سایت اصول دین


استراحت براي بيمار


دکتر رحمت الله قاضیان

استراحت براي بيمار:.

امام صادق (ع) فرموده: هنگامي كه پدرم (ع) بيمار مي¬شد، او را در جامه¬اي مي¬پيچيدند و براي قضاي حاجت و وضو او را مي¬بردند و اين بدان جهت بود كه مي¬فرمود: راه رفتن براي بيمار موجب برگشتن بيماري است. (روضه كافي، حديث 444)

يكي از بزرگان را گفتند: فلان بر تو همي¬خندد. گفت: «اِنَّ الَّذينَ اَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذينَ آمَنُوا يَضْحَكونَ: بدكاران [در دنيا] پيوسته به مؤمنان مي¬خندند.»‌ (مطفّفين 83/29)

لف و نشر مرتّب و مشوّش: لف و نشر دو قسم است: مرتّب و مشوّش. لف و نشر مرتّب آن است که گوينده چند چيز را بشمارد و پس از شمردن آن¬ها چند صفت يا اثر برای آن¬ها بشمارد، که صفت و اثر اوّلی به اوّلی و دومی به دوّمی و سوّمی به سوّمی برگردد. ولی لف و نشر مشوّش آن است که اوّلی به سوّمی، و دوّمی به دوّمی، و سوّمی به اوّلی برگردد.

بهترين لف و نشر مرتّب در فارسی اين اشعار فردوسی است:

به روز نبرد آن يل ارجمنـــــــد به شمشير و تير و به گرز وکمند

بريد و دريد و شکست و ببست يلان را سر و سينه و پا و دست

يعنی در روز جنگ آن قهرمان ارجمند با شمشير از يلان بريد سر و با تير دريد سينه و با گرز شکست پا و با کمند بست دست.

اعرابي¬اي را شتر گم شد. سوگند خورد، كه اگر آن را بيابد به يك درهمش بفروشد. از قضا شترش را يافت؛ ولي براي نفروختن آن گربه¬اي را بر گردن شتر بست و ندا در داد،‌ كه شتر يك درهم و گربه پانصد درهم، با يكديگر مي¬فروشم. اعرابي¬اي ديگر از آنجا گذشت،‌ گفت:‌ اگر آن گردنبند نبودي، شتر چه ارزان بودي؟ (كشكول شيخ بهايي، ص 418)

علی (ع) فرموده: از همنشينی با بدان دوری کن، چه آن¬که يار بد تا تو را مانند خود نسازد، تو را نپذيرد. و می¬فرمايد: از دوستی بدکردار دوری کن، زيرا تو را به اندک چيزی می¬فروشد؛ چنان¬که در اسلام هم، نشستن در مجلس معصيت، معصيت است.

دين و ايمان به خدا: اگر در تاريخ بشريّت دقّت شود، به روشنی معلوم می¬باشد، که آنچه ايثار، گذشت، نيکوکاری، عدالت، يا شهامت و پايداری در برابر ستمکاران در بشريّت وجود داشته، همه و همه در پرتو دين و ايمان به خدای يکتا بوده است و اگر بشر دين نداشت، الآن خودش خودش را خورده بود.

شخصي مي¬خواست زنش را طلاق دهد. دوستش از او پرسيد: اين زن چه عيبي دارد كه مي¬خواهي او را طلاق دهي؟ گفت: اي برادر، كسي عيب زن خود را نزد ديگران مي¬گويد؟ و چون او را طلاق داد و شوهر كرد، همان دوستش به او گفت: زن تو چه عيبي داشت كه او را طلاق دادي؟ گفت: اي برادر، كسي عيب زن مردم را پيش ديگران مي¬گويد؟

صبر برجور فلک کن تا برآيی روسفيد

دانه چون در آسياب افتد تحمّل بايدش

همنشينی با نيکان: امام علی (ع) می¬فرمايد: خَيْرُ الاَصْحابِ مَنْ يَدُلُّکَ عَلَی الْخَيْرِ: بهترين ياران کسی است که تو را به کار نيک رهبری کند. و نيز می¬فرمايد: «اَلْمَرْءُ يُوزَنُ بِخَلِيلِهِ: شخص با دوستش سنجيده می¬شود

تو اوّل بگو با چه کس زيستی که تا من بگويم که تو کيستی

همــــان قيمت آشنــــايان تو بود قيمت و ارزش جـــان تو

سلمان و خواستگاري از دختر عمر: نقل شده که از طرفی از تعصّبات شديد عرب حکايت می¬کند و از طرف ديگر نمونه¬ای از پيروزی عجيب اسلام است برتعصّبات. می¬نويسند: سلمان فارسی دختر عمر را خواستگاری کرد، عمر با آن¬که از بعضی تعصّبات خالی نبود، به حکم اين¬که اسلام آن چيزها را الغا کرده پذيرفت. عبدالله پسر عمر روی همان تعصّب عربی ناراحت شد؛ امّا در مقابل اراده¬ی پدر چاره¬ای نداشت. دست به دامن عمرو بن عاص شد. عمرو گفت: چاره¬ی اين کار با من. يک روز عمرو عاص با سلمان روبرو شد و گفت تبريک عرض می¬کنم ، شنيده¬ام می¬خواهی به دامادی خليفه مفتخر بشوی؟ سلمان گفت: اگر بناست اين کار برای من افتخار شمرده شود، پس من نمی¬کنم و انصراف خود را اعلام کرد. ( استاد مطهّری، خدمات متقابل ايران و اسلام، ص 135)

نظامي در وصف امام علی (ع) گويد:

ای عَلَم ملّت و نفس رسول حلقه کش علم تو گوش عقول

ای به تو مختوم کتاب وجود وی به تو مرجوع، حساب وجود

داغ کش ناقه¬ی تو مُشک ناب جزيه¬ده سايه¬ تو آفتـــــــــــاب

خازن سبحــانی و تنزيل وحی عـــــــالم ربّانیّ و تأويل وحی

آدم از اقبــــــال تو موجود شد چون توخلف داشت¬که مسجودشد

تا که شـــــده کنيت تو بوتراب نه فلک از جوی زمين خورده آب

راه حق و هــــادی هر گمرهی ما ظلمـــاتيم و تو نورالّهی

آنکه گذشت از تو و غيری¬گزيد نور بداد ابله و ظلمت خريد

وانکه ز تو بر دگری ديده دوخت خاک سيه بستد و گوهر فروخت

در حديث آمده است:‌ واي بر آن كس كه سخن گويد، تا اين و آن را بخنداند، واي بر او‌، واي بر او. (كشكول شيخ بهايي، ص 464)

با بدان کم نشين که درمانی خوپذير است نفس انسانی

پيامبر اکرم (ع) فرموده: نماز ستون دين است. اگر قبول درگاه حق شود، ساير عبادت¬ها هم قبول شوند؛ ولی اگر قبول نشود، عبادات ديگر قبول نمی¬شوند. شاعری گفته است:

شيطان¬که رانده شد جز يک خطا نکرد خود را برای سجدة آدم رضا نکرد

شيطــــــــان هزار بار بهتر ز بی¬نماز کو سجده بر آدم واين برخدا نکرد


کتاب مجموعه حکمت

دکتر رحمت الله قاضیان