سایت اصول دین


فوايد ايمان به معاد


دکتر رحمت الله قاضیان

فوايد ايمان به معاد.

1 ـ علاقه¬ی بشر به سرنوشت خویش

‏همان طوری که اگر كودكی را از سر راه برداشته باشند و از او نگهداری كنند تا به حدّ رشد و تميز برسد، مسلّماً يكی از علاقه‏ها و آرزوهای آن كودك اين خواهد بود كه بداند پدر و مادر او كيستند و ريشه و تبارش چيست؟ نظير همين احساس در هر كسی نسبت به جهان هست. ما همه فرزندان و مخلوقات اين جهانيم و طبعاً علاقه‏منديم كه اصل و ريشه¬ی واقعی همه¬ی كائنات را، كه آن¬ها نيز مانند ما فرزندان و مخلوقات جهان هستند، بشناسيم.

علاقه به سرنوشت نيز محرّك ديگري است برای تحقيق در باره¬ی معاد. آدمی با خود فكر مي¬‏كند اگر واقعاً خدايی باشد خلقت من بدون هدف نخواهد بود و آن‏ وقت ممكن است كه وظايف و تكاليفی باشد كه من بايد آن¬ها را اجرا كنم؛ در آن صورت سعادت و شقاوت من بستگی به اجرای آن وظايف و تكاليف دارد.

با توجّه با اين مطالب، عقل به ما حكم می¬كند، كه در باره¬ی معاد تحقيق کنيم.

2 ـ شکل دادن به زندگی

از اثرات ايمان به رستاخيز شكل دادن به زندگی انسان است؛ زيرا اگر زندگی بعد از مرگ نباشد، زندگی دنيا «پوچ» و «بيهوده» خواهد بود. قبول اصل معاد و ادامه¬ی تكامل انسان پس از مرگ و گام نهادن در جهانی وسيع‏تر و برتر و بالاتر، به زندگی انسان شكل و هدف می¬‏دهد؟ و آن را از پوچی در مي¬آورد؟

غربی¬ها با اين¬كه مسأله بيكاری و بيماری و تحصيل و پيری را با وسايلی مانند بيمه بهداشتی و بيمه بازنشستگی و... تقريباً حل كرده‏اند و زندگی آن¬ها از لحظه تولّد تا لحظه¬ی مرگ و حتّیٰ وضع فرزندان آن¬ها تأمين شده است، از پوچی زندگی رنج می¬برند و ناله سر می¬دهند. بسا بسياری از تنوّع‏طلبی¬‏های غرب و سرگرمی¬‏های عجيب و غريب آن¬ها برای فرار از فكر كردن در باره¬ی همين پوچی و بی¬هدفی است، ¬که اوج آن در «مكتب اگزيستانسياليسم» متبلور است.

اگر ما يقين داشته باشيم كه با مردن نه فقط نابود نمی¬شويم؛ بلکه در يك سطح عالی¬‏تر و برتر به زندگی ادامه می¬دهيم و دست¬آورد همه¬ی کارهای نيک و بد خود را خواهيم ديد، زندگی ما از پوچی و بيهودگی خارج می¬‏شود و مفهوم می¬گيرد. ايمان به زندگی پس از مرگ و رستاخيز هم يك «عامل بازدارنده¬ی قوی در برابر گناه است و هم يك «عامل محرّك نيرومند» برای تشويق سرمايه گذاری مادّی و معنوی در راه خدمت به خلق خدا و نيكی¬ها. ازاين-رو، بايد گفت: يکی از اثرات نيک ايمان به زندگی پس از مرگ و رستاخيز، مفهوم دادن و هدف بخشيدن به زندگی دنيا و از بيهودگی درآوردن آن است».

قرآن کريم نه تنها ايمان و يقين قطعي به معاد و زندگی پس از مرگ را براي تربيت انسان مفيد می¬داند، بلكه برآن است که «ظنّ و گمان» به آن هم اثر عميق نيکو دارد: «أَ لايَظُنُّ اُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ‏؛ لِيَوْمٍ عَظيمٍ‏؛ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ: ‏ آيا آنان گمان نمی¬كنند در روز بزرگی برانگيخته خواهند شد، روزی كه همه¬ی مردم در پيشگاه پروردگار حاضر می¬‏شوند». (مطفّفين (83)، آيه 4 تا 6)

قرآن کريم تأكيد می¬‏كند تنها اميد و رجا به آن جهان برای جلويگری از طغيان انسان و ترك لجاجت در برابر حق و انجام عمل صالح كافی است: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحًا؛ كسي كه اميد ملاقات پروردگار دارد بايد عمل صالح انجام دهد». (سوره كهف ( 18)، آيه 110)

