علت وقوع زلزله از نظر علوم امروز و روایات اسلامی چیست؟

در این تالار درباره مفهوم عدل و اثبات عدل خداوند بحث می گردد.
ارسال پست
Management
پست: 53
تاریخ عضویت: جمعه نوامبر 23, 2018 6:37 am

علت وقوع زلزله از نظر علوم امروز و روایات اسلامی چیست؟

پست توسط Management » یک شنبه نوامبر 25, 2018 6:27 pm

دانشمندان علت زلزله را عوامل درونی زمین نظیر حرارت می دانند،‌ حال آن که در روایتی از امام صادق(ع) نقل شد که: افزایش گناه نظیر زنا باعث بروز زلزله می شود،‌کدام را باید پذیرفت؟ آیا در زلزله ها تحقیق شده که افراد آسیب دیده از نظر ایمان چگونه بوده اند؟

پاسخ:

تمام حوادثی که در جهان رخ می دهد،‌از علت هایی ناشی می شود که گاه از دید و نظر ما مخفی است. چون حوادت عالَم به ظاهر منشأ مادی دارند،‌ جای سؤال است که چه عواملی موجب می شود عالَم متغیر شده و گاهی فعل و انفعالی شود که به نفع یا ضرر بیشتر تمام شود؟

زلزله آزاد شدن انرژی های داخل زمین است، اما چگونه انرژی تشکیل می شود و ذرات پراکنده ای که به ظاهر سرد و خاموشند،‌ فعّال شده و دارای قدرت تخریبی فراوان می شوند؟ اسباب و علل قدرتمند و نامریی وجود دارد که آن را نمی فهمیم. بنا به تأیید روایات، گناه عامل خشک سالی، زلزله، سیل و دیگر حوادث طبیعی است، که با علل طبیعی منافاتی ندارد، زیرا تمامی تحوّلات عالَم با اذن و اجازة خدا محقق می شود.

اگر تمام تغییر تحولات نظام هستی را در دست خدا بدانیم او است که تصمیم می گیرد در زمانی که بنده اش دچار گناه شد، او را به بلایی طبیعی گرفتار کند،‌ تا هوشیار و بیدار شود. البته وقتی به امر خدا بلایی آسمانی با زمینی نازل شد،‌ به حکم قهری طبیعت،‌ تر و خشک آسیب می بینند و نمی توان دراین بین برای نجات خوبان به انتظار معجزه و امری خارج از عادت طبیعت بود.

مرگ برای خوبان رسیدن به سعادت های ابدی است و کسی قرار نیست بماند تا رفتنش موجب تأسف شود.

اگر در جایی زلزله آمد، دلیل بر آن نیست که حتماً در همان نقطه گناهی روی داده، بلکه عوامل طبیعی ایجاد می شوند و مکانی که بیشتر آمادگی برای حادثه دارد، آسیب می بیند. در عین حال عوامل غیر از گناه مستقیم وجود دارد که به ایجاد حادث کمک می کند،‌ مثلاً تخریب طبیعت،‌ از بین بردن جنگل ها، ضعف پوشش گیاهی که عامل بروز سیل است که در اصل ریشه در جهل و گناه انسان های متجاوز دارد.

و باید به این نکته نیز توجه داشت از بزرگترین گناهان ، عدم رعایت قوانین و مقررات ساخت و ساز می باشد و عدم انجام این گناه در جوامعی مانند ژاپن ، سبب کاهش ناشی از زلزله شده است.

مسئله خير و شر يكي از مباحث مهم فلسفي و كلامي است . اكنون به اندازه اي كه باعث طولاني شدن كلام و ملالت نشود, چند نكته را عرض مي كنيم :

الف ) خير به چيزي گفته مي شود كه هماهنگ با وجود ما و مايه پيشرفت تكامل ماست . در مقابل شر چيزي است كه ناهماهنگ با وجود ما باشد و مايه عقب ماندگي و انحطاط گردد.

ب ) خير و شر بر سه گونه است : خير مطلق , شر مطلق , خير و شر نسبي ; خير مطلق آن است كه هيچ جنبه منفي نداشته باشد و شر, عكس آن ; يعني هيچ جنبه مثبت ندارد, خير و شر نسبي بين آن دو است .

