سایت اصول دین











مقدمه بحث امامت


مساله ولایت و رهبری به طور کلی، و امامت به معنی جانشینی پیامبر اسلام (ص) به طور خاص، از مهمترین مباحث عقیدتی و تفسیری و روایی در تاریخ اسلام است و در طول تاریخ طولانی اسلام درباره هیچ مساله ای به مقدار این مساله سخن گفته نشده است. متاسفانه گاه این مساله از میدان سخن و بحث و استدلال فراتر رفته و به میدانهای نبرد و جنگهای خونین کشیده شده است، و به گفته بعضی از متکلمان: « شمشیری در اسلام کشیده نشده است همانند شمشیری که در مورد ولایت و امامت کشیده شد »!. به همین دلیل این بخش از عقاید اسلامی بیش از همه رشد و نمو کرده، و بیشترین کتاب درباره آن نوشته شده، و تقریبا تمام زوایای آن برای آنها که می خواهند مطالعات دقیق و تحقیقی داشته باشند مورد بحث قرار گرفته است، هر چند در میان آنها بحثهای غیر منطقی، تفرقه انگیز، و تعصب آمیز نیز فراوان به چشم می خورد. ذکر چند مبحث در این جا مناسب است:

امامت چیست؟

در مورد تعریف امامت، اختلاف نظر زیادی وجود دارد، و باید هم وجود داشته باشد، چرا که امامت از نظر گروهی ( شیعه و پیروان مکتب اهلبیت (ع) ) از اصول دین و ریشه های اعتقادی است، در حالی که از نظر گروه دیگر ( اهل سنت ) جزء فروع دین و دستورات عملی محسوب می شود. بدیهی است این دو گروه به مساله یکسان نمی نگرند و طبیعی است که تعریف واحدی نیز ندارند. به همین دلیل می بینیم یک دانشمند سنی امامت را چنین تعریف می کند: « امامت ریاست و سرپرستی عمومی در امور دین و دنیا به عنوان جانشینی از پیامبر اسلام (ص) است. » { شرح تجرید قوشچی، صفحه 472 }. مطابق این تعریف، امامت یک مسئولیت ظاهری در حد ریاست حکومت است، منتها حکومتی که شکل دینی دارد، و عنوان جانشینی پیامبر (ص) ( جانشینی و نیابت در امر حکومت ) را به خود گرفته است و طبعا چنین امامی می تواند از سوی مردم برگزیده شود.

شیخ مفید در « اوائل المقالات » در بحث عصمت چنین می گوید: « امامانی که جانشینان پیامبران در اجرای احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و تربیت مردمند معصوم ( از گناه و خطا ) هستند، همچون معصوم بودن انبیاء ». { اوائل المقالات، صفحه 74 }. مطابق این تعریف که با اعتقاد پیروان مکتب اهلبیت هماهنگ است امامت چیزی فراتر از ریاست و حکومت بر مردم می باشد، بلکه تمام وظایف انبیاء ( بجز دریافت وحی و آنچه شبیه آن است ) برای امامان ثابت است و به همین دلیل شرط عصمت که در انبیاء می باشد در امام نیز هست. از این رو در شرح احقاق الحق، امامت در نزد شیعه چنین تعریف شده: « امامت یک منصب الهی و خدادادی است که تمام شئون والا و فضایل را در بر دارد جز نبوت و آنچه لازمه آن است. » مطابق این تعریف، امام از سوی خداوند و به وسیله پیامبر (ص) تعیین می شود، و همان فضایل و امتیازات پیامبر (ص) را ( جز مقام نبوت ) دارد، و کار او منحصر به حکومت دینی نیست. به همین دلیل اعتقاد به امامت جزئی از اصول دین محسوب می شود، نه یکی از فروع دین و وظایف عملی.

آیا امامت از اصول است یا از فروع؟

از آنچه در بحث قبل گفته شد پاسخ این سئوال روشن است، زیرا دیدگاهها در مساله امامت مختلف می باشد، فضل بن روزبهان از علمای متعصب اهل سنت نویسنده نهج الحق که احقاق الحق پاسخی بر آن است، چنین می گوید: « مبحث امامت نزد اشاعره از اصول دینی و اعتقادی نیست، بلکه نزد آنان از فروع متعلق به افعال مکلفین است». { احقاق الحق، جلد 2 صفحه 294 - دلائل الصدق، جلد 2 صفحه 4 }. سایر فرق اهل سنت نیز از این نظر تفاوتی با اشاعره ندارند، چرا که همه آن را یکی از وظایف عملی می شمرند که به خود مردم واگذار شده است. تنها شیعه و پیروان مکتب اهلبیت (ع) و افراد کمی از اهل سنت مانند قاضی بیضاوی، و جمعی از پیروان او، آن را از اصول دین شمرده اند. { دلائل الصدق، جلد2 صفحه 8 }.

دلیل آن نیز روشن است، زیرا امامت نزد آنان یک منصب الهی است که باید از سوی خدا تعیین شود، و یکی از شرایط اصلی آن معصوم بودن است که هیچ کس جز خدا از آن آگاه نیست، و اعتقاد به امامان، همانند اعتقاد به پیامبر(ص) که پایه گذار اصلی شریعت است، لازم می باشد، ولی با این حال این سخن به آن معنی نیست که امامیه مخالفان خود را در امامت کافر بدانند، بلکه آنها تمام فرق مسلمین را مسلمان می شمرند و همچون یک برادر اسلامی به آنها نگاه می کنند، هر چند عقیده آنان را در مساله امامت نمی پذیرند، از این رو گاهی اصول پنجگانه دین را به دو بخش تقسیم کرده سه اصل نخستین، یعنی اعتقاد به خدا، و پیامبر اسلام (ص)، و معاد را، اصول دین، و اعتقاد به امامت امامان، و مساله عدل الهی را اصول مذهب می دانند.

این سخن را با حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (ع) که الهام بخش پیروان مکتب اهل بیت (ع) در مساله امامت است پایان می دهیم: « امامت زمام دین و نظام مسلمین، و صلاح دنیا و عزت مومنان است، امامت اساس اسلام بارور، و شاخه بلند آن است، با امام، نماز و زکات و روزه و حج و جهاد کامل می شود، و اموال بیت المال و انفاق به نیازمندان فراوان می گردد، و اجرای حدود و احکام، و حفظ مرزها و جوانب کشور اسلام به وسیله امام صورت می گیرد. امام، حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام می شمرد ( و تحقق می بخشد ) و حدود الهی را بر پا می دارد، و از دین خدا دفاع می کند، و به سوی راه پروردگارش به وسیله دانش و اندرز نیکو و دلیل رسا و محکم دعوت می کند ». { اصول کافی، جلد اول، صفحه 200 }


پیام قرآن - جلد نهم
آیة الله مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان