سایت اصول دین


دين در هند


تاریخ ادیان

7 ـ دين در هند.

هند سرزمين بزرگي است در جنوب آسيا كه به خاطر وسعتش آن را شبه¬قارّه مي¬نامند. در جنوب اين شبه¬قارّه اقيانوس هند و در شمال آن عظيم¬ترين سلسله جبال روی زمين (هيمالايا) ¬قرار گرفته است. در جنوب اين کوهستان¬ها، جلگه¬ی وسيعی است که به وسيله¬ی رودهای عظيم سند و گنگ که از هيمالايا سرچشمه می¬گيرند، مشروب می¬شود؛ و در قسمت جنوب هند، فلات ناهموار دکن قرار گرفته که به صورت شبه¬جزيره¬ای در اقيانوس هند پيش رفته است. منطقه¬ی¬ هيمالايا هميشه زمستانی است؛ و حال آن¬که بقيّه¬ی نقاط اين سرزمين دارای گرمای سوزان است. از لحاظ بارش هم بعضی از قسمت¬های سرزمين هند بسيار خشک است؛ درحالی¬که قسمت¬های ديگر آن مرطوب¬ترين نقاط کره¬ی¬ زمين می¬باشند. در نتيجه¬ی¬ وجود اين سرما و گرما و بارش¬ها و آب و هواهای متفاوت در هند، نباتات و حيوانات متنوّعی در آن¬جا يافت می¬شود که در هيچ سرزمين ديگر يافت نمی¬شود.

معروف است که هندسه و رياضيّات از هند به ساير کشورها رفته؛ و ازاين¬رو، هندسه را مشتق از کلمه¬ی هند و رياضيّات را منسوب به رياضت¬کشان هند دانسته¬اند.

شبه قارّه¬ی هند تا جنگ جهانی دوّم، تحت استعمار انگلستان بود و از اين تاريخ به بعد به صورت کشورهاي زير تقسيم گرديد: هند، پاکستان، بنگلادش، نپال و سيلان.

بوميان قديم هند (دراويدي¬ها)

تحقيقات اخير باستان¬شناسی كه از سال 1920 ميلادي به بعد انجام گرفت، نشان داد که بوميان هند (دراويدي¬ها) دارای تمدّن وسيع و درخشانی بوده¬اند. از جمله¬ی¬ اين کشفيّات، كشف شهری به نام «موهنجودارو» بود و كمي بالاتر از آن، چهار پنج شهر ديگر از زير خاک بيرون آمده¬اند که قدمت آن¬ها به هزاره¬ی چهارم و سوّم قبل از ميلاد می¬رسد. سدها و كانال¬هاي انحرافي، خانه¬های آجری، خيابان¬های پهن، شبکه¬های فاضلاب، چاه و حمّام در بسياری از خانه¬هاي اين شهرها ثابت می¬کند که فرهنگ درّه¬ی هند از لحاظ تكنولوژي بسيار پيشرفته بوده و از هر تمدّنی ديگر از جمله بين¬النّهرين و مصر برتر بوده است.

تعداد زيادی از دراويدي¬ها که مردمانی سياه¬پوست با موهای مجعّد و بينی پهن می¬باشند هم¬اكنون نيز در شبه¬جزيره¬ی¬ دکن يافت مي¬شوند و هنوز هم عادات و رسوم، زبان، ادبيّات و هنر در شبه¬جزيره¬ی¬ دكن اساساً دراويدی است. محقّقين برآنند كه نژاد درواويدي¬ها با نژاد بوميان جنوب¬شرقي ايران يعني بلوچ¬ها يكي است.

دين و آيين دراويدی¬ها: محقّقان از روي قرائن و شواهد در مورد مذهب دراويدي¬ها يعني بوميان هند مي¬گويند: آن¬ها سنگ¬ها، جانوران، درختان، رودها، بيشه¬ها، كوه¬ها و ستارگان را داراي روح مي¬دانستند و آن¬ها را مي¬پرستيدند.

از آثار به دست آمده در تمدّن دراويدی¬ها معلوم می¬شود، که آن¬ها الهه¬ی مذکّر و بيشتر الهه¬ی مؤنّت می¬پرستيده¬اند. نشانه هايی از «آنيميسم» و «روح دار انگاری» نيز در اين آيين به دست آمده است.

از مجسّمه¬هاي فراواني كه از دراويدي¬هاي گذشته به جا مانده، معلوم مي¬شود كه آن-ها آلت تناسلي را نيز مي¬پرستيده¬اند و اين كار را موجب كثرت توالد و تناسل مي¬دانستند.

