
13 ـ امر به معروف و نهي از منكر.
معروف از نظر فرهنگ و لغت به معناي خير، خوبي و احسان است؛ و منكر به معني بدي و زشتي می¬باشد؛ ولی در اصطلاح شرع معروف آن است كه در منابع دينی به عنوان رفتار پسنديده معرّفی شده و منكر آن است كه در منابع دينی ناپسند شمرده شده است.
از بهترين جلوههای اخلاق اجتماعی در اسلام، «امر به معروف» و «نهی از منكر» است. اقتضای اين اصل «هر چه برای خود میپسندی برای ديگران نيز بپسند» است كه انسان در انجام معروف و عمل بدان خودبين نباشد و خوبیها و فضايل را تنها برای خود نخواهد و دوری و پرهيز از زشتیها و منكرات را اختصاصی خود نكند؛ بلكه بكوشد خوبیها را در سطح جامعه و جهان در ميان هم نوعانش گسترش دهد و زشتیها و بدیها را در هر جايی كه میبيند، از بين ببرد.
امر به معروف و نهی از منكر، بهترين و زيباترين نشانه¬ی اهتمام به امور خلق و توجّه به مسائل مسلمانان است. امر به معروف و نهی از منكر، يعنی در برابر ديگران احساس مسئوليّت کردن؛ يعنی دغدغه¬ی هدايت و ارشاد ديگران داشتن؛ يعنی هنگامی که می¬بينيم ديگران در حال افتادن در چاه ضلالت و شقاوتاند، ساكت و خاموش ننشينيم.
قرآن كريم فراخواندن به نيكی و بازداشتن از بدی را يكی از ويژگیهای مردان و زنان مؤمن مي¬داند: «وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولِياءُ بَعضٍ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ يَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعونَ اللهَ وَ رَسولَهُ، اُولَئِكَ سَيَرحَمُهُمُ اللهُ؛ اِنَّ اللهَ عَزيزٌ حَكيمٌ: مردان و زنان مؤمن ياران هم¬اند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي¬كنند و نماز به پا مي¬دارند و زكات مي¬دهند و از خدا و رسول وي اطاعت مي¬كنند؛ خداوند به زودي آنان را مشمول رحمت خود خواهد ساخت، خدا پيروزمندي حكيم است.» ( توبه 9/71)
با توجّه به اين آيه، لازمه¬ی ايمان حقيقی، داشتن رابطه¬ی دوستی با مؤمنان و دغدغه¬ی سرنوشت آنان است و لازمه¬ی علاقه به يكديگر، ارشاد به خوبیها و انتقاد از بدیهاست و لازمه¬ی ارشاد به معروف و انتقاد از منكر، برپايی نماز و توسعه¬ی معنويّت و دستگيری از مستمندان است؛ و لازمه¬ی همه¬ی اين امور، نزول رحمتهای بیپايان خداوند است.
خداوند مؤمنين را به سبب اين¬كه به كارهای پسنديده فرمان میدهند و از كارهای ناپسند منع میكنند، بهترين امّت میخواند: «كُنتُم خَيرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ و تؤمِنونَ باللهِ: شما بهترين امّتي هستيد كه براي مردم پديد آمده¬ايد¬؛ زيرا امر به معروف مي¬كنيد و نهي از منكر مي¬نماييد و به خدا ايمان داريد.» ( آل عمران 3/110)
در مجمع¬البيان ذيل آيه¬ی فوق آمده: پيامبراكرم (ص) در حال سخنرانی بود كه كسی از ايشان پرسيد: «يا رسول الله، بهترين مردم كيست؟» آن حضرت فرمودند: «آمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ اَنهاهُم عَنِ المُنكَرِ و اَتقاهُم لِلَّهِ وَ اَرضاهُم: كسی كه از همه بيشتر امر به معروف و نهی از منكر میكند و كسی كه از همه بيشتر تقوای خدا دارد و نسبت به مشيّت او راضیتر است.»
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «زَكاةُ النِّعَمِ اصطِناعُ المَعروفِ: زكات نعمت¬هايی كه خداوند در اختيار انسان قرار داده است نيکی کردن است.» (غررالحکم، باب معروف ح 6391 )
گفتنی است با توجّه به آيات قرآن، دانسته میشود كه امر به معروف و نهی از منكر، در اديان ديگر نيز وجود داشته است. قرآن كريم، از زبان حضرت لقمان خطاب به فرزندش میفرمايد: «يا بُنَیَّ اَقِمِ الصَّلاةَ وَأمُر بِالمَعروفِ وَانهَ عَنِ المُنكَرِ وَاصبِر عَلی ما اَصابَكَ؛ اِنَّ ذالِكَ مِن عَزمِ الاُمورِ: پسرم، نماز را بر¬پا دار و امر به معروف و نهی از منكر كن و در برابر مصايبی كه به تو میرسد شكيبا باش، كه اين از كارهای مهم است.» (لقمان 31/17)
امر كردن به مستحبات و نهی كردن از مكروهات نيز امری مستحب است.
پيامبر اکرم (ص) فرموده: «خدا نسبت به مؤمن ضعيفی¬كه دين ندارد، خشمگين است.» عرض شد: «مؤمن ضعيفی¬كه دين ندارد كيست؟» فرمود: «كسی كه نهی ازمنكر نكند.» (وسايل 16/12)
رسول خدا (ص) فرمود: «هر كسی مردم را به كارهای پسنديده فراخواند و از كارهای ناشايست بازدارد، جانشين خدا و فرستاده¬ی او در زمين است.» (ميزان الحکمه 3/1940)
اميرمؤمنان (ع) در باره¬ی اهمّيّت امر به معروف و نهي از منكر در مقابل ساير واجبات میفرمايد: «ما اَعمالُ البِرِّ كُلِّها وَالجَهادُ فی سَبيلِ اللهِ عِندَ الاَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهیِ عَنِ المُنكَرِ اِلّا كَنَفثَةٍ فی بَحرٍ لُجیٍ: همه¬ی كارهای نيك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منكر، چون قطرهای است در برابر دريای موّاج پهناور.» ( نهج البلاغه، حکمت 374)
و امام صادق (ع) فرمود: «اَلمَعروفُ زَكاةُ النِّعَمِ وَالشَّفاعَةُ زَكاةُ الجاهِ وَالعَمَلُ زَكاةُ الاَبدانِ وَالعَفوُ زَكاةُ الظَّفَرِ وَ مااَدَيتَ زَكاتَهُ فَهُوَ مَأمونُ السَّلبِ: معروف زكات نعمت¬هاست، شفاعت زكات جاه و مقام است، عمل صالح زكات بدن است، عفو زكات پيروزي است و هر نعمتي كه زكاتش ادا شود، از نابودي ايمن است.» (بحارالانوار 75/267 )
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ وَ زَكاةُ العَقلِ اِحتِمالُ الجُهّالِ: براي هر چيزي زكاتي است و زكات عقل تحمّل نمودن ناداني¬هاي جهّال است.» (غررالحکم، باب عقل، ص 6801 )
و اميرمؤمنان (ع) فرموده: «صَنائِعُ المَعروفِ تُدِرُّ النَّعماءَ وَ تَدفَعُ البَلاءَ: انجام نيکی¬ها نعمت¬ها را فرو می¬ريزد و بلاها را دفع می¬کند.» (غررالحکم، باب معروف، حديث 6395 )
امام باقر (ع) فرمود: امر به معروف و نهی از منكر راه پيامبران و روش صالحان است؛ واجب بزرگی است كه به وسيله¬ی آن ديگر فريضهها اقامه، راهها امن، درآمدها حلال، مظالم بازگردانده، زمين آباد، حق از دشمنان گرفته وكارها مستقيم شود.» (وسايل 16/119 )
امام صادق (ع) فرمود: «لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ وَ زَكاةُ العِلمِ اَن يُعَلِّمَهُ اَهلَهُ: براي هر چيزي زكاتي است و زكات علم آن است كه آن را به كسي كه اهليّت دارد بياموزي.» (بحارالانوار 2/25)
البته امر به معروف و نهي از منكر واجب كفايی است؛ يعني اگر گروهی يا فردی به اين وظيفه عمل كردند، لازم نيست ديگران بدان اقدام كنند.
اهمّيّت امر به معروف و نهی از منكر در اسلام، به دليل نقش پايهای و اساسی آن در تحقّق ساير احكام و دستورات دينی است. اجرای آن، تحقّق دين را در پی دارد و ترك آن، فراموشی و كمرنگی دين و آموزههای دينی.
اميرمؤمنان (ع) مهمترين دليل پذيرش خلافت را، امر به معروف و نهی از منكر دانست. و امام حسين (ع) علّت قيام خود را اقامه¬ی امر به معروف و نهی از منكر معرّفی كرد.
مراتب امر به معروف: امر به معروف و نهي از منكر مراتبي دارد:
اوّلاً، كاری انجام داد كه انزجار قلبی او از كار ناپسند نشان دهد. مثلاً در مواجهه با عمل ناشايست چشم خود را ببندد، روی ترش كند، روی بگرداند يا از آن مجلس خارج شود.
