
نقش عبادت.
عبادت خدا که قرار دادن همه¬ی افکار و حرکات و ابعاد زندگى در مسير خواست و رضاى اوست و سبب می شود، که:
1 ـ برخلاف همه تلاشهاي انسان که از بين می¬روند، آنچه براى رضاى خدا انجام می¬گيرد، باقى ماند. قرآن مىفرمايد: «مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللهِ بَاقٍ: آنچه نزد شماست پايان مىپذيرد و آنچه نزد خداست، باقی می¬ماند« (نحل 16/ 96) و می¬فرمايد: «كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ: هر چيزى نابود مىشود جز آنچه وجهه خدايي داشته باشد». (قصص 28/ 88)
2 ـ الاهی شدن همه کارها: اگر هدف كار بندگی خدا باشد، حتّىٰ كارهاى مادّى انسان چون خوردن، خوابيدن و... همه معنوى و خدايي مىشوند؛ برعكس، اگر مقدّسترين كارها با هدف مادّى و دنيوى انجام گيرد، بی¬ارزش مى¬شود.
آفات عبادت
شيطان، اين دشمن قسم خورده و ديرينه انسان، همواره درصدد است تا عبادت¬هايش را تباه و بى¬نتيجه سازد، از اين راهها براى فاسدكردن عبادات وارد مىشود:
1 ـ ريا: كسى كه نه براى خدا، بلكه براى جلب نظر مردم يا رسيدن به موقعيّت و شهرت، عبادت مىكند، او گرفتار دام شيطان است و عباداتش به هدر مىرود.
2 ـ عُجب: شيطان انسان را در حين عبادت، به غرور و خودپسندى و مهم دانستن عبادتش مىكشد. گاهى انسان به كارهايش بيش از حدّ بها مىدهد. گاهى كارهاى ناپسند، در نظر ش نيك» جلوه مىكند.
قرآن کریم در این زمينه می¬فرمايد: «أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَناً: آيا آن کس که زشتی عملش در نظرش زيبا آمده؟ (فاطر 35/9)
وقتی اولیاء الله با آن همه عبادت و آن اخلاص به قصور خود در عبادت اعتراف دارند و «ما عَبدناكَ حَقَّ عِبادَتِك» می¬گويند، ديگر برای ما چه جاى غرور و خودپسندى نسبت به عباداتمان است؟
3 ـ گناه: گناهان همچون آتشی که در خرمن کشاورزی افتد و رنج یک ساله¬اش را بسوزاند، آثار خوب عبادات را از بين مىبرند.
امام سجّاد (ع) در دعاى «مكارم الاخلاق» به درگاه خداوند عرض می¬کند: «اِلاهى عَبِّدْنى لَكَ وَ لاتُفْسِدْ عِبادَتىِ بِالْعُجْبِ ... اَعِزَّنى وَلا تَبْتَليَنّى بِالْكِبْرِ ...: خدايا، مرا بنده خودت ساز، ولى عبادتم را با عُجب، فاسد مگردان، مرا عزيز كن ولى به تكبّر مبتلايم مساز.
صدقه هم كه نوعى عبادت مالى است، به تعبير قرآن، با منّت نهادن باطل و تباه مىشود» «لاتُبطِلوا صَدَقاتِكُم بِالمَنّ وَالاَذىٰ». (بقره، آيه 264)
در حديث است: «اِنَّ الْحَسَدَ يَاْكُلُ الْحَسَناتِ كَما تَأْكُلُ النّارُ الْحَطَبَ: آن¬گونه كه آتش، هيزم را مىخورد، حسد هم حسنات را مىخورد. (ميزان الحكمه، واژه حسد)
در روايتى آمده: عابدى مغرور و فاسقى شرمنده، هر دو وارد مسجد شدند، فاسق، به خاطر حالت توبه و پشيمانى، دگرگون گشت و مؤمنى صالح شد؛ ولى عابد، به خاطر غرورش، فاسق از كار درآمد. (كافى 2/ 314)
آيا عبادتهای ما كفاف همه نيازهای ما برای ابد مىكنند؟ مقايسه عبادت اوليای خدا، مارا از مغرور شدن به نماز و دعايمان باز مىدارد.
پيامبر خدا(ص) آن قدر در عبادت خود را به مشقّت مىانداخت، كه اين آيه نازل شد: «طهٰ. مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَىٰ: آقا، ما اين قرآن را بر تو نازل نکرديم، تا خود را به مشقّت اندازی». (طه: آيه 1 و 2)
امام مجتبى (ع) مىفرمايد: «ما كانَ فى الدُّنْيا اَعْبَدُ مِنْ فاطِمَة كانَت تَقُومُ حَتَّىٰ تَتَوَّرَمَ قَدَماها» عابدتر از حضرت فاطمه (س) كسى در دنيا نبود. آنقدر به عبادت مىايستاد تا قدم هايش ورم مىكرد». (بحار 43/61)
امام باقر(ع) مىفرمايد: پدرم در شب و روز، هزار ركعت نماز مىخواند، چنان¬كه اميرالمؤمنين (ع) انجام مىداد، وى پانصد نهال نخل داشت، كه پاى هر نخلى دو ركعت نماز مىخواند». (بحارالانوار 46/64)
امام باقر (ع) مىفرمايد: بر پدرم وارد شدم، ديدم پايش ورم كرده، رنگش متغيّر، چشمانش سرخ، پيشانىاش نشان سجده دارد، به گريه افتادم. چون متوجّه من شد، فرمود: آن نوشته را که عبادتهاى على (ع) در آن است برايم بياور. چون آن را آوردم و قدری خواند، آن را كنار گذاشت و فرمود: چه كسى مىتواند چون على عبادت كند؟ (بحار46/75)
امام كاظم (ع) در زندان، گاهى از صبح تا ظهر در سجده چنان سينه به زمين مىچسباند كه گويى پارچهاى بر زمين افتاده است. (بحار 48 107)