آرياييان و كوچ آن¬ها

به موازات تمدّن جنوب که از مصر تا بين النّهرين و هند کشيده شده بود، تمدّن ديگری در جنوب سيبری و جنوب روسيّه وجود داشت. اين تمدّن را هرچند نتوان بدوی خواند، ولی به پای تمدّن جنوب نمی¬رسيد. زندگی آرياييان چادرنشينی وازطريق دامپروری می-گذشت.

هنديان از نژاد آريايي هستند و آريايي به معني نجيب و شريف است. آرياييان که مردمی بلندقامت و سفيد چهره بودند و از جنوب سيبری تا شبه جزيره¬ی اسکانديناوی محلّشان بود، بر اثر سردشدن هوا و افزوني جمعيّت، تنگي جا و كمبود مرتع براي چراي دام¬ها و احتمالاً‌ هجوم اقوام مجاور به سرزمين آن¬ها، جمعيّت زيادی ازآن¬ها براي دست يافتن به زمين¬هاي وسيع¬تر و نواحي گرم¬تر و مناطقي آبادتر براي زيست، به سوی غرب يعنی اروپا و جنوب كوچ كردند. گروهی از آرياييان هم که به طرف جنوب کوچ کردند، بعضی از آن¬ها در ايران سکونت کردند و گروهی ديگر به شبه قاره¬ی هند کوچ کردند.

اقوام هندواروپايي در موطن اصلي خود به يك زبان تكلّم مي¬كردند؛ ولي چون به سرزمين¬هاي جديد مهاجرت كردند، بر اثر تأثيرپذيري از بوميان مناطق مختلف با زبان-هاي متفاوت، به تدريج زبان¬هايشان از هم متمايز و متفاوت شد. البتّه حتّي امروزه هم با گذشت هزاران سال هنوز بعضي از لغات اصلي آن¬ها ريشه¬ی مشترك دارند؛ چنان¬كه به پدر و مادر در زبان¬هاي اروپايي فادر و مادر و در زبان هندي پيتار و ماتار مي¬گويند.

آريايي¬های غربی به اروپا کوچ کردند و آرياييان شرقی (هندوايراني) به ايران، هند، ارمنستان، سغد و خوارزم مهاجرت كردند. دسته¬ی هند و ايراني بسيار ديرتر از بقيّه¬ی¬ اقوام آريايي از هم جدا شدند؛‌ و ازاين¬رو، اساطير و آداب و رسوم آن¬ها بيشتر مشترك است.

دين آرياييان هند پيش از وداها

آريايي¬هايي كه از طريق كوه¬هاي هندوكش به هند رفتند، به سبب برتری نيروی جسمانی و استفاده از سلاح آهنی و اسب بر دراويدي¬ها که هم جثّه¬ی کوچک¬تر داشتند و هم فاقد اسب بودند و نيز به جای استفاده از سلاح آهنی از سلاح سنگي و مسي استفاده می¬کردند، پيروز شدند و دروايدي¬ها را به نواحي جنوبي يعني شبه¬جزيره¬ی دكن راندند.

جامعه¬شناسان برآنند كه هيچ ملّتي به اندازه¬ی هنديان ديندار نيستند و دين مورد توجّه نيست؛‌ به طوري كه گفته¬اند:‌ آن¬چه در هندي محور زندگي است «‌دين»‌ و «‌دينداري»‌ است، نه رياست و حكومت و ثروت و قدرت و ساير مظاهر زندگي.

اوّلين آرياييان مقيم ايران و هند، مثل ساير بدويان، توتم¬پرست، فتيش¬پرست و آنيميست (روح¬پرست) بودند؛ و نيز آنان نيروها و مظاهر طبيعت مانند آسمان، خورشيد، زمين، ماه، ستارگان، كوه¬ها، باد، آب و غيره را مي¬پرستيدند. هنديان و ايرانيان به خدايان موهومي مانند «ميترا» و «‌وارونا» و «اندرا» و «ناستيه»‌ نيز معتقد بودند. آنان سعي مي¬كردند با انجام قرباني، عطوفت نيروهاي خير را به سوي خود جلب كرده‌ و زيان عناصر شرّ را از خود دور كنند.

دين هندويي يا دين برهمايي

دين هندويي يعني دين مردم مهاجر آريايي به هند يكي ازكهن¬ترين اديان زنده¬ی جهان است¬كه نه تاريخ پيدايش آن معلوم است و نه بنيانگذار مشخّصي دارد. هندوها خود اين دين را «ساناتانا»‌ مي¬نامند، يعني ديني كه از ازل براي هدايت مردم نازل شده است.

دين هندويي را بايد هم¬چون يك جنگل دانست كه به تدريج از آميختگي و ترکيب عقايد و اعمال مذهبي آرياييان مهاجر و بوميان هند يعني دراويدي¬ها ـ تكامل يافته است. دين هندويي همه¬ی¬ باورها و مناسك را كه از ژرف¬ترين افكار و عقايد مذهبي تا خرافات و جادو در درون خود جاي داده و هندوان براساس آن زندگي مي¬كنند. ويژگی ديگر اين دين اين است که در آن شخص و اشخاصی به عنوان الگو و اسوه¬ی انسانی وجود ندارد.

