
43 ـ حُسن خُلق.
حسن خُلق كه يكي از فضايل اخلاقي است يعني شخص گشاده¬رو و با زبان نرم با مردم روبه رو شود؛ به عكس، كج¬خلقي كه يكي از رذائل اخلاقي است، اين است كه: شخص خشك و خشن و فاقد لطف و محبّت باشد. حسن خلق سبب عزّت و احترام انسان در جامعه مي¬شود؛ و بدخلقي و كج¬خلقي سبب تحقير و بي¬ارزش شدن در جامعه مي¬باشد.
رسول اكرم (ص) فرمود: «اِنَّ اَكمَلَ المُؤمِنينَ ايماناً اَحسَنُهُم اَخلاقاً: از مؤمنين آن¬كه اخلاقش بهتر است، ايمانش كامل¬تر است.» (تاريخ يعقوبی 1/481 )
اميرمؤمنان (ع) فرمود: «رُبَّ عَزيزٍ اَذَلَّهُ خُلقُهُ، وَ رُبَّ ذَليلٍ اَعَزَّهُ خُلقُهُ: چه بسا عزيزي كه اخلاق بدش او را خوار و ذليل كرده است؛ و چه بسا خوار و ذليلي كه اخلاق خوبش، او را عزيز نموده است.» (سفيتة البحار، مادّه خلق )
اميرمؤمنان (ع) ¬فرموده: «اَلمُؤمِنُ لَيِّنُ العَريكَةِ، اَلكافِرُ شَرِسُ الخَليقَةِ سَيِّءُ الطَّريقَةِ: مؤمن اخلاقی نرم و خوش دارد و كافر اخلاقی سخت و بدروش دارد.» (غررالحکم، باب سوء خلق، حديث 2709)
امام صادق (ع) فرمود: «خداي عزّ و جلّ پيامبرانش را به مكارم اخلاق اختصاص داد، خود را بيازماييد، اگر آن¬ها را در خود يافتيد، خدا را سپاس¬گوييد و بدانيدكه بودن آن¬ها در شما خير است و اگر در شما نبود، از خدا بخواهيد نسبت به آن¬ها رغبت جوييد. آن¬گاه آن¬ها را ده چيز شمرد: يقين، قناعت، صبر، شكر، خويشتن-داري، خلق نيكو، سخاوت، غيرت، شجاعت و مروّت و به قولي راستگويي و امانتداري.» (کافی، باب مکارم اخلاق، حديث 2 )
پيامبر اکرم (ص) فرموده: «حُسنُ الخُلقِ نِصفُ الدّينِ: اخلاق خوب، نصف دين است.» (مشکاة الانوار، ص 223)
همان¬طوري كه يك صورت زيبا آن است كه چشم و بيني و دهان و... همه زيبا باشند، براي داشتن حسن خلق نيز بايد همه¬ قوا: آگاهي، غضب، شهوت وعدالت درحدّ كمال باشند.
يكي از ياران امام صادق (ع) از آن حضرت پرسيد: تعريف حسن خلق چيست؟ فرمود: «تَلينُ جانِبَكَ وَتَطيبُ كَلامَكَ وَتَلقی اَخاكَ بِبِشرٍ حَسَنٍ: با نرمش و مدارا با مردم رفتار كني، سخن خويش را پاكيزه گرداني و با برادرت با خوشرويي ملاقات كني.» ( بحارالانوار 68/389 )
با آن همه عقل و درايت و فصاحتي كه پيامبر اكرم (ص) داشت و با آن¬كه قرآن كريم به عنوان يك معجزه¬ی زنده در اختيار داشت، خداوند مهم¬ترين وسيله¬ی پيشرفت دين اسلام و جمع شدن مسلمانان به دور آن حضرت را حسن خلقش مي-داند و مي¬فرمايد: «فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم؛ وَلَو كُنتَ فَظّاً غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ: تو به رحمت الهی با آنان نرمخو شدي و اگر ترشروي وسختدل بودي، از گِردت پراكنده مي¬شدند.» (آل عمران 3/159)
و در باره¬ی اخلاق رسول اكرم (ص) مي¬فرمايد: «اِنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظيمٍ: به راستي تو داراي خلق و خوي بس بزرگ و برجسته¬اي هستي.» (قلم 68/4 )
و چون خداوند حضرت موسی و هارون (ع) را به سوي كافر جبّاري چون فرعون مي¬فرستد، به آن¬ها سفارش مي¬كند: «فَقولا لَهُ قَولاً لَيِّناً؛ لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اَو يَخشي: با او به نرمي سخن گوييد، شايد پند گيرد يا بترسد.» (طه 20/44 )
رسول خدا (ص) فرمود: سه چيز است كه اگر در كسي نباشد، نه به من بستگي دارد و نه به خداوند. عرض شد: يا رسول الله، آن سه چيز كدام است؟ فرمود: «حِلمٌ بِهِ يَرِدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ، وَ حُسنُ خُلقٍ يَعيشُ بِهِ في النّاسِ، وَ وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصي الله عزّ وَ جَلَّ: حلمي كه به وسيله¬ی آن ناداني جاهل را از خود بگرداند، حسن خلقي كه به وسيله¬ی آن با مردم معاشرت كند و تقوايي كه او را از معاصي خداي عزّ وجلّ باز دارد.» (ميزان الحکمه 3/138 )
و رسول اكرم (ص) فرمود: «شما نمي¬توانيد مردم را با مالتان از عطاياي خويش بهره-مند سازيد، ولي با گشاده¬رويي و حسن خلق مي¬توانيد.» (مستدرک الوسايل 2/83)
به حُسن خُلق توان صيد اهل نظر كرد به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را
امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ حُسنَ الخُلقِ مِنَ الدّينِ: اخلاق خوب قسمتي از شئون ديني در اسلام است.» (مستدرک 2/82 )
رسول خدا (ص) فرموده: «اَكثَرُ ماتَلِجُ اُمَّتي الجَنَّةَ تَقوَي اللهِ وَ حُسنُ الخُلقِ: بيشتر چيزي كه امّتم را به بهشت مي¬برد، تقواي الٰهی و حسن خلق است.» (کافی، باب خوش اخلاقی، حديث 6 )
و فرموده: «مايوضَعُ في ميزانِ امرِءٍ يَومَ القِيامَةِ اَفضَلُ مِن حُسنِ الخُلقِ: روز قيامت در ترازوي كسي چيزي بهتر از حسن¬خلق گذاشته نمي¬شود.» (همان، حديث 2 )
و رسول خدا (ص) فرموده: «اِنَّ صاحِبَ الخُلقِ الحَسَنِ لَهُ مِثلُ اَجرِ الصّائمِ القائِمِ: آن-كه حسن¬خلق دارد، پاداش روزه¬گير شب زنده¬دار دارد.» (همان ح 5)
و در روايتي پيامبر اکرم (ص) فرمود: «عَلَيکُم بِمَکارِمِ الاََخلاقِ، فَاِنَّ رَبّی بَعَثَنی بِها: برشما باد به اخلاق عالی؛ زيرا پروردگارم، مرا بدان مبعوث فرموده است.» (امالی صدوق، ص 294 )
امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ الخُلقَ الحَسَنَ يُميتُ الخَطيئَةَ كَما تَميتُ الشَّمسَ الجَليدَ: خلق نيكو گناه را ذوب مي¬كند، چنان¬كه خورشيد يخ را آب مي¬كند.» (کافی، باب مکارم اخلاق، ح 7 )
امام صادق (ع) فرمود: «اَلبِرُّ وَ حُسنُ الخُلقِ يَعمُرانِ الدِّيارَ وَيَزيدانِ في الاَعمارِ: نيكوكاري و حسن خلق خانه¬ها را آباد مي¬كنند و بر عمرها مي¬افزايند.» (افی، باب حسن خلق، حديث 8 )
رسول اكرم (ص) فرمود: «اِنَّ جِبرَئيلَ روحُ الاَمينِ نَزَلَ عَلَيَّ مِن عِندِ رَبِّ العالَمينَ، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، عَلَيكَ بِحُسنِ الخُلقِ؛ فَاِنَّ سوءَ الخُلقِ ذَهَبَ بِخَيرِ الدُّنيا وَالآخِرَة: جبرئيل امين از جانب خداوند بر من نازل شد و گفت: اي محمّد، بر تو باد به حسن خلق كه اخلاق بد خير دنيا و آخرت را از ميان مي¬برد.» (وسايل الشّيعه 12/241 )
اميرمؤمنان (ع) به فرزندش فرمود: «اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ مَحاسِنَ الاَخلاقِ وُصلَةٌ بَينَهُ وَ بَينَ عِبادِهِ: خداوند حسن خلق را رابطه¬ی بين خود و بندگانش قرار داده است.» (مستدرک الوسائل 11/192 )
و اميرمؤمنان (ع) فرمود: «لاعَيشَ اَهنَاُ مِن حُسنِ الخُلقِ: هيچ زندگي گواراتر از زندگي آميخته با حسن خلق نيست.» ( غررالحکم، باب حسن خلق، حديث 2655 )
امام باقر (ع) فرموده: «اِنَّ اَكمَلَ المُؤمِنينِ ايماناً، اَحسَنُهُم خُلقاً: كامل¬ترين مردم از لحاظ ايمان خوش¬خلق¬ترين آن¬هاست.» (کافی، باب حسن خلق،، حديث 1)
امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ اللهََ تَبارَكَ وَ تَعالی لَيُعطِيَ مِنَ الثَّوابِ عَلی حُسنِ الخُلقِ، كَما يُعطيَ المُجاهِدَ في سَبيلِ اللهِ يَغدو عَلََيهِ وَ يَروحُ: خداي تبارك و تعالی به حسن خلق بنده ثواب كسي مي¬دهد كه هر صبح و شام در راه خدا جهاد مي¬كند.» (همان، حديث 12 )
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «عَلَيكُم بِمَكارِمِ الاَخلاقِ؛ فَاِنَّها رَفعَةٌ، وَ اِيّاكُم وَالاَخلاقَ الدَّنِيَّةِ؛ فَاِنَّها تَضَعُ الشَّريفَ وَ تَهدِمُ المَجدَ: بر شما باد به مكارم اخلاق كه رفعت است؛ و از دنائت اخلاق بپرهيزيد كه افراد شريف را پست و بزرگواري را نابود مي¬سازد.» (ميزان الحکمه 3/149 )
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «حُسنُ الخُلقِ يَدِرُّ الاَرزاقَ وَ يُؤنِسُ الرِّفاقَ: حسن خلق روزي¬ها را فراوان مي¬كند و بر محبّت دوستان مي¬افزايد.» (غررالحکم، باب حسن خلق، حديث 2671 )
امام صادق (ع) فرمود: «هركه مردم را با رويي برخورد و به روي ديگر آن¬ها را عيب گويد، در روز قيامت به محشر آيد و دو زبان آتشين دارد.» (امالی صدوق، مجلس 54 ح 19)
محاسن اخلاق يعني خوي پسنديده و مكارم اخلاق يعني بزرگواري و كرامت نفس. آن¬چه معصومين دارا بوده¬اند و مؤمن بايد از خدا بخواهد مكارم اخلاق داشتن است.
رسول اکرم (ص) فرموده است: «بُعِثتُ بِمَکارِمِ الاَخلاقِ وَ مَحاسِنَها»: من برای مکارم عالی اخلاق و نيکويي¬های آن برانگيخته شده¬ام.» (بحارالانوار 66/405)
و امام سجّاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق به درگاه خدا عرض مي¬كند: «هَب لی مَعالیَ الاخلاقِ: مرا به پايه¬های بلند اخلاق برسان.»
اميرمؤمنان (ع) فرمود: «بِشرُ المؤمِنِ فی وَجهِهِ وَ حُزنُهُ فی قَلبِهِ: شادی مؤمن در چهره¬اش نمايان است و اندوهش در قلبش نهان است.» ( غررالحکم، باب مؤمن، حديث 822 )
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «لَو كُنّا لانَرجو جَنَّةً وَلانَخشی ناراً وَ لاثَواباً وَ لاعِقاباً، لَكانَ يَنبَغي لَنا اَن نَطلُبَ مَكارِمَ الاَخلاقِ؛ فَاِنَّها مِمّا تَدُلُّ عَلی سَبيلِ النَّجاحِ: اگر ما نه به بهشت اميد داشتيم و نه از عذاب مي¬ترسيديم و نه در فكر ثواب و عقاب بوديم، شايسته بود كه خواهان مكارم اخلاق باشيم؛ زيرا مكارم اخلاق به راه نجات هدايت مي¬كند.» (مستدرک الوسايل 2/283 )
و امام سجّاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق به درگاه خداوند عرض مي¬كند: «اَللَّهُمَّ لاتَدَع خَصلَةٌ تُعابُ مِنّي اِلّا اَصلَحتَها، وَلاعائِبَةً اُؤَنَّبُ بِها اِلّا حَسَّنتَها، وَ لااُكرومَةً فيَّ ناقِصَةً اِلّا اَتمَمتَها: بارالها، هيچ خصلتي كه من بدان عيب شوم وامگذار جز آن¬كه اصلاحش فرمايي؛ و هيچ روش ناپسندي را كه مايه¬ی سرزنشم مي¬شود وامگذار، جز آن¬كه پسنديده¬اش سازي؛ و هيچ كرامت نفسي را كه در من ناتمام است وامگذار، مگر آن¬كه تمام و كاملش كني.»
امام صادق (ع) فرمود: «سه چيز است، که اگر کسی آن¬ها را انجام دهد، خدا بهشت را بر او واجب می¬کند: «انفاق در تنگدستی، خوشرويی با همه¬ی مردم، انصاف دادن از خود (حقّ را بگويد، اگر چه به زيان او باشد).» (کافی، باب خوشرويی، حديث 3)
سوء خلق: سوء خلق نقطه¬ مقابل حسن خلق و يكي از رذايل بزرگ و از مهم¬ترين عوامل نفرت و انزجار مردم و انزواست و اگر مبتلاي به سوءخلق از عالمان ديني باشد، خطرش مضاعف مي¬شود، چه سبب بدبيني مردم نسبت به دين هم مي¬شود.
رسول خدا (ص) فرموده: «اَبَي اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِصاحِبِ الخُلقِ السَّيِّءِ بِالتَّوبَةِ. قيلَ: وَ كَيفَ ذاكَ يا رَسولَ الله؟ قالَ: لِاَنَّهُ اِذا تابَ مِن ذَنبٍ، وَقَعَ في ذَنبٍ اَعظَمُ مِنهُ: خداي عزّ و جلّ از پذيرش توبه¬ی صاحب خُلق بد ابا دارد. عرض شد: اي رسول خدا، چرا و چگونه؟ فرمود: چون هرگاه از گناهي توبه كند، در گناه بزرگ¬تري افتد.» (کافی، باب سوء خلق، حديث 2)
رسول اكرم (ص) فرموده: «اِيّاكُم وَ سوءَ الخُلقِ؛ فَاِنَّ سوءَ الخُلقِ في النّارِ لامَحالَة: از سوء خلق بپرهيزيد، چه اين صفت حتماً صاحبش را به آتش مي¬كشاند.» (بحارالانوار 68/283 )
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «لاوَحشَة اَوحَشُ مِن سوءِ الخُلقِ: چيزي وحشتناك¬تر از بداخلاقي نيست.» (غررالحکم، باب سوء خلق، حديث 2688 )
اميرمؤمنان (ع) فرمود: «مَن ضاقَ خُلقُهُ ضاقَ رِزقُهُ: کسی که اخلاقش بد است، روزيش تنگ می¬شود.» (غررالحکم، باب سوء خلق، ح 2698)
امام صادق (ع) فرموده: «اِنَّ سوءَ الخُلقِ لَيُفسِدُ العَمَلَ، كَما يُفسِدُ الخِلُّ العَسَلَ: بدخويي كردار را تباه سازد، چنان¬چه سركه عسل را تباه سازد.» (کافی، باب سوء خلق، حديث 1 )
به رسول خدا (ص) خبر دادند: «اِنَّ فُلانَةَ تَصومُ النَّهارَ وَ تَقومُ اللَّيلَ وَ هِيَ سَيِّئَة الخُلقِ، تُؤذي جيرانَها بِلِسانِها، فَقالَ: لاخَيرَ فيها، هِيَ مِن اَهلِ النّارِ: فلان زن شب¬ها براي عبادت بيدار و روزها روزه¬دار است، امّا زشت¬خو است و همسايگان را با زبانش مي¬آزرد. حضرت فرمود: خيري در او نيست، او از اهل آتش خواهد بود.» (بحار 71/384 )
چون سعد بن معاذ از دنيا رفت، رسول خدا (ص) فرمود: ملائكه با پاي برهنه در تشييع جنازه¬ی او شركت كردند و جبرئيل اطراف جنازه¬اش را گرفته است و خود آن حضرت نيز با پاي برهنه در تشييع جنازه¬ی او شركت كرد. امّا پس از دفن او چون مادرش گفت: «يا سَعدُ، هَنيئاً لَكَ الجَنَّة: اي سعد، بهشت بر تو گوارا باد». رسول خدا (ص) فرمود: «آرام باش، در باره¬ی كار خدايت با قاطعيّت قضاوت مكن؛ زيرا سعد اينك مبتلا به فشار قبر است: «اِنَّهُ كانَ في خُلقِهِ مَعَ اَهلِهِ سوءٌ: چون با خانواده¬اش بداخلاق بود.» (بحار 6/220)
امام صادق (ع) فرمود: «شوخي مكن تا روشنيت برود، دروغ مگو تا خرّميت برود و از دو خصلت بر كنار باش: تنگ خُلقي و تنبلي؛ زيرا اگر خُلقت تنگ شود بر حق صبر نتوانی، و اگر تنبل باشي حقّي ادا نكني. مسيح (ع) مي¬فرمود: هر كه همّش بسيار است تنش بيمار است؛ هر كه بد خلق است خود را شكنجه كند، هر كه سخن بسيار گويد بسيار در غلط افتد و هر كه بسيار گناه كند بهايش برود.» ( امالی صدوق، مجلس 71 ح 3 )
درمان سوء خلق: براي درمان بداخلاقي، هر وقت عوامل بدخلقي پيش آمد، به زور هم شده، بايد عملي كه نشانه¬ی بداخلاقي باشد انجام نداد، و حتّی قيافه¬ی گرفته نشان نداد.
خود را به كاري همچون آب دادن به گل¬ها يا مطالعه، قرائت قرآن، دعا، نماز و ساير عبادات مشغول ساخت.
همه روزه چند بار با صداي بلند با خود بگويد: من بداخلاق نيستم، من خوش-اخلاقم.
هم¬چنين براي درمان بداخلاقي بايد نه با افراد بداخلاق معاشرت كرد و نه عوامل بداخلاقي به وجود آورد.
و نيز در حدّي كه به كسي برخورد نداشته باشد، بايد مزاح و شوخي نمود.
چنان¬كه در حديث است: «كانَ رَسولُ الله (ص) لَيَسُرَّ الرَّجُلَ مِن اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغموماً بِالمُداعِبَة: رسول خدا (ص) هرگاه يكي از ياران خود را اندوهگين مي¬ديد، او را با شوخي و مزاح خوش¬حال مي¬كرد.» (مستدرک الوسايل 8/408 )
اصولاً اگر انسان منافع و مضار هر يک از اخلاق حسنه و اخلاق سيّئه را در نظر بگيرد، بی¬ترديد اخلاق حسنه را برخواهد گزيد. مثلاً مضاری که از برای نفسی که دارای شهوت مطلق¬العنان است اين است که از هيچ فسق و فجوری خودداری نمی¬کند و برای رسيدن به مال و ثروت به هر جنايتی دست می¬زند. و مضارّی که از غضب حاصل می¬شود اين است که هر کس با او مختصر مقاومتی کند، تا آن¬جا که در توان دارد، با او مقابله می¬کند.