در مرحله¬ی دوّم طرف را با گفتار از كار ناشايست بازدارد و به كار نيك امر كند. البته ابتدا بايد با موعظه او را امر و نهی كرد، امّا اگر مؤثّر نيفتاد، با سخن درشت و تهديد.
در مرحله¬ی سوّم با اِعمال قدرت فرد را از كار زشت باز دارد و به¬كار نيك وادارد. امّا اين مرحله بر عهده¬ی حاكم شرع است و تنها با اجازه¬ی او میتوان بدان اقدام كرد.
در جايي كه تذكّرات و توصيه¬هاي گفتاري و برخوردهاي عملي، تأثيري در جلوگيري از منكرات نداشت، مي¬توان از راه مبارزه¬ی منفي وارد شد، مثلاً از نشست و برخاست با مرتكبان گناه و تاركان واجبات دوري جست، با آنان رفاقت و دوستي ننمود و ...
نمونهای عملی: در تفسير صافی ذيل آيه: «وَ عَلَی الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفوا حَتّی اِذا ضاقَت عَلَيهِمُ الاَرضُ بِمارَحُبَت وَ ضاقَت عَلَيهِم اَنفُسُهُم وَ ظَنّوا اَن لامَلجَاَ مِنَ اللهِ اِلّا اِلَيهِ ثُمَّ تابَ عَلَيهِم لِيَتوبوا؛ اِنَّ اللهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ: و بر آن سه نفر كه از جنگ پاي پس كشيدند و كارشان بدان¬جا كشيد كه زمين با اين فراخي بر آنان تنگ آمد و خود نيز از خويشتن به تنگ آمدند و دانستند كه از خدا جز به خدا نتوان پناه برد. آن¬گاه بود كه خداوند بدانان عنايت كرد، تا توبه كنند كه خداوند توبهپذيري مهربان است.» (توبه 19/118 ) آمده: سه تن از اصحاب به نامهای كعب بن مالك، مرارة بن ربيع و هلال بن اميه به بهانههايی واهی از همراهی پيامبر (ص) در جنگ تبوك خودداری كردند. پس از بازگشت پيامبر (ص) از جنگ، به استقبالش رفتند و سلام كردند؛ امّا پيامبر (ص) پاسخ سلام آنان را نداد. چون به مسلمانان سلام کردند، آنان نيز به تأسّي از پيامبر (ص) پاسخ سلام آن¬ها را ندادند. وقتي به خانه بازگشتند، همسران و فرزندان آنان نيز از همسخنی با آنان خودداری كردند. اينان كه زمين مدينه با تمام وسعتش برايشان تنگ مینمود به كوههای اطراف مدينه رفتند، روزها را روزه میگرفتند و همسرانشان برای آنان غذا میبردند؛ امّا با آنان سخن نمیگفتند. چون روزهای بسياری به همين صورت سپری شد، تصميم گرفتند خودشان هم با يكديگر سخن نگويند. پس از آن هركدام به گوشهای ازكوه رفتند و آن¬قدر گريه كردند تا آن¬كه بالاخره پس از سه روز كه از اين وضعيّت گذشت، اين آيه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد:
وظيفهای عمومی: امر به معروف و نهی از منكر، از جهاتي عموميّت دارند؛ زيرا:
اوّلاً، همه¬ی مسلمانان، از زن و مرد و كوچك و بزرگ، مشمول اين حكم هستند؛ و در حقيقت، يك نوع نظارت عمومی و همگانی و ملّی است و هر کسی وظيفه دارد لغزشها و خطاهای ديگران را به آنان گوشزد نموده و آنان را به کارهای نيک و پسنديده امر و از کارهای زشت و ناپسند نهی نمايد.
ثالثاً، باتوجّه به مراحلش چون قلبی، گفتاری و عملی، هيچ قدرتی در هيچ زمانی کسی نمیتواند از امر به معروف و نهی از منكرِ قلبی جلوگيری كند. اصولاً امر به معروف و نهی از منكرِ عملی اين است كه خود فرد عملاً در اجرای فضايل و ترك رذايل بكوشد.
شرايط امر به معروف و نهی از منكر: امر به معروف ونهي ازمنكر شرايطی دارد، از جمله:
1 ـ كسی امر به معروف و نهی از منکر کند كه آن¬ها را می¬شناسد.
2 ـ بداند عملی كه شخصي انجام داده حرام يا عملی كه ترك كرده، واجب است.
3 ـ امر و نهی او موجب ضرر مالی يا جانی خود وی يا نزديكانش نشود، البته به شرطي كه ترك اين دو وظيفه موجب از ميان رفتن اصل دين يا ايجاد بدعت و تحريف دين نشود.