كتاب¬هاي مقدّس¬ هندوان: كتاب¬هاي مهمّ مذهبي هندويي عبارتند از:‌ وداها، اوپانيشادها، پوراناها، دارما سوتراها، ودارماشاستراها، رامايانا، مهابهاراتا و بهگودگيتا.

الف ـ ودا

هند کهن¬ترين گهواره¬ی فلسفه¬ی دينی زمين است. مجموعه¬ی عقايد و تعاليم دينی و فلسفی و عرفانی هندوان در کتاب «ودا» به معناي معرفت گِرد آمده است. كتاب¬هاي دوّم تا هفتم ودا قديم¬ترند و كتاب¬هاي اوّل، هشتم، نهم و دهم در مراحل بعد اضافه شده است.

تاريخ نگارش ودا را از 1200 تا 5 هزار سال پيش از ميلاد و حتّي قديم¬تر گفته¬اند كه توسّط فرزانگان و عرفاي كهن هند سروده شده است. مطالب ودا در آغاز به صورت شفاهی بوده و به تدريج تحرير يافته است. معتقدين به دين هندويي وداها را «آپاورشيا» يعني مافوق انساني گويند؛ يعني از مبديي غيرانساني وحي شده است.

ودا شامل چهار دفتر است: ريگ ودا، ساماودا، ياجورودا و آثارواودا.

1 ـ «ريگ¬ودا»: ريگ¬ودا، متضمّن10522 بيت و مشتمل بر 1028 غزل و سرود در مورد موضوعات گوناگون مورد پرستش هندوآريايي¬ها و ستايش خدايانشان مي¬باشد.

ريگ¬ودا قديمي¬ترين قسمت وداهاست، كه از روزگاري مانده كه ايرانيان وهنديان باهم بوده¬اند يا تازه از هم جدا شده¬اند واحتمالاً‌ حدود¬1500 سال پيش از ميلاد سروده شده است.

2 ـ «ساماودا»: شامل 1875 بيت و مجموعه¬اي از سرودهاي موزون ريگ¬وداست.

3 ـ «يا جورودا»: شامل 1984 بيت و حاوي سرودهاي نيايش و اوراد و ادعيه و مناسك مذهبي و دستورات نذورات و قرباني ريگ¬وداست.

4 ـ « آثارواودا »: آثاروا¬ودا كه مشتمل بر 5977 بيت و حاوي 730 سرود و مجموعه¬اي از افسون¬ها و اوراد و اعمال مي¬باشد كه نتيجه¬ی اختلاط آريان¬ها با مردم بومي هند است.

هر يك از چهار ودا، خود شامل چهار بخش است:

1 ـ «منتره¬ها»: منتره¬ها مجموعه¬اي از سرودها و ادعيه و مراسم قربانی و نيايش است.

2ـ «برهمنه¬ها» كه مشتمل بر قواعد تلاوت سرودها و آداب و تشريفات تقديم قرباني و تفسير عبادات به انضمام بيان اصول و ابتداي آنها و بعضي حكايت¬هاي قديمي است.

در براهمنه¬ها «پرجاپتي» يا برهما خداي آفرينش و آفريدگار بزرگ و ناظر بر مخلوقات و حافظ حيات شناخته شده و «وحدت وجود»‌ با عبارتي رسا بيان شده است.

3 ـ «آرنيكه¬ها»: آرنيكه¬ها كه شامل تعليمات و عباداتي براي زاهدان جنگل¬نشين است.

4 ـ « اوپانيشادها »: اوپانيشادها يا محاورات محرمانه مغز وخلاصه¬ی تعليمات ودائي است كه با عباراتي كوتاه و معمّاوار در مورد مسائل فلسفي و عرفاني و اسرار جهان مي-باشد.

اوپانيشادها 108 ¬گفتار است ومهم¬ترين مطلب درآن «وحدت وجود» است كه به موجب آن،‌ وحدت در كثرت منتشر است وكثرت در وحدت مستغرق است. در اوپانيشادها بيان مي¬شود، همان طوري كه آن¬چه زندگي فرد را تنظيم مي¬كند «نفس» اوست، هر يك از نفس¬هاي فردي هم جزيي از نفس بزرگ‌ عالم است و به ¬هنگام مرگ نفوس جزيي فرديّت خود را از دست مي¬دهند ودر منشأ خويش يعني نفس كلّي عالَم ادغام و مستهلك مي¬شوند.