در قرآن مخصوصاً تصريح شده كه اعمال و رفتار و گفتار انسان رنگ ابدي به خود مي¬‏گيرد و در آن جهان همگي در كنار انسان حاضر مي¬‏شوند و با او خواهند بود: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ؛ آن روز كه انسان هر كار نيك و بدي كرده در برابر خود حاضر می¬‏بيند.» (آل عمران، آيه 30)

3 ـ تأثیر ایمان به مبدأ و معاد

مبدأ و معاد دو ركن اسلام¬اند، يعنی هيچ برنامه اخلاقي و عملي بدون اعتقاد به آن¬ها سامان نمي¬‏يابد و کسی راه حق و عدالت و تقوا نمي-سپرد. اعتقاد به مبدأ يعني خود را دائماً در حضور خدايی دانستن، كه از تمام نيّات و اعمال ما آگاه است و اعتقاد به معاد يعني ايمان به دادگاه عظيمي كه همه¬ی اعمال ما از کوچک و بزرگ در آنجا حاضر است:‏ «لايُغادِرُ صَغيرَةً وَ لاكَبيرَةً إِلَّا اَحْصاها وَ وَجَدُوا ماعَمِلُوا حاضِرًا». (کهف، 18/49)

دنيايي که خودمان بايد به مطالعه پرونده خود بنشينيم و خود بايد قاضی و داور خود باشيم:‏ «اِقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيبًا». (اسراء: 17/ 14)

دادگاهی¬که اجزاء بدنمان شاهدان آن هستند: «شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِماكانُوا يَعْمَلُونَ: گوش وچشم و پوستشان بدانچه کرده¬اند، گواهی دهند». (فصلت 41/ 20)؛ نه جای انكار است، نه راهی به بازگشت و جبران و نه راه گريز.

دنيايی که در آن مؤمنان، پاكان، صالحان و مقرّبان در جوار قرب حق از نعمت¬هايی كه هيچ چشمی نديده و هيچ گوشی نشنيده و بر قلب هيچ انسانی خطور نكرده بهره‏مندند؛ درحالی¬كه بدكاران تبهكار و ظالمان آلوده در آتشی كه از درون جانشان سرمی¬‏كشد می¬‏سوزند ومي‏گدازند: «نارُ اللهِ الْمُوقَدَةُ، الَّتي تَطَّلِعُ عَلَی اْلأَفْئِدَةِ». (سوره همزه: 104/ 6 و 7)

4 ـ انجام نيکي¬ها و دوري از بدي¬ها

از مسلّمات است که تشويق و تهديد در انسان نقش مهم دارند، تا چه رسد به اين¬كه تشويق كننده و يا غضب كننده خداوند متعال و نوع تشويق و تهديد دوزخ و بهشت جاودانه باشد. كسي كه می¬‏داند جهان حساب و دادگاه دارد و ريز و درشت كارهايش زير نظر خداوند است و مورد حساب و بازپرسی او قرار مي¬‏گيرد و نيز پاداش و زندان و شكنجه دارد و تمام سختی¬ها و راحتي¬‏ها بازتاب عملكرد خود اوست، قهراً نمی¬‏تواند يك انسان بی ‏تفاوت باشد.

عقيده به زندگي پس از مرگ و بقاي اثر اعمال آدمي، هم يک محرّک بسيار قوي براي تشويق انسان¬ها به عدالت و نيکوکاري مي-باشد و هم يک عامل بازدارنده¬ی بسيار نيرومند براي جلوگيري آدمي از ستم و تجاوز به حقوق افراد ديگر. چون وقتي کسي دانست تمام اعمال و افکارش ثبت و ضبط مي¬شوند و سعادت و شقاوت اُخرويش در گرو اعمال نيک و بد خودش است، تا آن¬جا که مي¬تواند در انجام اعمال نيک توأم با اخلاص و صداقت و پاکي مي¬کوشد و از بدي¬ها دوري مي¬گزيند؛ امّا برعکس، کسي¬ که به آخرت ايمان ندارد، در مقابل فضيلت¬ها و اعمال نيک و نيز ارتکاب جرائم بي¬تفاوت است.

ايمان به حيات اُخروي آن¬چنان در انسان تأثير مثبت دارد، که هيچ دادگاه و نيروي انتظامي نمي¬تواند به اندازه¬¬ی آن، جلو فحشا و فساد و ستم و تجاوز را بگيرد و هيچ تشويق و پاداشي هم به اندازه¬¬ی اعتقاد به معاد در تشويق و ترغيب مردم به نيکوکاري مؤثّر نيست.

