي او را در خواب پاس مي¬داشت، «آبئونا» راهنماي نخستين قدم¬هايش بود، «قابولينا» او را سخن گفتن مي¬آموخت و به هنگام ترك خانه نيز خودش را همه جا در حضور خدايان مي¬يافت.

در روستاها نيز، يوموتا براي بستان¬هاي ميوه، «فاونوس» براي رمه، «پالس» براي مرغزار، «ستركولوس» براي كود، «ساتورنوس» (كيوان) براي دانه¬افشاني، «كرس» براي محصول، «فورناكس» براي پختن ذرّت در كوره، و «ولگانس» براي آتش¬افروزي بود.

دين¬هاي ديگر چه بسا چشمشان به آسمان بوده و رومي نيز باور داشت، كه در آنجا خداياني هستند؛ امّا پاك¬ترين نيايش¬ها و بي¬رياترين پيشكش¬هايش را به زمين نياز مي¬كرد كه سرچشمه و مادر زندگي و آرامگاه مردگان و پرستار جادوكار دانة¬ رويندة¬ او بود.

«نپتون» خداي آب بود. «سيلوانوس» در جنگل خداي درختان بود. پاره¬اي از خدايان در تن جانوران مقدّس همچون اسب يا گاو قرباني مي¬زيستند. خداياني ارواح توالد بودند، «توتوموس» بر آبستني نظارت داشت و «لوكينا»‌ موكّل بر حيض و زايش بود.

«پرياپوس» خداي بارآوري يوناني نيز مقيم روم شد. به گفته¬ی¬ قدّيس آوگستنيوس دختران و كدبانوان روي آلت مردانگي مجسّمة پرياپوس مي¬نشستند، تا آبستني¬شان مسلّم باشد. تصاوير قبيح وي زيور بسياري از باغ¬ها بود. مردمان ساده تمثال¬هاي كوچك ذكر وي را به خود مي¬بستند، تا بارآور و بختيار باشند، يا از چشم بد گزند نبينند.

روميان، برخلاف يونانيان، خدايان خويش را آدمي شكل نمي¬پنداشتند، بلكه آنان را ارواح يا «نومينا» مي-ناميدند؛ گاه خدايان مفاهيم مجرّدي چون تندرستي، جواني،‌ حافظه، بخت، آزرم، اميد، بيم،‌ فضيلت، پاكدامني، سازش و‌ پيروزي بودند. برخي از ايشان، چون «لمورها» يا اجنّه، ارواح بيماري¬زا بودند و به دشواري خرسند مي¬شدند. برخي ارواح فصل¬هاي سال بودند، مانند «مايا» روح ماه مه (ارديبهشت).

زير قشر اين تصوّرات اساسي،‌ باورهاي رنگارنگ عاميانه به جانگرايي،‌ فتيشيسم، توتم پرستي،‌ سحر،‌ معجزه، وِرد، خرافه و تابو پنهان بود كه بيشتر آن¬ها يادگار ساكنان ماقبل تاريخ ايتاليا و شايد نياكان هندواروپايي ايشان در زيستگاه كهن آسياييشان بودند.

بر مرزها «ترمينوس» خداي بزرگ نظارت داشت، كه در قالب سنگ¬ها يا درختاني كه مرزهاي كشتزار را نشانه مي¬زدند، تصوّر و پرستيده مي¬شد.

هر سال در ماه دي در جشن شادي¬بخش چهارراه¬ها، «لارس» يعني نگهبان زمين نيايش مي¬شد. در ماه بهمن با نياز كردن پيشكش¬هاي بسيار به «تلوس»‌ از او فراواني محصول را مي¬خواستند. در ارديبهشت كاهنان آيين «انجمن شخم¬زني» پيشاپيش دسته¬اي آوازخوان از كنار مرزهاي كشتزارهاي به هم پيوسته مي¬گذشتند و بر روي سنگ-هاي چيده گُل مي¬گذاشتند و خون قربانيان را به رويشان مي¬پاشيدند.

بدين¬گونه، دين،‌ به مالكيّت صبغه¬ی¬‌ قدسي مي¬داد، كشمكش¬ها را فرومي¬نشاند، به نيروي شعر و درام، كار در كشتزارها را بزرگ مي¬داشت و تن و روان را با ايمان واميد نيرو مي¬داد.

هيچ ملّتي به اندازه¬ی روميان خدا نداشته است. «وارو» خدايان رومي را تا سي هزار برشمرد و پترونيوس گفته: در برخي از شهرهاي ايتاليا شمار خدايان بيش از آدميان است.