اوپانيشادها بيان مي¬دارد: عشق و علاقه¬ی¬ زن و شوهر به يكديگر و نيز عشق و علاقه¬ی¬ انسان به مال و ثروت در حقيقت به خاطر عشق و محبّت نسبت به «براهمن» و «آتمن»‌ است.

در وداها سخن از خدايان متعدّد است و در هر سروده يک خدا نيايش می¬شود؛ ولی در آخرين سروده های ريگ ودا سخن از خدای يگانه است؛ خدايی که پروردگار عالم است، همه چيز را می¬بيند و در هر جا حضور دارد.

ديوها يا خدايان شرّ: در بخش¬هايی از وداها سخن از ديوها يا خدايان شرّ است، که با خدايان خير در نبردند.. در وداها داستان¬هايی در باره¬ی نبرد اين دو گروه خدا آمده است.

ب ـ مهابهارات

مهابهارات شامل حدود صد هزار بيت شعر بزرگ¬ترين حماسة¬ رزمي جهان مي¬باشد. برهمنان اين كتاب را به صورت كتاب عرفاني كوچكي به نام «بهاگودگيتا» يعني نغمة¬ الهي خلاصه كرده¬اند. هر چند موضوع اين كتاب جنگي افسانه¬اي بين ميان دو خانوادة¬ خويشاوند بر سر فرمانروايي كشور «بهارت» مي¬باشد؛ ولي خواننده به¬طرزآداب هندوان ومسائل مذهبي و اخلاقي و اجتماعي و سياسي و تقسيم جامعة هندو به چهار طبقه و نقش خدايان مختلف و تأثير دعاي برهمنان و اعتقاد به تناسخ و مضارّ ستمگري و مسائل بسيار ديگر آشنا مي¬شود.

مقام انسان در هندوييسم: از نظر دين هندويي روح انسان بارقة¬ الهي است؛ و هر چند انسان در اثر جهل به امور مادّي و لذّات نفساني وابسته شده، ولي مي¬تواند با تزكية نفس و تهذيب اخلاق و رفتارش و نيكوكاري دوباره به آزادي روح برسد؛ و از تولّد و مرگ پي درپي نجات يابد. و چون كسي بدين مقصد عالي واصل شد، از علايق دنيوي بيزار گشته و با بحر وجود و شعور و خير سرمدي كه آن را «برهمن»‌ خوانند، هم¬جوار مي-گردد.

الاهيّات ودايي و وحدت وجود

هرچند هندوان به ميليون¬ها خدا معتقدند؛ ولي از نظر حكما ودانشمندان هندو، اوّلاً، همه¬ی موجودات جهان ازجماد و نبات وحيوان و انسان گرفته، تا زمين و ماه و خورشيد و ستارگان روي¬هم كالبد عظيم الوهيّت را تشكيل مي¬دهند و همه¬ی خدايان نيز مظهر خداي يگانه¬اند.

ثانياً، اين جهان و سراسر اجزاء آن¬كه در صورت ظاهري امري حقيقي مي¬نمايد، در واقع وهم و خيالي بيش نيست و عاقبت نيز همه محو و زايل شده و تنها برهما يعني روح مطلق و مجهول¬الكنه وغيرقابل وصف و لايزال هستي، ثابت و برقرار وجاويدان خواهد ماند.

خدايان دين هندويي

در وداها هرچند تنها يك حقيقت و يك ذات و يك خدا وجود دارد و همه¬ی¬ موجودات و حتّي خدايان ديگر مظهر و تجلّيّات اويند؛‌ ولي از آلهه¬ی بسياري نام برده شده، از جمله:

1 ـ «ديوس بيتار» پدر آسماني.

2 ـ «پريتيوي ماتار» خداي مادر.

3 ـ مهر، كه در ايران نيز پرستيده مي¬شد و‌ خداي بخشنده و نمايندة مكارم اخلاق است.

4 ـ آگني: آگني خداي آتش و گياه سوما، خداي حاكم بر زمين، حامي آدمي و حافظ خانواده و ناظر بر اعمال و مراسم مذهبي.

5 ـ ايندرا: ايندرا خداي جنگ، سبب نزول باران، از بين¬برندة دشمنان آريايي¬ها و موجب ثروت، طول عمر، نيرومندي‌ و خوشبختي براي پرستندگانش است.

6 ـ‌ وارونا:‌ وارونا، خداي جانداران، قانون، آب¬ها و سحر و جادو است.

7 ـ سويتار:‌ ساويتار، يعني خورشيد كه سوار بر گردونة مزيّن و زرّين، فلك را از نور پر مي¬سازد. سويتار به پرستندگانش فرزند و روزي فراوان عطا مي¬كند.

8 ـ ويشنو، خداي خير و بركت و حافظ و نجات¬دهنده است.