بالا بودن سطح جرائم و جنايات و بزه¬کاري¬ها در کشورهايي که از نظر فرهنگ و تمدّن و صنعت در سطح بالاتري هستند، نشان مي¬دهد که بالا بودن سطح فرهنگ و تمدّن، به هيچ¬وجه نمي¬تواند جاي دين و ايمان به مبدأ و معاد را بگيرد. بلکه اين تنها ايمان و اعتقاد ديني است که هرگاه قوي باشد تمام اميال و خودکامگي¬ها و شهوات و شرارت¬هاي انسان را کنترل مي-کند؛ چون اگرکسي به معاد و حساب و کتاب پس از مرگ ايمان قطعي داشته باشد، محال است که معصيت و نافرماني خدا کند.

كسي كه مي¬داند تمام اعمال و گفتار و حتّيٰ اعتقاداتش به زودي در دادگاهي مورد بررسي قرار مي¬گيرند كه داورانش از همه چيز آگاه¬اند، نه توصيه¬اي در آن پذيرفته مي¬شود و نه رشوه¬اي در آن كارساز است؛ سپس بر طبق اعمالش پاداش و كيفر مي¬بيند؛ بلكه بالاتر همه¬ اعمال و اعتقاداتش با او هستند و مايه آرامش يا شكنجه¬ او مي¬باشند و به دنبال آن سعادت جاودان يا عذاب هميشگي است. مسلّماً در اصلاح عقايد و اعمالش مي¬كوشد.

5 ـ جلوگيری از فساد و فحشا

در روزنامه¬ها می¬خوانيم: سی در صد جوانان آمريکايی بين پانزده تا سی و پنج سال ماری¬جوانا و حشيش می¬کشند. آزادی جوانان آمريکايی به حدّی است که تقريباً همه پسران دوست دختر دارند و دختران از سيزده سالگی رابطه جنسی را تجربه می¬کنند. يک استاد دانشگاه گفته: تقريباً همه¬ دانشجويان از يکديگر دزدی می¬کنند؛ چون برای تأمين خورد و خوراک و تفريح و سينما و سفرهای دور و دراز به کانادا و اروپا و مصرف ماری¬جوانا و حشيش و صدها چيز ديگر ناچارند دزدی کنند. (روزنامه کيهان، 12 مهر ماه 1356)

در صورتی که شخص مذهبی از هرگونه فساد و فحشاء می¬پرهيزد؛ چون می¬داند روزی خواهد آمد، که کارهای خوب و بد آدمی که همه ثبت و ضبط شده¬اند و پاداش و کيفر دارند: «قالَ الَّذينَ کَفَروا لاتَأتينَا السَّاعَةُ؛ قُل بَلیٰ وَ رَبّی لَتَأتِيَّنَّکُم عالِمُ الغَيب، لايَعزُبُ عَنهُ مِثقالُ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فی الاَرضِ وَ لااَصغَرُ مِن ذالِکَ وَ لا اَکبَرُ اِلّا فی کِتابٍ مُبينٍ؛ لِيَجزِیَ الَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصَّالحات: کافران گويند: ما را قيامتی نخواهد بود، بگو: البتَّه که خواهد بود؛ به پروردگارم که دانای غيب است سوگند، که بی-گمان قيامت شما را فرامی¬رسد و همسنگ ذرّه¬ای درآسمان¬ها و زمين از او پنهان نيست؛ و چيزی کوچک¬تر از آ ن و بزرگ¬تر از آن نيست، که در کتابی روشن نباشد». (سبأ، آيه 3)

6 ـ آزادي و آزادگی

کساني که به زندگي بعد از مرگ و قيامت بي¬باورند، حاضرند به هر سختي و مشقّت و هر پستي و ذلّتي تن در ¬دهند، تا زنده بمانند؛ امّا کساني که به معاد و زندگي در دنياي ديگر معتقدند؛ از يک طرف، مي¬دانند که دوران کوتاه عمر در اين دنيا براي اين است¬که تا آن¬جا که مي¬توانند، با کسب دانش و فضائل و انجام کارهاي نيک و عبادت و دوري از رذايل و بدي¬ها، کسب کمال کنند و خود را براي ملاقات پروردگارشان و زندگي راحتي در دنياي ديگر آماده نمايند؛ و از طرف ديگر، چون زندگي در اين دنيا در مقابل آن دنيا جز سختي و ناراحتي نيست، با شوقي هر چه بيشتر به استقبال مرگ مي¬شتابند.

