سایت اصول دین

تذلّل و عبوديّت براي خدا - ترحّم بر حيوانات

دکتر رحمت الله قاضیان

23 ـ تذلّل و عبوديّت براي خدا.

راغب در «مفردات قرآن» گويد: «اَلعُبودِيَّةُ اِظهارُ التَّذَلُّلِ، وَالعِبادَةُ اَبلَغُ مِنها، لِاَنَّها غايَةُ التَّذَلُّلِ: عبوديّت يعني اظهار ذلّت و «عبادت»‌ از آن رساتر است، زيرا نهايت تذلّل است.

قرآن¬كريم فرموده:‌ «اِن كُلُّ مَن في السَّماواتِ وَالاَرضِ اِلّا آتَي الرَّحمنِ عَبداً: احدي در آسمان¬ها و زمين نيست، مگر آن¬كه بنده¬وار نزد خداي رحمان مي¬آيد.» ( مريم 19/93 )

امام صادق (ع) فرموده: «مَن اَرادَ عِزّاً بِلاعَشيرَةٍ، وَ غِنًي بِلامالٍ، وَ هَيبَةً بِلاسُلطانٍ؛ فَليَنتَقِل عَن ذُلِّ مَعصِيَةِ اللهِ اِلی عِزِّ طاعَتِهِ: كسي كه مي¬خواهد بدون فاميل عزيز باشد و بدون ثروت غني باشد و بدون سلطه و قدرت داراي هيبت و ابّهت باشد،‌ بايد از ذلّت معصيت خداوند به عزّت اطاعت از باري تعالی درآيد.» (ميزان الحکمه 6/290 )

امام سجّاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق به درگاه خداوند عرض مي¬كند: «وَ عَبِّدني: خدايا، مرا به عبوديّت و تذلّل در مقابل ذات اقدس خويش وادار ساز.»

سجده به عنوان عبادت مخصوص خدای تبارک و تعالی است.

چنان¬كه امام صادق (ع) فرمود: «اگر كسي به امر خدا سجده كند، خدا را سجده كرده است؛ بنابراين سجده¬ی ملائكه براي خدا بود؛ زيرا ناشي از امر خداي تعالی بود.» (سفينة البحار، مادّه سجد )

منتها سجده بر دو قسم است: تسخيري و اختياري.

در مورد سجده¬ی تسخيري قرآن كريم فرموده: «لِلَّهِ يَسجُدُ مَن في السَّماواتِ وَالاَرضِ طَوعاً وَكَرهاً وَظِلالُهُم بِالغُدُوِّ وَالآصالِ: تمام موجودات آسماني و زميني همراه با سايه-هاشان، بامدادان و شامگاهان خواه ناخواه براي خدا سجده مي¬كنند.» (رعد 13/15)

و فرموده: «وَالنَّجمُ وَالشَّجَرُ يَسجُدانِ: وگياه و درخت خدا را سجده مي¬كنند.» (رحمان 55/6 )

امّا سجده¬ی اختياري آن است كه باارزش است مؤمنين در برابر خدا انجام مي¬دهند هرچند انسان فطرتاً خداپرست آفريده شده است، ولي هرگاه هدايت¬هاي انبيا نبوده، مردمان به عبادت اجرام آسماني يا بت¬هاي سنگي و چوبي و فلزّي و يا عبادت طواغيت و حتّی بندگي هواي نفس خويش پرداخته¬اند. چنان¬كه قرآن كريم فرموده: «اَرَاَيتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلَهَهُ هَواهُ: آيا آن كس كه هواي خويش را معبود خويش گرفته است ديدي؟» (فرقان 45/43 )

ولي انسان بايد مواظب باشد كه در عبادت گرفتار عجب نگردد و آن را بزرگ نشمارد.

پيامبر اکرم (ص) فرمود: «به داود (ع) وحي شد:‌ به گناهكاران مژده ده كه توبه را قبول مي¬كنم و گناه را مي¬بخشم؛ و صدّيقين را بترسان ¬كه با حسناتشان دچار عجب شوند؛ چه هر بنده¬اي با حسناتش دچار عُجب گردد، هلاك گردد.» (سفينة البحار، باب عجب )

رسول اكرم (ص) فرمود: «لَيسَ عَبدٌ يُعجِبُ بِالحَسَناتِ اِلّا هَلَكَ: بنده¬اي نيست كه از حسنات و اعمال نيك خود عُجب پيدا كند، مگر اين¬كه هلاك شود.» (بحارالانوار 69/221 )

آري، عُجب در عبادت سبب مي¬شود كه انسان اعمال نارواي خود را عبادت پندارد، و حتّی خود را از خدا طلبكار بداند؛ و عُجب در علم سبب مي¬شود كه انسان يافته¬هاي خود را چنان قطعي بداند كه حاضر نشود با ديگران در باره¬ی آن¬ها بحث و مشورت نكند.

اميرمؤمنان (ع) فرموده: «سَيِّئَةٌ تَسُؤكَ خَيرٌ عِندَ اللهِ مِن حَسَنَةٍ تُعجِبُكَ:‌ گناهي كه تو را پشيمان كند، بهتر ازكار نيكي است كه تو را به خودپسندي وادارد.» (نهج البلاغه، حکمت 46 )

امام باقر (ع) فرمود: «دو مرد داخل مسجد شوند كه يكي عابد و ديگري فاسق باشد و از مسجد خارج شوند،‌ در حالي كه فاسق صدّيق و مؤمن واقعي شده باشد و عابد فاسق. و اين بدان خاطر است كه عابد داخل مسجد شود، در حالي كه به عبادتش ببالد و فكرش در آن باره باشد؛ ولي فاسق فکرش در باره¬ی ندامت و پشيماني از فسقش باشد و از خداي عزّ و جلّ گناهاني را كه مرتكب شده آمرزش طلبد.« (کافی، باب عجب، حديث 6 )

اميرمؤمنان (ع) فرمود: «اَلعِبادَةُ الخالِصَةُ اَن لايَرجُوَ الرَّجُلَ اِلّا رَبَّهُ وَ لايَخافُ اِلَّا ذَنبَهُ: عبادت خالص آن است که شخص اميدی جز به پروردگارش نداشته باشد و ترسی جز از گناه خود نداشته باشد.» (غررالحکم، باب عبادت، ح 5984)

امام¬رضا (ع) فرموده: «عُجب درجاتي دارد: دربعضي درجاتش بنده كردار زشتش را خوب پندارند و در بعضي درجاتش بنده¬اي كه به پروردگارش ايمان آورده با عبادتش بر خداي عزّ وجلّ منّت گذارد؛ در صورتي كه خدا بر او منّت نهاده.» ( کافی، باب عجب، حديث 3 )

رسول اكرم (ص) فرمود: «ثَلاثٌ مُهلِكاتٌ: شُحٌّ مُطاعٌ و هَوی مُتَّبَعٌ وَ اِعجابُ‌ المَرءِ بِنَفسِهِ: سه چيز مايه¬¬ی هلاكت است: بخلي كه بخيل مطيع آن باشد،‌ هواي نفسي كه آدمي از فرمانش پيروي كند وكسي كه به خود وكارهايش با اعجاب بنگرد.» (وسايل الشّيعه 1/102 )

امام سجّاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق به درگاه خداوند عرض مي¬كند: «وَ لاتُفسِد عِبادَتي بِالعُجبِ: بارالها،‌ عبادت مرا بر اثر عجب فاسد نكن.»

آري،‌ عبادت خدای تبارک و تعالی عزّت و تذلّل ننمودن در مقابل او ذلّت است.

چنان¬که امام¬صادق (ع) فرمود: «لاعِزَّ لِمَن لايَتَذَلَّلُ لِلّهِ تبارَكَ و تعالی وَ لارِفعَة لِمَن لايَتَواضَعُ ‌لِلّهِ عَزَّ وَ‌ جَلَّ: كسي كه در پيشگاه خداوند تذلّل و خضوع نكند عزّت ندارد وكسي كه در مقابل خداي عزّ وجلّ تواضع ننمايد مقامي ندارد.» (بحارالانوار 75/249 )

اميرمؤمنان (ع) فرمود: «اِذا اَرادَ اللهُ عَبداً اَلهَمَهُ حُسنُ العِبادَةِ: وقتی خداوند بنده¬ای را دوست داشته باشد، خوبی عبادت را به او الهام می¬کند.» (غررالحکم، باب عبادت، ح 5986 )

و اميرمؤمنان (ع) فرمود: «دَوامُ العِبادَةِ بُرهانُ الظَّفَرِ بِالسَّعادَةِ: دوام عبادت نشانه¬ی پيروزی در کسب خوشبختی است.» (غررالحم، همان، ح 5986 )