9 ـ‌ آديته¬ها: آديته¬ها‌ كه فرزند آديتي هستند و كساني كه دعاي خود را به درگاه آديته¬ها تقديم دارند، داراي زندگي آسوده و آبرومندي خواهند شد.

10 ـ رودره: رودره خداي طوفان و سيل ومرگ و ويراني است. پرستندگانش با خضوع از او مي¬خواهند به جاي غضب، به آنان لطف نموده و فرزندان و نوادگانشان عطا كند.

11 ـ پوشان: پوشان حافظ گلّه، بخشندة رفاه و راهنماي سفر به جهان ديگر است.

12 ـ اوشس: اوشس خداي سپيده دم، راهنما و روزي¬رسان موجودات زنده است.

13 ـ سوريه: سوريه يا سورج خداي پرتو خورشيد كه الهه¬ی فراواني و روشنايي است.

14 ـ‌ ويوسوت:‌ ويوسوت يا وي¬وسون پدر «مانو» و نياي ابناي بشر است.

15ـ ميترا: ميترا نگهدارنده¬ی آسمان وزمين، روزي¬رسان و برانگيزاننده¬ی مردمان به كار.

خدايان هندو بسان آدميان و جانداران مخلوق¬اند نه ازلي و ابدي و هم¬چون آدميان سر و دست و پا و چشم و شكم و نيز داراي زن و فرزند دارند و در آسمان سوّم منزل دارند.

گاه¬ ميان خدايان هندو نزاع رخ مي¬دهد. اگر با تقديم هدايا و قرباني طبق آيين ودايي از اين خدايان استمداد شود، با مهرباني به او پاسخ مي¬دهند و خواسته¬اش را برمي¬آورند.

هندوان در عين مشرك بودن موحّد نيز هستند؛‌ زيرا هر چند هندوان داراي سي ميليون خدا هستند؛ امّا با گذشت زمان آن همه خدايان به تدريج به صورت سه خدا: برهما،‌ ويشنو و شيوا درآمدند كه آن¬ها هم به نوبه¬ی خود مظهر و جلوه¬ی¬ يك روح مطلق بي¬نقص ازلي و ابدي مي¬باشند كه هم مبدأ و علّت همه¬ی موجودات ديگر است و هم منتهاي آن¬ها.

1ـ برهما: از نظر هندوان برهما خالق موجودات است و مجسّمه¬اش را به صورت انسانی با چهار سر وچهار دست می¬سازند، در دستي تسبيحی، در دستي کوزه¬ای، در دست سوّمش قاشقی و در دست چهارمش نسخه¬ای از وداها؛ چون او را مصنّف وداها می¬دانند.

2 ـ ويشنو: هندوان ويشنو را خداي خير و بركت و حافظ موجودات می¬دانند؛ و مجسّمه¬اش را معمولاً با چهار دست مي¬سازند که در دست¬هايش صفحه¬اي مدوّر و يک صدف و يک گرز و مقداری علوفه قرار دارد. ويشنوپرستان معتقدند، كه گاهي اوقات ويشنو خود را به صورت بشري در روي زمين متجسّد مي¬كند، تا مردم را از مصايبي كه به سبب فعّاليّت¬هاي ديوان به وجود آمده،‌ نجات بخشد. «رام»‌ و «كريشنا» دو تجسّد محبوب ويشنو هستند كه در سراسر هند به اَشكال متفاوتي مورد احترام¬اند. دو حماسه¬ی¬ بزرگ «رامايانا» و «مهابهاراتا» مربوط به اين دو شخصيّت متجسّد خداي (ويشنو) هستند.

3 ـ شيوا: از نظر هندوان شيوا خداي نابودكننده است ولي مهربان و خيرخواه هم هست و با اندك ايمان و پرستش راضي مي¬شود و به پرستندگانش بهترين عطايا را ارزاني مي¬كند. مجسّمه¬ی شيوا را به صورت انسانی می¬سازند که نيميش مرد و نيميش زن است، ولی آلت رجوليّت دارد. مجسّمة شيوا دارای سه چشم، چهار دست با تير و زوبين است، پوست ببر به تن دارد، موهاي ژوليده¬اي دارد، گردن¬بندی از سر مردگان در گردن دارد و بر روی سرش هلال ماه است و جسمش را مارها احاطه کرده¬اند.

هريك از اين خدايان سه¬گانه همسري دارند كه شوهر خود را ياري و پرستاري مي-كند. «سرسوتي» الهه¬ی¬ دانش همسر برهما، «لكشمي» الهه¬ی ثروت و خوشبختي و تجسّم سلطنت همسر ويشنو و «شكني» الهه¬ی قهر و نابودي همسر شيوا.