4 ـ بايد احتمال دهد امر به معروف و نهیاز منكر بر فرد امر يا نهیشده تأثير دارد.
در سوره¬ی اعراف آمده: بعضی از بنی اسرائيل خطاكاران را از كارهای زشت نهی میكردند. گروهی ديگر كه خود گِرد بدی نمیگشتند، معترضانه به ناهيان از منكر میگفتند: «چرا گروهی را پند میدهيد كه خداوند آنان را نابود خواهد كرد، يا آن¬كه آنان را سخت كيفر خواهد داد؟» ناهيان از منكر كه هنوز از تأثير نهی خود يك¬سره نوميد نشده بودند، دو دليل برای كار خود میآوردند: يكی آن¬كه نزد پروردگارشان معذور باشند و ديگر آن¬كه احتمال پندپذيری آنان را يك¬سره منتفی نمیدانستند. به گزارش قرآن، از اين سه دسته، يعنیناهيان از منكر، مرتكبان منكر و بیاعتنايان و منفعلان، تنها دسته¬ی اوّل نجات يافتند و دو دسته¬ی ديگر، به كيفری سخت رسيدند. عذابی كه بر آنان نازل شد، به اين صورت بود كه چهره¬ی انسانی از آنان گرفته شد و به شكل بوزينه درآمدند!» ( اعراف 7 ـ 63 ـ 66 )
و اميرمؤمنان (ع) در نامه به فرزندش مي¬فرمايد: «وَامُر بِالمَعروفِ تَكُن من اَهلِه، وَ اَنكِرِ المُنکَرَ بِيَدِكَ وَ لِسانِكَ وَ بايِن مَن فَعَلَهُ بِجُهدِكَ و جاهِد فی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ لاتَأخُذكَ فی اللهِ لَومَةُ لائِمٍ: به كار نيك امر كن و خود نيکوکار باش، و با دست و زبان بدی¬ها را انکار کن، و بکوش تا از بدکاران دور باشی، و در راه خدا آن¬گونه که شايسته است تلاش کن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد.» (نهج البلاغه، نامه 31)
اميرمؤمنان (ع) می¬فرمايد: «اَلمَعروفُ لايَتِمُّ اِلّا بِثَلاثٍ: بِتَصغيرِهِ وَ تَعجيلِهِ وَ سَترِهِ؛ فَاِنَّکَ اِذا صَغَّرتَهُ فَقَد عَظَّمتَهُ، وَ اِذا عَجَّلتَهُ قَد هَنَّأتَهُ، وَ اِذا سَتَرتَهُ فَقَد تَمَّمتَهُ: نيکی کامل نمی¬شود، مگر با سه چيز: کوچک شمردن آن، شتاب در آن و پنهان کردن آن؛ زيرا وقتی نيکی را کوچک بدانی، آن را بزرگ کرده¬ای؛ و وقتی در نيکی عجله کنی، آن را گوارا کرده-ای؛ و وقتی آن را پنهان کنی، آن را به کمال رسانده¬ای.» (غررالحکم، باب معروف، ح 6375)
امر به معروف و نهی از منكر مربوط به حيات اجتماعی است و نه زندگی خصوصی.
اميرمؤمنان (ع) چه زيبا اين حقيقت را بيان فرموده است: بر كساني كه گناه ندارند و از سلامت دين برخوردارند، سزاست كه بر گنهكاران رحمت آرند و شكر اين نعمت گزارند؛ كه شكرگزاري آنان را از عيب¬جويی ديگران باز دارد، چرا و چگونه آن عيب-جو، عيب برادر خويش گويد و او را به بلايی که گرفتار است سرزنش می¬كند؟آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه بر او بخشيد و گناهانش را پوشيد؟ چگونه ديگری را بر گناهي سرزنش می¬کند که همانند آن را مرتکب شده يا گناهی بزرگتر از آن مرتکب شده است؟» (نهج البلاغه، خطبه 140)
امام خمينی میفرمايد: «در باب امر به معروف و نهی از منكر، يكی از مهمّات مدارا كردن است. ممكن است اگر انسان مرتكب معصيت يا تارك واجبی را با شدّت جلوگيری كند، كارش از معصيت كوچك به معاصی بزرگ يا به ارتداد منتهی شود. در ذائقه¬ی انسان، امر و نهی تلخ و ناگوار است و غضب و عصبيّت را تحريك میكند. آمر به معروف و ناهی از منكر بايد اين تلخی را با شيرينی بيان و رفق و مدارا و حسن خلق، جبران كند، تا كلامش اثر كند و دلِ سخت معصيت¬كار را نرم نمايد.» (شرح حديث جنود عقل و جهل، ص 317 )
امام صادق (ع) فرمودند: «اَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ اَهلُ المَعروفِ: نخستين كسانی كه داخل بهشت می¬شوند، اهل معروف هستند.» (بحارالانوار، 75/140)
سعدي در گلستان گويد: فقيهي پدر را گفت: هيچ از اين سخنان رنگين و دلاويز متكلّمان در من اثر نمي¬كند، به حكم آن¬كه نمي¬بينم مر ايشان را كرداري موافق گفتار.