چنان¬که امام سجّاد(ع) فرموده است: روز عاشورا امام حسين(ع) و خواصّ او رنگ صورتشان مي¬درخشيد و اعضايشان آرام بود. ياران ديگرش به يکديگر گفتند: ببينيد، گويي اين مرد ابداً از مرگ باک ندارد. امام حسين(ع) به آنان فرمود: اي بزرگزادگان، صبر کنيد؛ چون مرگ جز پلي نيست که شما را از گرفتاري¬ها وشدايد به سوي بهشت¬هاي وسيع و نعمت¬هاي دائمي عبور مي¬دهد.» (معاني الاخبار، ص 288)

و اين بدان خاطر است که هرگاه انسان به ابديّت خود اطمينان يافت، به نيروي شگرف و عظيمي که دارد، متوجّه مي¬شود و ازاين¬رو مي¬کوشد وابستگي¬هاي مادّي و دنيايي خود را کم کند و در برابر مظاهر فريبنده¬ی دنيا سخت بايستد و خود را برتر از اين بداند که براي غذا و لباس ناله سر دهد و در فراز و نشيب¬ها خود را ببازد.

7 ـ آرامش¬بخشي

در زندگي هرکس مصائب و اتّفاقات ناگواري هم¬چون محروميّت¬ها و برآورده نشدن آرزوها و مرگ عزيزان و مريضي¬ها رخ مي¬دهد که براي او موجب اضطراب و ناراحتي رواني مي¬گردند و بالاتر از همه انديشه¬ی مرگ تمام لذّت¬ها را در کام انسان تلخ مي¬کند؛ ولي اعتقاد به زندگي بعد از مرگ سبب مي¬شود که همه¬ی اين ناراحتي¬ها زايل شوند و زندگي ابدي بعد از مرگ صحنه¬ی زندگي را براي بشر تا ابد گسترش ¬دهد و انديشه¬ی نيستي و نابودي را از صفحه¬ی خاطرش بزدايد.

ازاين¬رو، مؤمن به معاد مي¬داند که زندگي چند روزه¬ی دنيا به سرعت مي¬گذرد و دنيايي بسيار بهتر و فراخ¬¬تر و لذّت¬بخش¬تر در پيش¬رو دارد و با اين اميد هر مشکلي را به آساني و طيب خاطر پذيرا مي¬شود. و حتّيٰ مؤمن به معاد معتقد است که بلاها و مصائب را خداي حکيم به منزله¬ی امتحان¬هايي براي تکامل او قرار داده است.

قرآن¬كريم‌ ¬فرموده: «اَلا اِنَّ اَولِياءَ اللهِ لاخَوفٌ عَلَيهِم وَلاهُم يَحزَنونَ: آگاه باشيد، دوستان خدا،‌ نه ترسي دارند و نه غمي.» (يونس-10/62) و ¬فرموده: «لَهُمُ البُشری، في الحَياةِ الدُّنيا وَفي الآخِرَةِ: آن¬ها در زندگي دنيا و آخرت شاد و مسرورند.‌ ‌(يونس 10/64)

اعتقاد به معاد، به انسان دلگرمي و آرامش مي¬بخشد و سبب مي¬شود که در انجام تکاليف و عبادات و مسئوليّت¬هايش از سختي¬ها و فشارهايي که بر او وارد مي¬شوند، نه فقط ناراحت نشود و همچون کوه در برابر آن¬ها بايستد؛ بلکه از آن¬ها استقبال نيز بکند؛ زيرا مطمئن است کوچک¬ترين نانقراحتي و سختي¬اي که در اين راه متحمّل مي¬شود، در تکامل او و تقرّبش به سوي پروردگارش مؤثّر است؛ و پس از انتقال به جهاني ديگر از رحمت وسيع پروردگار عالميان بهره¬مند مي¬شود. حماسه¬هاي جاوداني که مؤمنين به مبدأ و معاد براي اعلاي کلمه¬ی توحيد و پيشبرد دين انجام داده¬اند، جز براي مؤمنين به مبدأ و معاد اصلاً نمي¬توان تصوّر کرد.

8 ـ پرورش فضائل اخلاقی

خداوندي که انسان را آفريده است، بذر فضائل اخلاقي هم¬چون عدالت، گذشت، ايثار، محبّت، علم و غيره را هم در او به وديعت نهاده است، که اگر شکوفا گردند، صاحبش را به اوج کمال انسانيّت مي¬رسانند. ولي بديهي است که هيچ چيز به اندازه¬ی اعتقاد به معاد و زندگي پس از مرگ نمي¬تواند انسان را وادارد براي کسب علم و ساير کمالات و فضايل از اميال و شهوات و راحتي خود بگذرد و با تمايل به ارضاي شهوات جز در موارد معقول و مشروع از ارضاي آن¬ها چشم بپوشد. چون مي¬داند که فضائل اخلاقي کمالاتي هستند، که جزء روح او شده و بعد از مردن نيز همراه وي هستند و از آن¬ها بهره¬مند مي¬گردد.