انواع آلهه و شياطين و ارواح و اشباح و اشياء مقدّسه و مرموز كه تعداد آن¬ها از شمارش بيرون است، مورد پرستش هندوان است. سنگ¬ها، درختان، رودها، كوه¬ها، نباتات و حيوانات در هر گوشه و كنار نيز مورد احترام و عبادت هندوان هستند. علاوه بر اين¬كه هر قريه و محلّه مجسّمه¬اي دارد، هر فرد هندو هم مجسّمه¬اي دارد.

همه¬ی حيوانات در بين هندوها مقدّس و محترم¬اند، مخصوصاً گاو كه مجسّمه¬ی آن را در منازل و معابد و ميادين شهر نصب می¬کنند. اگر گاوی سر در سبزي¬های يک سبزی¬فروش کند و بخورد، او نبايد دستش را به روی مبارک گاو تکان دهد؛ وگرنه از طرف مردم مؤمنِ مجازاتی سخت دريافت خواهد کرد. و اگر گاوي در وسط خيابان بخوابد، کسی حتّي پليس جرأت ندارد كه آن را از سر راه بلند كند.

هندوان در هيچ شرايطی گاو نمی¬خورند؛ و از پوستش لباس، کلاه و کفش نمی¬دوزند. يکی از علل اصلی نزاع بين مسلمانان و هندوها نيز بر سر کشتن و خوردن گاو توسّط مسلمان¬هاست. هندوان ادرار گاو را نوشابة متبرّكي مي¬دانند و تپاله¬اش را مرهمي شفابخش؛ و چون گاوي بميرد، آن را با شكوه خاصّي دفن مي¬كنند.

ميمون نيز در بين هندوان از تقدّس و احترام خاصّي برخورداراست؛ و ازاين¬رو، ميمون¬ها در تمام مناطق مسكوني روستاها و شهرها آزادانه آمد و رفت مي¬كنند.

مارـ مخصوصاً مار کبرا ـ نزد هندوان بسيار مقدّس است و داراي معبدهايي است.

شهر مقدّس و مذهبي هندوان «بنارس» است كه قبله¬ی¬ آنان است. بنارس با مرتاضان و گاوها و ميمون¬ها و زائران بسيار، دو هزار معبد، مجسّمة¬ خدايان، حمام¬هاي مقدّس و جايگاه مخصوص سوزاندن اجساد، بزرگ¬ترين نمايشگاه روي زمين است.

رود گنگ از نظر هندوان بسيار مقدّس است. آنان اجساد مردگان خود را مي¬سوزانند و خاكستر آن را در آن مي¬ريزند، تا در هنگام تجديد حيات به بهترين وجه ظاهر شوند. هر ساله تعداد زيادي از هندوان از سراسر هند براي انجام مراسمي شبيه حجّ مسلمانان به كنار رود گنگ مي¬روند و در آن¬جا با طلوع خورشيد در مقابل آن تعظيم مي¬كنند؛ و آن¬گاه سر و تن خود را با آب گنگ مي¬شويند و كفي از آب آن را هم نثار خورشيد مي¬كنند.

چون كشتن حيوانات از نظر هندوان حرام است، به جاي قرباني حيوانات، خوراكي-هاي ديگر و دسته¬هاي گل به پاي بتان تقديم مي¬كنند و خوراكي¬ها هم به مستمندان مي¬رسد.

هندوان در سراسر هند پرستشگاه¬هاي بزرگ و كوچك ساخته¬اند و تنديس¬هاي خدايانشان را كه ما آن¬ها را «بت» مي¬ناميم در آن¬ها برپا كرده¬اند. برخلاف مجسّمه¬هاي يوناني كه به زيباترين صورت ساخته شده¬اند؛ مجسّمه¬هاي خدايان هندي بسيار بدتركيب ساخته مي¬شوند كه اين امر از يك طرف ناشي از عقيده¬ به زهد و ترك دنياي هندوان است؛ و از طرف ديگر آن¬ها جسم انساني را لايق ارواح آلهه نمي¬دانند.

نماز و نيايش: هندو با طلوع صبح با آب تطهير مي¬كند، آتش مقدّس درون آتشدان را با افزودن ذغال بر آن مشتعل مي¬كند؛ آن¬گاه رو به خورشيد (خداي ساويتار) كرده و اين آية¬ مقدّس باستاني را تلاوت مي¬كند: «به اميد آن¬كه ما هم جلال و بزرگي عالي ساويتار ـ ربّ النّوع ـ‌ را كسب كرده و او نيايش¬هاي ما را تهييج نمايد. ما با درك كامل و شوق بسيار، سهم خود را از رفاه و معيشت از ساويتار ربّ¬النّوع، درخواست مي¬كنيم.»