روميان عبادت هر خدايی را يک قرارداد دوجانبه بين خود و آن خدا تلقّی می¬کردند؛ به طوری که اگر اين¬ها وظايف خود را انجام می¬دادند، آن خدا هم می¬بايستی وظيفه¬ی خود را انجام دهد؛ و اگر انجام نمی¬داد، او را به ضعف و سستی منسوب می¬کردند و به خدايی ديگر متوسّل می¬شدند.

«آوگوستوس» قيصر روم، اعمال و مناسک قديمی را احيا کرد؛ و آن¬گاه در صدد برآمد که خود را هم نظير خدايان بخواند؛ و مجلس سنای روم هم به موجب فرمانی به وی الوهيّت بخشيد. بعد از مرگ آوگوستوس اين مقام پرافتخار را به ديگر امپراطوران روم از جمله «كاليگولا» و «دوميتيانوس» نيز عطا كردند. نرون قيصر معروف روم نيز همدوش آپولون شمرده شد؛ و بدين ترتيب، قيصرپرستی هم در روم رواج يافت.

معابد شهر روم نخست در خارج از شهر روم قرار داشتند كه مهم¬ترين آن¬ها معبد «ديانا» بود و در آن «ژوپيتر» به عنوان خداي قديم و ربّ الارباب پرستش مي¬شده است.

چيزها و جاها يا كسان بسياري «نجس» بودند و از¬اين¬رو، دست زدن يا نزديك شدن به آن¬ها ممنوع بود كه از آن جمله: نوزادان، زنان حايضه و تبهكاران محكوم بودند.‌

روميان در ادای الفاظ و عبارات عبادت و آداب و رسوم آن بسيار دقيق بودند؛ به نحوي که معتقد بودند کوچک¬ترين تحريف لفظ باعث بطلان عبادت می¬شود؛ ازاين¬رو، احتياج به روحانی دينی در ميان آن¬ها پديد آمد تا با راهنمايی او بتوانند آداب عبادت را انجام دهند.

صدها تعويذ يا اسباب مكانيكي به كار مي¬رفت، تا مقاصد طبيعي با وسائل ماوراي طبيعي حاصل شود؛ كمابيش،‌ هر كودك طلسمي طلايي به گردن آويخته داشت. تمثال¬هاي كوچك به ديوارها يا درختان آويزان بود، تا ارواح بد را بگريزاند.

از افسون يا ورد براي جلوگيري از حوادث، درمان بيماري¬ها،‌ آمدن باران‌ و درهم شكستن سپاه دشمن و از ميان بردن محصول او و يا تباه كردن او ياري مي¬جستند.

اكثر مردم به تفاّل، به تنديس¬هاي سخنگو و عرق¬ريز، به خداياني كه از اولمپ فرو مي¬آمدند، تا براي روم بجنگند، به روزهاي خجستة طاق و شوم جفت و به پيشگويي آينده به ياري حوادثي غريب، عقيده داشتند. تاريخ ليويوس مشتمل بر صدها تفأل از اين¬گونه است كه با وقاري فيلسوفانه گزارش شده است. در مجلّدات آثار پليني مهين از اين تفأل¬ها چندان يافته مي¬شود كه عنوان آن آثار را «تاريخ خرق طبيعت» نيز مي¬توان نام نهاد. با اعلام اين¬كه كاهن شگوني بد، چون دل و روده¬ی غيرعادّي در جانور قرباني يا غرّش تندر در آسمان،‌ ديده يا شنيده، مهم¬ترين امور بازرگاني‌ يا جنگ معلّق يا تعطيل مي¬شد.

«يوتوريگا» شهبانوي بهشت و همزاد موكّل بر زنانگي و زناشويي ومادري بود، ماه خاصّ او،‌ ژوئن، مبارك-ترين ماه زناشويي به شمار مي¬آمد. «مينروا»‌ الهه¬ی فرزانگي يا حافظه، صنايع دستي و اصناف،‌ بازيگران، خنياگران‌ و مُنشي¬ها بود. «پالاديوم» كه حفظ آن اساس امن روم پنداشته مي¬شد، تصويري از «پالاس مينروا» بود، سراپا غرق در اسلحه. ونوس روح شوق‌،‌ جفتگيري و بارآوري بود. و «ديانا» الهه¬ی¬ ماه هم¬خوابه¬ی «ويپروس» شاه¬جنگل¬ها بود.

به حكم افسانه¬هاي رومي كه از يونان مايه گرفته بود، مردگان اگر نيكوكار و بزرگ¬منش بودند، به «كشتزارهاي بهشتي» يا جزيره¬ی¬ خجستگان مي¬رفتند؛‌ ولي بدكاران به قعر زمين فرو مي¬شدند و در قلمرو تاريك اوركوس و پلوتون جاي مي¬گرفتند.


کتاب تاریخ ادیان
دکتر رحمت الله قاضیان