سایت اصول دین


پيامبر و علی آزاد کننده انسان ها اند


دکتر رحمت الله قاضیان

پيامبر و علی آزاد کننده انسان ها اند.

کلمه مولا به دو معنی متّضاد به کار می رود، يعني هم به آقا گفته می¬شود و هم غلام و يکی از معانی مولیٰ هم آزادکننده و آزادشده است، که مولوی در مورد اين¬که پيامبر (ص)‌ به علی (ع)‌ فرمود «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ» آن را به معنی اخير به کار گرفته و در اين مورد گفته است:

زين سب پيغمبر با اجتهاد نام خود وان علی مولا نهاد

هرکه را منم مولا و دوســت ابن¬عمّ من مولای اوست

کيست مولا آن¬که آزادت کند بند رقّيّت زپايت واکند

امروز اوّلين روز بقيّه زندگي شماست.

ايمان و عمل: مسلمانی به دو چيز است: ايمان و عمل و در قرآن كريم بارها آمده است: «اِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحات»؛ هرچند متأسّفانه بعضی از مسلمان¬ها می¬پندارند اسلام تنها به ادّعای مسلمانی است؛ چنان¬که گويند: به يک هندی گفتند: نماز می¬خوانی؟ گفت: نی نی. گفتند: روزه می¬گيری؟: گفت: نی نی. گفتند: خمس و زکات می¬پردازی؟: گفت: نی نی. گفتند: اهل حج و جهاد هستی؟ گفت: نی نی. خلاصه از هر عمل اسلامی که از وی پرسيدند، که انجام می¬دهی؟ گفت: نی نی. گفتند: مسلمان هستی؟ گفت: هی هی.

دوست تو آن است كه با تو راست گويد، نه آن¬كه تصديق دروغ¬هايت كند. و برادرت كسي است كه ملامتت كند، نه آن¬كس كه بهر تو عذر تراشد. (كشكول شيخ بهايي، ص¬616)

هرکه شد صرف ستم پيشگی انديشه¬ی او عاقبت برکَند انديشه¬ی او ريشه¬ی او

روز مظلوم اگر شُوم و اگر مشئوم است روز ظالم به يقين تيره¬تر از مظلوم است

از امام جعفر صادق (ع)‌ پرسيدند: در علاقه¬ به فرزندت موسيٰ (ع)‌ به چه حدّي رسيده¬اي؟‌ فرمود: تا آنجا كه دلم مي¬خواهد جز او فرزندي نداشتم، تا كسي در علاقه¬ی من بدو شريك نشود. (كشكول شيخ بهايي، ص 613)

زمين از آنِ كيست؟ دو كس بر سر قطعه زميني نزاع داشتند، هر يك مي¬گفت از آنِ من است. پيش عيسيٰ (ع)‌ آمدند، عيسيٰ (ع)‌ گفت: ولی زمين چيز ديگر مي¬گويد: گفتند: چه مي¬گويد؟ گفت:‌ زمين مي¬گويد: این هر دو از آنِ من¬اند.

سفر و فوائد آن: هجرت و سفر دو چيزی هستند، که اگر در شخصی نباشند، زبون و اسير محيط باقی خواهد ماند. و اگر کسی زبون محيط مادّی و حتّیٰ محيط معنوی¬ای باشد که با آن خو گرفته است به معنی واقعی انسان نيست.

از يا حسين تا با حسين فاصله¬هاست،‌ كوفيان يا حسين گفتند ولي با حسين نماندند.

واقعيّت، حقيقت و خطا: آنچه در خارج از ذهن ما هست «واقعيّت» نام دارد. آن دسته از افکار و ادراکات ما که با واقعيّت مطابقت داشته باشند «حقيقت» نام دارند؛ و آن دسته از ادراکات ما که با واقعيّت مطابقت نداشته باشند «خطا» نام دارند.