پرستش اموات: در ريگ¬ودا از نياكان بسيار ياد شده است. هندوان همواره خواني به نام اموات مي¬گسترند و در آن نان و برنج و حبوبات و غلّات و شير و شربت سوما ¬نهاده و با سرود خطاب به ارواح نياكان از آن¬ها دعوت مي¬كنند كه بيايند و از آن خوان بخورند.

عبادات هندوان

از هنگام آبستني تا زمان رحلت، هر فرد هندو مراسم و عباداتي بايد انجام دهد. در معابد عبادت¬هاي دسته¬جمعي و انفرادي و ضيافت¬هاي مذهبي انجام مي¬گيرد و هدايا به پيشگاه خدايان عرضه مي¬دارند. برهمنان كه اين مراسم را اداره مي¬كنند بر پيكر بت¬ها جامه مي¬پوشانند و آن¬ها را با رنگ¬هاي زعفراني كه به فضله¬ی گاو ماده آغشته¬اند رنگ مي-كنند.

در معابد بخورها مي¬سوزانند و اوراد بسيار تلاوت مي¬كنند. در نمازها، سرودهاي مذهبي و دعاها با ساز و دهل و آواز و موسيقي «راك هندي» ترتيل مي¬شود.

هنگام تولّد و وفات و عروسي و نيز در ضمن اعياد سالانه، مراسم عبادت مفصّل است.

يكي از اعياد كه در پاييز انجام مي¬گيرد، «ديوايي» يا «عيد چراغان» است، كه در آن بر سردر خانه¬ها چراغ¬هاي متعدّد روشن مي¬كنند وكوچه و خيابان را با نور مشعل¬ها مي-افروزند.

ديگر عيد «كريشنا» است، كه جشن بهاري است و آن را «هلي» مي¬گويند و در آن هنگام بدن¬ها و جامه¬هاي خود را با رنگ¬هاي سرخ و زرد رنگ مي¬كنند.

هر فرد هندو در خانه بتي دارد، كه معبود خاصّ‌ و خداي انفرادي اوست. هندوها فرزندان خود را به نام خدايان ذكور و اناث خود نامگذاري مي¬كنند.

رام مصلح جهانی

كلمة «رام، رام» مانند «الله، الله» مسلمانان، غالباً ورد زبان هندوان است، که آن را يكي از مظاهر دهگانه¬ی¬ ويشنو مي¬دانند. چه آن¬ها معتقدند: ويشنو تا كنون نُه مرتبه در عالم تجسّم يافته و عالم را از نابودي نجات داده است و تجسّم او در بار هفتم به صورت انساني به نام «رام» بوده است؛ و بار دهم كه در آخرالزّمان زمين را فساد مي¬گيرد، ويشنو ظاهر مي-شود و عالم و عالميان را نابود خواهد ساخت و آن¬گاه برهما از نو عالم را خلق خواهد كرد. اخيراً هندوان ريختند و مسجد بابری را به بهانه¬ی اين¬که ويشنو در آن¬جا به صورت رام جلوه کرده، خراب کردند و بت رام را بر ويرانه¬های مسجد نصب کردند؛ ولی مسلمانان تا کنون از ساختن بتکده¬ای در آن¬جا برای رام جلوگيری کرده-اند.

عبادت، رياضت و تناسخ

از نظر هندوان، رستگاري بيشتر به عمل است نه ايمان؛به طوري كه گفته¬اند: «آيين هندويي در عالم فكر آزادي مطلق است؛ ولي در عالم عمل و رفتار محدوديّت و تكاليف سخت دارد.» هر فرد هندو بايد تكاليف معيّني را در ازدواج، اعياد گوناگون، آب تني در رود گنگ و طواف معابد كه هر کدام آداب و تشريفات خاصّي دارند، انجام دهد؛ و در غير اين صورت، با انتقال¬های مکرّرش به اجساد و اجسام ديگر کيفر خواهد ديد.

بر اساس آموزه¬های ريگ ودا عبادت که بيشتر خانوادگی بوده به هنگام طلوع و غروب خورشيد صورت می¬گرفته است. البتّه قربانی به پيشگاه خدايان نيز در اين آيين وجود دارد.

براهمه معتقدند که انسان فاعل مختار اعمالش است و هر فردی جزای اعمال نيك يا بد خود را خواهد ديد. بدين معنی که هر فرد را روحی است ابدی که پس از مفارقت از بدن مدام در اجساد و اجسام انسان¬ها و حيوانات و نباتات و جمادات منزل می¬گزيند؛ و اين انتقال¬ها که «کارما» (کردار) نام دارند، سبب می¬شوند که شخص از آلودگي¬ها کاملاً پاک شود و آن¬گاه به سرمنزل وصال يعنی فنای مطلق در برهما نائل شود.