آن¬ها كه به زندگي پس از مرگ و حساب و كتاب و كيفر در آن دنيا اعتقاد دارند، مطمئن هستند كه خداوند در هر حال مراقب اعمال و رفتار آن¬هاست و از تمامي اعمال و رفتار و كردار آن¬ها حسابرسي مي¬كند و به هركدام پاداش يا كيفر عادلانه خواهد داد.

قرآن کريم انکار معاد را مايه سرکوب عواطف انسانی می¬داند و می¬فرمايد: «اَرَاَيتَ الَّذی يُکَذِّبُ بالدّينِ، فَذالِکَ الَّذی يَدُعُّ اليَتيم، وَ لايَحضُّ عَلیٰ طَعامِ المِسکين: آيا ديده¬ای آن¬که روز داوری را انکار می¬کند، او همان است که يتيم را از خود می¬راند؛ و ديگران را به سير کردن يتيمان برنمی انگيزاند.» (ماعون، 3 ـ 1)

اميرالمؤمنين(ع) مي¬فرمايد: «مَن اَيقَنَ بِالخَلفِ جادَ بِالعَطِيَّةِ:‌ آن¬كه پاداش خدا باور دارد،‌ در بخشش سخاوتمند است. (نهج¬البلاغه، حكمت 138)

واميرالمؤمنين(ع) ¬فرمود: «عَجِبتُ لِمَن يَعلَمُ اِنَّ لِلاَعمالِ جَزاءً، كَيفَ لَايُحسِنُ عَمَلَهُ:‌ تعجّب دارم ازآن¬كه می داند اعمال جزا دارند؛ چگونه عملش را نيکو نمی¬گرداند؟. (معانی الاخبار، ص 200)

9 ـ تعديل غرايز

تمايلات زيادي همچون ميل جنسي و حبّ مال و اولاد در انسان هست، که خالقش آن¬ها را به خاطر مصالحي هم¬چون ادامه¬ی شخص و نسل و شکوفايي استعدادها در او قرار داده است. امّا اشتهاي انسان در اين امور سيري ناپذير است و در نتيجه به جان و مال و ناموس ديگران تجاوز مي¬کند. و از طرفي، تجربه نشان داده است که هيچ عاملي همچون ايمان به معاد نمي¬تواند اين اميال سرکش را مهار کند. نه فقط انسان¬هاي بسياري در طول تاريخ به خاطر ترس از خدا وکيفر او، از بزرگ¬ترين لذّات وشهوات گذشته¬اند؛ بلکه اکثر قريب به اتّفاق مردم معمولي هم، در بسياري از موارد به خاطر ايمان به مبدأ و معاد از انجام بسياري از گناهان و شهوات خودداري مي-کنند. کاري که ايمان به زندگي پس از مرگ در کنترل اميال و شهوات انسان مي¬کند، از هيچ نيروي انتظامي و قوّه¬ی قضائي ساخته نيست؛ زيرا اين دستگاه¬ها فقط مي¬توانند تا حدودي جلو خلاف¬هاي عيان را بگيرند؛ ولي از تعدّيّات پنهان به جان و مال مردم نمي¬توانند جلوگيري به عمل آورند. چنان¬که آمار و اطّلاعات به وضوح نشان مي¬دهند، که سطح جنايات و تجاوزات به جان و مال و ناموس ديگران در کشور¬هاي صنعتي و پيشرفته¬ غربي، به مراتب بيشتر از کشورهاي جهان سوّم و شرقي است، که تا حدودي مذهب در ميان توده¬هاي مردم ريشه¬دارتر است.

اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ سبب می¬شود، که يوسف جوان مجرّد در مقابل زن زيبايی چون زليخا همسر عزيز مصر، که در خلوت آمادگی خود را برای هم¬آغوشی با او اعلام می¬دارد و می-گويد: «هَيتَ لَکَ: بيا که از آن توأم» مقاومت کرده، به وی اندرز می¬دهد و می¬گويد: «مَعاذَ اللهِ: به خدا پناه می¬برم». (يوسف، آيه 23)

از اين ملک روزي که دل بر کنم سرا پرده در ملک ديگر زنم

پس اين مملکت را نباشد زوال ز ملکي به ملکي بود انتقــال


کتاب رستاخیز و معاد

دکتر رحمت الله قاضیان