ترك دنيــــــا به مردم آموزند خويشتن سيم و غلّه اندوزند
عالمي را كه گفت باشد و بس هرچه گويد نگيرد اندر كس
عالم آن كس بود كه بد نكنـد نه بگويد به خلق و خود نكند
پدر گفت: «ای پسر به مجرّد خيال باطل نشايد روی از تربيت ناصحان بگردانيدن و علما را به ضلالت منسوب كردن و در طلب عالم معصوم از فوايد علم محروم ماندن ....»
گفتِ عالم به گوش جان شنو ور نماند به گفتنش كردار
باطل است آنچه مدّعي گويد خفته را خفته كي كند بيدار
مرد بايد كه گيرد اندر گوش ور نوشته است پند بر ديوار
تنها استثنا در اين مورد، بازرسی از سازمان¬ها و نظارت بر اُرگان¬های دولتی است. چنان كه اميرمؤمنان (ع) در توصيه به مالك اشتر در باره¬ی كاركنان و مديران میفرمايد: «رفتار کارگزاران را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و باوفا بر ايشان بگمار كه مراقبت و بررسی پنهانی تو از کار آنان، سبب امانتداری و مهربانی بر رعيّت خواهد بود.» (نهج البلاغه، نامه 53)
ترك امر به معروف و نهى از منكر
ترك امر به معروف و نهی از منكر از رذايل و مهلكات است كه زيان و ضرر آن به همه مىرسد و موجب فساد و عذاب جامعه و فراموش شدن احكام دين و شريعت سيّد المرسلين مىگردد؛ زيرا هركس به نوبهی خود می¬گويد به من چه مربوط است كه فلانی چه می¬كند. در آيات و روايات از ترک امر به معروف بسيار مذمّت و بدگويی شده است.
خداوند تبارك و تعالی می¬فرمايد: «لَولا يَنهاهُمُ الرَّبّانِيّونَ وَ الاََحبارُ عَن قَولِهِمُ الإِثمَ وَ اَكْلِهِمُ السُّحتَ لَبِئسَ ماكانوا يَصنَعونَ: چرا عالمان ربّانی و دانشمندان (اهل کتاب) آنان را از سخنان گناه آلود و حرام خواری آنان را نهی نمی¬کنند؛ الحقّ که بد می¬کنند.». (مائده 5/63 )
رسول خدا (ص) نيز می¬فرمايد: «ما مِن قَومٍ عَمِلوا بِالمَعاصی وَ فيهِم مَن يَقدِر اَن يَنكِرَ عَلَيهِم فَلَم يَفعَل اِلّا يوشَكَ اَن يَعَمُّهُمُ اللهُ بِعذابٍ مِن عِندِهِ: هيچ گروهی نيست كه معصيت كند و در ميان آنان كسی باشد كه توانايی جلوگيری آن¬ها را داشته باشد، و آنان را منع نكند، مگر بيم آن می¬رود كه خداوند عذابی از طرف خود بر همهی آنان فرو فرستد.» (جامع السّعادات 2/180)
اميرمؤمنان (ع) مردم را در مورد امر به معروف و نهی از منكر چهار قسم نمودهاند: قسم اوّل، كسانی كه منكرات را با دل و زبان و عمل انكار می¬كنند و تمام خصلتهای نيك را به جا می¬آورند؛ قسم دوّم، آنان كه به زبان و دل انكار می¬كنند، ولی عملاً جلوگيری نمی¬كنند، اينها به دو خصلت نيك چنگ زدهاند و انكار به دست و عمل را تباه ساختهاند؛ قسم سوّم، آنان كه فقط به دل انكار می¬كنند، ولى به زبان و عمل جلوگيرى نمىكنند؛ اينها دو خصلت نيك را رها نمودهاند؛ قسم چهارم آنان كه حتّی به دل هم از منكرات ناراحت نمی¬شوند كه هر سه خصلت پسنديده را ترک کرده¬اند. حضرت مىفرمايد: «فذالك ميّت الاحيآء: اينان مردهی به صورت زندهاند.» (وسايل الشّيعه 16/134)