آريايي¬ها جامعه را به طبقات پنجگانه¬: برهمن¬ها، شاهان، جنگاوران، مالكان زمين¬هاي زراعتي و بازرگانان تقسيم کردند؛ و برای حفظ پاكي نژادشان و مخلوط نشدنشان با بومي¬ها که رنگ تيره داشتند آن¬ها و نيز كساني را كه كارهاي خلاف شرع انجام مي-دادند «نجّس» خواندند، ازدواج با آن¬ها را ممنوع دانسته و از جامعه¬ ¬راندند.

هندوان معتقدند كه انسان در زندگي چهار هدف دارد: لذّت جسماني، جست¬وجوي مال و مقام، شريعت و اخلاق و رفتار ديني، و نجات روح با وصول به نيروانا، دو هدف اوّل عرضي و جزئي هستند و دو هدف آخري اصلي و ذاتي. آن¬گاه گويند: براي رستگاري هم بايد از سه راه وارد شد: عمل به عبادات و قرباني و هدايا به درگاه خدايان؛ طريق علم براي شناخت حقيقت كه بايد همراه با تقويت فكر و رياضات جسماني باشد؛ و طريق اخلاص كه ايمان صادقانه به خدا و خدايان است و با راز و نياز و عبادت انجام مي¬شود.

فرجام انسان و زندگی پس از مرگ

از نظر آموزه های ريگ ودا روح انسان پس از مرگ جاودان خواهد ماند. در اين کتاب سخن از بهشت در آسمان و دوزخ در جهان زيرين سخن رفته است. بهشت که آن را نوری ابدی فراگرفته جايگاه نيکوکاران است و دوزخ که فروترين تاريکی است جايگاه بدکرداران

بر اساس قانون «کارما» (کردار) هرکس نتيجه¬ی اعمال خوب يا بدش را در بازگشت مجدّد خود به اين جهان خواهد ديد؛ بدين معنی كه نيکوکاران در زندگي بعدي روزگار را به رفاه وخوشي و آنان که بدکار بوده¬اند، روزگار را با فقر و سختی خواهند گذراند. بازگشت انسان هم به يکی از چهار صورت است: رسخ حلول روح مرده در جمادی، فسخ حلول روح مرده در نباتی، مسخ حلول روح مرده در حيوانی و نسخ حلول روح مرده در انسانی.

هندوان جسد مردگان را با مراسمی خاصّ می¬سوزانند و خاکسترشان را در رود گنگ می¬ريزند. قبلاً اگر مردی می¬مرد، همسرش هم روی هيزم¬ها می¬خوابيد و با شوهرش سوخته می¬شد و برای تشويق زنان به اين کار به چنين زنی «سَتی» (بانوی وفادار) مي-گفتند؛ و زنانی که تحمّل چنين کاری در خود نداشتند، در عزای شوهر موی سر خود را می¬تراشيدند و جلای وطن می¬کردند يا به کارهای خير مشغول می¬شدند. انگليس¬ها در سال 1829 سوزاندن همسر را ممنوع کردند و به تدريج اين سنّت غيرانسانی منسوخ شد.

در «ريگ¬ودا» خوشي¬هاي بهشتي عبارتند از: روشنايی ابدی، آب¬های تندرو، غذای خوشگوار، لذّت، شادمانی، خوشی و تحقّق همة آرزوها. در مقابل دوزخ يعنی جايی که گناهکاران بايد بروند، گرداب بی¬پايان و تيرگی شديد و سياه است...

سحرو جادو در دين هندو: برهمنان عملاً جوهرة عرفانی آيين هندوييسم را رها کرده و سحر و جادو را برای خود به صورت دکّانی درآورده¬اند. از نظر آن¬ها هم¬چنين تنها روحانيون جادوگر (برهمن¬ها) دستور و آداب قربانی را می¬دانند و تنها آن¬ها حق دارند آن را شخصاً يا توسّط نمايندگان خود انجام دهند.

اصلاحات در دين هندو

وجود رياضت¬های توانفرسا و تبعيضات نژادی و مجازات¬های شديد براي كساني كه كارهاي خلاف مذهب انجام دهند،‌ در آيين هندويی سبب شدند که اشخاصی چون بودا و جاين اديان جديدی عرضه بدارند. برهمنان نيز وقتی که ديدند، آيين هندويی در آستانه¬ی نابودی است، خود در آن اصلاحاتی به عمل آوردند. با ورود اسلام در هند نيز اصلاحات ديگری برای بقای دينشان به وجود آوردند. در قرون جديد نيز، نهضت¬هايی برای اصلاح دين هندويي صورت گرفت که از جمله¬ی آن¬ها «انجمن برهمائيان» براي پاكسازي هندوييسم از شرك و خرافات در سال 1828 در کلکتّه و «نهضت آريائيان» در بمبئی است.


کتاب تاریخ ادیان
دکتر رحمت الله قاضیان