
21 ـ بلند همّتی.
بلند همّتی و سعی و كوشش در رسيدن به مراتب عالی و درجات بالا از صفات نيک مؤمنان و مردان بزرگ روزگار است. هركس به هر مقام و درجه رسيده با خواست خدا و با همّت عالى بوده است.
همّت بلند دار که مردان روزگار از همّت بلند به جايی رسيده اند
خداوند تبارک و تعالی می¬فرمايد: «لَيسَ لِلاِنسانِ اِلَّا ماسَعی، وَ اَنَّ سَعيَهُ سَوفَ يُری، ثُمَّ يُجزاهُ الجَزاءَ الاَوفی: انسان جز حاصل تلاش خود ندارد و به زودی حاصل تلاش او را به وی نشان دهند؛ سپس بدو پاداشی تمام دهند.» (نجم 53/39 ـ 41 )
و خدای تعالی می¬فرمايد: «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنينَ: كسانى را كه در راه ما كوشش كنند بی¬گمان به راههای خود هدايت خواهيم کرد و خداوند بی¬گمان با نيکوکاران است.» (عنکبوت 29/69 )
و خدای تعالی می¬فرمايد: «وَ مَن اَرادَ الآخِرَةَ وَ سَعی لَها سَعيَها وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَاُولئِكَ كانَ سَعيُهُم مَشكوراً: و هر كه خواهان آخرت باشد و برای آن كوشش كند و مؤمن باشد، البتّه سعی اين گونه کسان، مشکور و مأجور خواهد بود.» (اسراء 17/19)
دون همّتی: ضد بلند¬همّتی صفت رذيله¬ی دون همّتی و سستی اراده و خود كمبينی است؛ يعنى پستی طبع و نداشتن همّت عالی. برای هر کار خوبی که برای چنين فردی پيش آيد معمولاً می¬گويد: من كه چيزی نمی¬شوم، من كجا و فلان مقام كجا؟ من كجا رسيدن به درجات علمی كجا؟ من كجا و ثروت كجا؟ داشتن چنين صفتی دليل بر خسّت نفس و پستى همّت و اراده است؛ حتی گاهی انسان برای رسيدن به نعمتهای آخرت نيز چنين می¬شود.
22 ـ تجسّس و عيب جويي
سوء ظنّ به ديگران و گاهي هم بخل و حسد و كينه¬توزي و ضعف ايمان، سبب مي¬شوند كه انسان در كارهاي خصوصي ديگران تجسّس كند، تا نزد مردم از آن¬ها بدگويي كند.
خداوند صريحاً از تجسّس نهي نموده و ¬فرموده است: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا اجتَنِبوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ؛ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ، وَ لاتَجَسَّسوا، وَ لايَغتَب بَعضُكُم بَعضاً: اي كساني كه ايمان آورده¬ايد، از بسياري از گمان¬ها بپرهيزيد كه پاره¬اي گمان¬ها گناه است و در كار ديگران تجسّس نكنيد و از يكديگر غيبت نكنيد.» (حجرات 49/12 ) در واقع اين آيه از سه چيز نهي مي¬كند كه علّت و معلول يكديگرند: نخست از گمان بد كه منشأ تجسّس است، سپس از تجسّس كه سبب آگاهي بر عيوب پنهاني مردم و سرانجام غيبت آن¬ها مي¬شود.
خداوند ¬فرموده: «اِنَّ الَّذينَ يُحِبّونَ اَن تَشيعَ الفاحِشَة في¬الَّذينَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَليمٌ: آنان كه دوست دارند فحشاء در مؤمنان شايع شود، عذابي پردرد خواهند داشت.» (نور 24/19 )
اميرمؤمنان (ع) فرمود: «تَتَبُّعُ العُيوبِ مِن اَقبَحِ العُيوبِ وَ شَرِّ السَّيِّئاتِ: جست¬وجو از عيوب ديگران از زشت¬ترين عيوب و بدترين گناهان است.» (غررالحکم، باب عيب جويی، حديث 7448 )
و فرمود: «لِيَكُن اَبغَضُ النّاسِ اِلَيكَ وَاَبعَدُهُم مِنكَ اَطلَبُهُم لِمَعائِبِ النّاسِ: بايد دشمن-ترين و دورترين مردم از تو اصرارورزان بر عيب¬جويي ديگران باشند.» (غررالحکم، همان، 7462 )
و فرمود: «مَن تَتَّبِعَ خَفِيّاتِ العُيوبِ، حَرَمَهُ اللهُ مَوَدّاتِ¬القُلوبِ: هركه درجست¬وجوي عيوب پنهاني مردم باشد، خدا او را از دوستي دل¬ها محروم کند.» (غررالحکم، هان، ح 7473 )
و آن حضرت (ع) فرمود: «مَن بَحَثَ عَن اَسرارِ غَيرِهِ، اَظهَرَ اللهُ اَسرارَهُ: هركه در مورد اسرار مردم جست¬وجو كند، خدا اسرار او را آشكار مي¬كند.» (غررالحکم، باب سرّ، ح 4176 )
رسول خدا (ص) فرمود: «اِنَّما يَتَجالَسُ المُتَجالَسانِ بِاَمانَةِ اللهِ، فَلايَحِلُّ لِاَحَدِهِما اَن يُفشي عَلی اَخيهِ مايَكرَهُ: مجلس دو نفر همنشين امانت خداوند است؛ پس هيچ¬يك از آن دو حقّ ندارد، چيزي را كه آن ديگري مايل نيست، افشا نمايد.» (مجموعه¬¬ی ورّام، 1/98 )
و اميرمؤمنان (ع) فرمود: «اِيّاكَ وَ مُعاشَرَةَ مُتَتَبِّعي عُيوبِ النّاسِ، فَاِنَّهُ لَم يَسلَم مُصاحِبُهُم مِنهُم: از مجالست باعيب¬جويان بپرهيز كه همنشين آنان از آسيبشان سالم نماند.» (غررالحکم، باب عيب جويي، ح 7437 )
البتّه حكم اخلاقي ممنوع بودن جست¬وجو كردن از اسرار و عيوب ديگران با ضرورت دستگاه¬هاي اطّلاعاتي در حكومت اسلامي تضاد ندارد؛ چرا كه آن حكم مربوط به زندگي خصوصي افراد است و اين مربوط به سرنوشت جامعه و نفوذ بيگانگان و توطئه-گران در امور مملکت است.
در تاريخ مي¬خوانيم كه قبل از جنگ بدر رسول خداا (ص) شخصي از يارانش را به نام «بسبسه» مأمور كرد، تا از قافله¬ی ابوسفيان كه به شام رفته بود، اطّلاعاتي به دست آورد.
و اميرمؤمنان (ع) در نامه¬ی معروفش به مالك اشتر به او مي¬فرمايد: «ثُمَّ تَفَقَّد اَعمالَهُم، وَابعَثِ العُيونَ مِن اَهلِ الصِّدقِ وَالوَفاءِ عَلَيهِم؛ فَاِنَّ تَعاهُدَكَ في السِّرِّ لِاُمورِهِم حَدوَةٌ لَهُم عَلَي استِعمالِ الاَمانَةِ وَالرِّفقِ بِالرَّعِيَّةِ: سپس رفتار كارگزاران را بررسي كن و جاسوساني راستگو و وفاپيشه را بر آنان بگمار كه مراقبت و بازرسي پنهاني تو از كار آنان، سبب امانت¬داري و مهرباني با رعيّت خواهد بود.» (نهج البلاغه، نامه 53 )
امام حسن عسكري (ع) فرمود: «مِنَ الفَواتِرِ الَّتي تَقصِمُ الظَّهرَ، جارٌ اِن رَآیحَسَنَةً اَخفاها، وَ اِن رآیسَيِّئَةً اَفشاها: يكي از كارهاي زشتي كه پشت انسان را مي¬شكند، همسايه¬اي است كه اگر خوبي ببيند پنهان مي¬دارد و اگر بدي ببيند آشكار مي¬سازد.» (بحارالانوار 17/216)
امام¬رضا (ع) فرموده: «وقتي پيامبر (ص) لشكري با فرماندهي اميري به¬جايي مي¬فرستاد يكي از افراد مورد اعتمادش را هم با او مي¬فرستاد، تا اخبارش راگزارش دهد.» (وسائل الشّيعه 11/44)
و نيز وقتي كه شخص مي¬خواهد همسري يا شريكي بگيرد يا كسي را بر مؤسّسه يا پست حسّاسي بگمارد، شايسته است كه از هر نظر در كار او تحقيق كند، البتّه اگر در تحقيقاتش نكات ضعفي از او مشاهده كرد، باز حقّ ندارد آن¬ها را براي ديگران بيان كند.
محمّد بن فضيل گويد: به امام كاظم (ع) عرض كردم: «از افراد مورد اعتماد خبر يافته¬ام كه يكي از برادرانم مرتكب عملي شده، از خودش مي¬پرسم انكار مي¬كند.» حضرت فرمود: «گفته¬ی برادرت را بپذير و سخن آنان را رد كن، مبادا چيزي را كه مايه¬ی زشتي اوست بين مردم شايع كني و شرافتش را لكّه¬دار كني كه در زمره¬ی كساني قرار مي¬گيري كه خداوند در باره¬شان فرموده: «اِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ اَن تَشيعَ الفاحِشَةُ في الَّذينَ آمَنوا لَهُم عَذابٌ اَليمٌ في الدُّنيا وَالآخِرَةِ؛ وَاللهُ يَعلَمُ وَ اَنتُم لاتَعلَمونَ: ( نور 24/19 ) كساني كه دوست دارند زشتكاري در حقّ مؤمنان شايع شود، براي آن¬ها در دنيا و آخرت عذابي پردرد خواهد بود؛ و خدا می¬داند و شما نمی¬دانيد.» (تفسير برهان، ذيل آيه فوق )
اميرمؤمنان (ع) فرمود: «ذَوواالعُيوبِ يُحِبّونَ اِشاعَةَ مَعايِبِ ¬النّاسِ لِيَتَّبِعَ لَهُمُ العُذرَ في مَعايِبِهِم: كساني كه داراي عيوبي هستند، دوست دارند عيوب مردم را شايع كنند، تا راه عذرشان در داشتن عيوبشان توسعه يابد.» (غررالحکم، باب عيب جويی، حديث 7449)
راه درمان: برای درمان تجسّس و عيب¬جويی از ديگران بايد:
1 ـ انگيزه¬هاي سوء ظنّ و حسد و كينه¬توزي و عداوت و تكبّر و عقده¬ی حقارت و... را از خود دور ساخت.
2 شخص عيب¬جو بينديشد كه آيا خود دوست دارد، ديگران در زندگي او تجسّس كنند؟ اگر راضي نيست، چرا او اين كار را در مورد ديگران بكند؟
3 ـ بايد به پي¬آمدهاي زشت تجسّس و كيفرهاي شديد الهي آن در دنيا و آخرت توجّه داشت.