امام صادق (ع) فرمود: «پيامبر (ص) فرموده: اَفضَلُ النّاسِ مَن عَشِقَ العِبادَةَ، فَعانَقَها وَ اَحَبَّها بِقَلبِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها؛ فَهُوَ لايُبالی عَلَی ما اَصبَحَ مِنَ الدُّنيا عَلی عُسرٍ اَم عَلی يُسرٍ: بهترين مردم کسی است که عاشق عبادت باشد، با عبادت يکی شود و آن را از عمق دل دوست بدارد و با جسم خود انجام دهد و برای آن از کارهای ديگر فارغ شود. چنين شخصی نمی-ترسد که زندگی دنيايش به سختی می¬گذرد يا به آسانی.» (کافی، باب عبادت، حديث 3)

24 ـ ترحّم بر حيوانات

رحمت و رأفت اسلامی نه تنها شامل همه¬ی انسان¬ها با قطع نظر از کيش و آيين آن¬ها می¬شود، بلکه ساير جانداران را نيز در بر می¬گيرد. در حديثی پيامبر گرامی اسلام (ص) در مورد حقّ چارپايان بر صاحبانشان می¬فرمايد: «چون به منزل می¬رسند، بايد فوراً به حيوان آب و غذا بدهند، در بين راه هر وقت به آبی می¬رسند، بايد به حيوان آب عرضه دارند، برای تند رفتن حيوان نبايد بر سر و صورتش تازيانه زد، در وقت توقّف بر پشت حيوان نباشند، به اندازه¬ی توانايی حيوانات بر آن¬ها بار نهند و به اندازه¬ی تواناييشان از آن¬ها سواری بگيرند. (وسايل الشّيعه 8/35 )

ترحّم بر حيوانات ـ حتّی حيواناتي چون سگ كه پليدند، كاري اخلاقي است.

چنان¬كه در حديث است كه مردي در بياباني چون ديد سگي كه از تشنگي زبانش را به خاك نمناك مي¬مالد، كفش خود را به دستارش بست و از چاهي كه در آن نزديكي بود آب كشيد و به آن سگ داد. به پيامبر زمانش وحي رسيد كه خداكار اين مرد را شكر كرد.

سعدي هم در بوستان اين حديث را چنين به نظم درآورده است:

يكي در بيــابان سگي تشنه يافت برون از رمق در حياتش نيـــــــــافت

كُله دلو كرد آن پسنــديده كيش چو حبل اندر آن بست دستار خويش

به خدمت ميان بست و بازو گشاد سگ ناتــــــــــوان را دمي آب داد

خبر داد پيغمبر از حـــــــــال مرد كه داور گناهــــــــــان او عفو كرد

اَلا، گر جفــــا كاري، انديشه كن وفا گير و كرم پيشـــــــــــــه كن

كه حقّ با سگي نيكويي گُم نكرد كجـــــا گم شود، خير با نيكمرد؟

كرم كن چنان كِت برآيد زدست جهانبـــــان در خير بر كس نبست

گرت در بيابان نبــــــــاشد چَهي چراغي بنـــــــــــه در زيارتگهي

امام صادق (ع) فرمود: «پيرمرد عابدي در بني¬اسرائيل بود، روزي به هنگام عبادت ديد دو كودك دارند پر و بال خروسي را مي¬كَنند و خروس فرياد مي¬زند؛ ولي آن پيرمرد هم-چنان به عبادت خودش ادامه داد و آن كودكان را از آن عمل ناروا باز نداشت؛ خداوند به زمين امر فرمود كه اين پيرمرد را در خود فرو بر.» ( مجموعه ورّام 2/80 )

نجيح گفته است: «امام حسن (ع) مشغول غذا خوردن بود. امام يك لقمه مي¬خورد و يك لقمه به سگی مي¬داد که آن¬جا بود. من گفتم: اجازه مي¬دهی من اين سگ را از شما دور نمايم؟ آن حضرت فرمود: بگذار باشد؛ زيرا من از خدا خجالت مي¬كشم كه صاحب روحی در صورت من كه غذا مي¬خورم نظر كند و من او را غذا ندهم.» (بحارالانوار، زندگی امام حسن (ع) ص 398)

امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ امرَأةً دَخَلَتِ النّارَ في هِرّةٍ رَبَطَتها حَتّی ماتَت عَطَشاً: زني به خاطر اين¬كه گربه¬اي را بسته بود تا از تشنگی مرد، به جهنّم رفت.» (ثواب الاعمال، ص 599)


کتاب اخلاق اسلامی

دکتر رحمت الله قاضیان