سایت اصول دین


فصل بيستم - تعديلات در سوسياليسم و پايان آن


دکتر رحمت الله قاضیان

فصل بيستم - تعديلات در سوسياليسم و پايان آن.

بنيان¬گذاران سوسياليسم يعني ماركس و انگلس که براي اين نظام اصولي ريختند، هيچ گونه عدول و انحراف از آنها را روا نمي¬داشتند. ولي از آنجا كه‌ سوسياليسم و كمونيستي كه‌ آنها بنا نهاده بودند، برخلاف ادّعای خودشان که مدّعی علمی بودن آن بودند، تنها تئوري¬ها و فرضيّاتي بودند، بدون هيچ¬گونه الگو و تجربه¬اي و بر خلاف فطرت؛ ازاين¬رو، جنبة¬ فرضی داشتند؛ و وقتي هم فرضيّه و نظريه¬اي درست از آب درمي¬آيد كه‌ در آزمايش و عمل صحّتش به اثبات رسد.

ازاين¬رو، چون در بعضي از كشورها با انقلابات و كودتاهايي، رژيم سوسياليستي روي كار آمد و خواستند اين فرضيّات و تئوري¬ها را به مرحلة¬ عمل درآورند، نارسايي¬هاي منطقي و فلسفي و اقتصادي و اجتماعي ماركسيسم در عمل، سبب شد كه‌ در پياده كردن آن توسّط لنين تجديد نظرهايي به عمل آيد و مكتب «نئوماركسيسم» يا «ماركسيسم لنينيسم» به وجود آيد.

بعد از لنين نيز در شوروي سابق و كشورهاي ديگر اروپاي شرقي و چين و ويتنام و مغولستان، باز تحت فشار واقعيّت¬ها از يک طرف و انگيزة¬ فطرت اصيل انسانی از طرف ديگر، حذف و اضافات و اصلاحات و تعديلات فراواني توسّط استالين، خروشچف، برژنف، مائو و غيره، در اين فلسفه به عمل آمد.

چنان¬كه‌ «ميلوان جيلاس» رئيس كميسيون تبليغات كميتة مركزي حزب كمونيست يوگوسلاوي»‌ در اين زمينه مي¬گويد:

«از ماركسيسم نخستين ديگر هيچ اثري باقي نماند. در باختر، اين انديشه¬ها، يا از ميان رفت و يا در حال از ميان رفتن بود. در كشورهاي اروپاي شرقي نيز، به سبب پيدايي نظام كمونيستي از ديالكتيك و ماترياليسم ماركس تنها رسوب¬هايي به نام فورماليسم، دگماتيسم و جمود فكري به جا ماند كه‌ براي تحكيم قدرت حاكم و مبرّا جلوه¬گر ساختن بيدادگري و اِعمال فشار و ستم بر وجدان بشري مورد استفاده قرار گرفت.» ( طبقه جديد،‌ ص 21 )

در همين حال هم که صدای تبليغات سوسياليست¬ها گوش فلک را کر می¬کرد و شوروی از پشت ديوارهای فولادين و نفوذ ناپذيرش با تبليغات وسيعش اين کشور را آبادترين و ملّت شوروی را مرفّه¬ترين ملّت دنيا معرّفی می¬کرد و جوانان کشورهای آزاد را شيفتة¬ حکومت سوسياليستی کرده بود و كسي فکر نمی¬کرد که لااقل به اين زودی¬ها سوسياليسم سقوط کند، مردی از تبار ابراهيم و محمّد و علی و حسين عليهم السّلام به نام «امام خمينی ره» با قلبی روشن فروپاشی کمونيسم را از پيش ديد و با ايمان و اطمينان کامل در نامه¬ای که به گورباچف صدر هيأت رئيسة¬ اتّحاد شوروی نوشت، اين مطلب را به گوش وی و همه جهانيان رسانيد.

اين خبر پيامبرانة¬ امام خمينی (ره) چنان واقع¬نما بود که چيزی از اعلام آن نگذشت که شوروی از هم پاشيد و به دنبال آن هم، رژيم پوشالی و پوسيدة¬ سوسياليسم هم رسماً به زباله¬دان تاريخ سپرده شد.

بدين ترتيب، اصول و اركان ماركسيسم يكي پس از ديگري كنار گذاشته شد، تا آن¬که چون عدم كارايي آن در عمل به طور كلّي محرز شد؛ بعد از حدود هفتاد سال كه‌ از پياده شدن سوسياليسم در شوروي مي-گذشت، گورباچف ديد كه‌ اصلاح واقعي اين نظام باطل ضدّ ديني و ضدّ فطرت انساني اين است كه‌ به كلّي معدوم شود وآن را معدوم كرد.

آری، به فرمودة قرآن كريم: «اِنَّ الباطِلَ كانَ زَهوقاً: باطل محو و نابود شدنی است.» (إسراء 81)

الحمد لله ربّ العالمين و صلّی الله علیٰ محمّد و آله الطّاهرين و عجّل فرجهم

دکتر رحمت الله قاضيان .


کتاب کلام جدید

دکتر رحمت الله قاضیان