حضرت علي (ع)‌ فرموده است: خداوندا، مرا همين بس،‌ كه توأم خدايي،‌ و مرا همين افتخار بس كه تو را بنده¬ام. خداوندا، آن گونه كه دوست دارم تو مرايي؛ پس آن گونه كه دوست داري موفّقم دار. (كشكول شيخ بهايي، ص 628)

از حكمت¬هاي ملّاصدرا: بپرهيزيد از ناجوانمرداني¬ها، ناراستي¬ها، نامردمي¬ها. چنين كنيد، تا ببينيد كه خداوند چگونه بر سر سفره¬ی شما با كاسه¬اي خوراك و تكّه¬اي نان مي¬نشيند، و بر بند تاب با كودكانتان تاب مي¬خورد، و در دكّان شما كفّه¬هاي ترازويتان را ميزان مي¬كند،‌ و در كوچه¬هاي خلوت شب با شما آواز مي¬خواند. مگر از زندگي چه مي¬خواهيد، كه در خدايي خدا يافت نمي¬شود؟

تن به محنت ده اگرخواهی بگردی سربلند گرنيفتادی به آتش اوج نگرفتی سپند

نامه عرفانی ميرزاجوادآقا تبريزی به شيخ محمّدحسن کمپانی: فدايت شوم، طريق مطلوب را برای معرفت نفس گفته¬اند؛ چون نفس انسانی تا از عالم مثال خود نگذشته، به عالم عقلی نخواهد رسيد؛ و تا به عالم عقلی نرسيده، حقيقت معرفت حاصل نبوده و به مطلوب نخواهد رسيد. بايد انسان يک مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت کند، تا جنبة حيوانيّت کمتر و روحانيّت قوّت گيرد؛ و ميزان آن چنين است: انسان اوّلاً، زياده از دو مرتبه غذا نخورد، حتّی تنقّل مابين¬الغذائين نکند.

ثانياً، هروقت غذا می¬خورد، بايد مثلاً يک ساعت بعد از گرسنگی بخورد، و آن قدر بخورد، که تمام سير نشود. اين در کمّ؛ و امّا کيفش بايد غير از آداب معروفه، گوشت زياد نخورد، به اين معنی که شب و روز هر دو نخورد، و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را يعنی هم روز و هم شب را ترک کند؛ و يکی هم اگر بتواند للتکليف نخورد و لامحاله اهل آجيل نباشد؛ و اگر بتواند روزه-های سه روز هرماه را ترک نکند. و امّا در بارة تقليل خواب، شبانه روز شش ساعت بخوابد، و البتّه در حفظ لسان و مجانبت اهل غفلت اهتمام زياد نمايد؛ اين¬ها در تقليل حيوانيّت کفايت می¬کند.

و امّا تقويت روحانيّت، اوّلاً، دائماً بايد همّ و حزن قلبی به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد؛ ثانياً، تا می¬تواند ذکر و فکر را ترک نکند، که اين دو جناح سير معرفت آسمان است. در ذکر عمده سفارش اذکار صبح و شام، اهمّ آنها، که در اخبار وارد شده، و اهمّ تعقيبات، صلوات، و عمده¬تر ذکر وقت خواب، که در اخبار مأثور است، لاسيّما متطهّراً در حال ذکر به خواب رود.

و در بارة شب¬خيزی، زمستان¬ها سه ساعت، تابستان¬ها يک ساعت و نيم. من در سجده «ذکر يونسيّه» خيلی اثرها ديده¬ام يعنی در مداومت آن، که در شبانه روز ترک نشود؛ هرچه زيادتر انجام دادن اثرش زيادتر؛ اقلّ آن چهارصد مرتبه است؛ بنده خود هم تجربه کرده¬ام ، چند نفر هم مدّعی شده¬اند. يکی هم تلاوت که به قصد هديه به حضرت ختمی مرتبت (ص) خوانده شود. (علّامه حسن¬زادة آملی، هزار و يک کلمه 3/11)


کتاب مجموعه حکمت

دکتر رحمت الله قاضیان