ج ) از ديدگاه يك خداپرست , از اين اقسام كه بر شمرديم , دو قسم امكان وجود دارد: يكي خير محض و ديگري آنچه خيرش بيشتر است ; اما آنچه شر محض يا شرش بيشتر از خير باشد, امكان وجود آن از سوي خداوند نيست , چون خداوند حكيم است و از حكيم , كار قبيح تحقق پيدا نمي كند. معروف ميان فلاسفه و دانشمندان اين است كه شر در تحليل نهايي بازگشت به امر عدمي مي كند و امر وجودي كه سرچشمه أا عدم است . شايد نخستين كسي كه اين نظريه را ابراز داشت , افلاطون بود بنابراين خير, چيزي جز وجود نيست , از اين رو خلقت و آفرينش خدا به موجودات تعلق گرفته , نه عدم ها.

د ) اگر در بعض روايات خداوند به عنوان خالق شر و خير ذكر شده (مثل آن چه از امام صادق (ع ) نقل شد كه : الخير و الشر كله من الله ) مقصود شرهاي نسبي است , كه به امر وجودي بر مي گردد ; مثل حيوانات موذي , كه گرچه از نظر ما (افراد ظاهربين ) شر و بد هستند, ولي منافعي دارند ولو اينكه آن منافع از نظر ما مخفي است . در روايتي آمده است اگر مارها و عقرب ها و حيوانات گزنده نبود كه سموم هوا را جذب كنند, هيچ موجودي , زنده روي زمين باقي نمي ماند. و يا مثلا" باران از نظر منافعي كه براي انسان و حيات همه موجودات دارد, خير است , گرچه از نظر آن كسي كه ضرري به خانه او مي رسد, شر محسوب مي شود. مرحوم خواجه نصيرالدين طوسي كه استاد الفلاسفه است , به نقل از مرحوم علامه مجلسي (ره ) در »مرآت العقول « در شرح اين روايات فرموده است منظور از شر اموري است كه با طبع انسان سازش ندارد, هر چند داراي مصلحت است , چون شر دو معني دارد: چيزي كه ملايم و هماهنگ با طبايع نيست , مانند حيوانات موذي , و چيزي كه موجب فساد است و در آن مصلحتي وجود ندارد. آنچه از خدا نفي مي شود, قسم دوم است .

ه ) لذا بعضي گفته اند ما در عالم , بد مطلق نداريم و هر چه كه لباس وجود و هستي پوشيده , به نحوي خير دارد ولو بر ما پوشيده باشد. ملاي رومي در مثنوي گفته است : پس بد مطلق نباشد در جهان ==بد به نسبت باشد اين را هم بدان ==زهر مار آن مار را باشد حيات ==نسبتش با آدمي باشد ممات == (مدرك اين مطالب كتاب تفسير پيام قرآن , جلد 4 است , كه براي اطلاع بيشتر مي توانيد به آن كتاب مراجعه كنيد.)

درباره زلزله اگر چه به دنبال عوامل طبيعي خاص خودش مي باشد و از وقوع آن گريزي نيست و همگي بايد احساس هم دردي كنيم و بدون فرافكني به كمك رساني و حل مشكلات اقدام كنيم.اما پيامها و پيامدهاي فراتري را مي تواند به دنبال داشته باشد.از آنجمله:

1. عزم ملي براي آباداني مناطق با رعايت استانداردهاي لازم

2. تجلي باشكوه حمايت ها در سطح كشور و در عرصه بين المللي و رشد روحيه نوع دوستي

3. به خود آمدن همگان و تامل در زندگي دنيا و عبرت گرفتن از آن (اگر چه در در تصادفات و حوادث روزانه روحيه همكاري و امدادرساني و عبرت گيري وجود دارد. اما در حوادث بزرگ تاثير گذاري در سطح كل جامعه و حتي سطح جهان دارد.)پيش خواهد آمد.از اين نگاه حوادث هر چه بزرگتر باشد تاثير گذاري بيشتري خواهد داشت البته تشخيص بزرگي حادثه و شدت تاثير آن نسبي است به طور مثال در جامعه اي كه ضريب ايمني بالاست اگر در يك حادثه 20نفر تلفات داشته باشد در همه دستگاههاي تبليغاتي مطرح مي شود و همه را تحت تاثير قرار مي دهد. بنابراين هيچ گونه كوتاهي و سستي در برنامه ريزي و عدم آمادگي با حوادث غير مترقبه قابل قبول نيست.

4. به طور كلي همه بلاها از نظر تربيتي و آخرتي نسبت به افراد سه گونه است:

«ان البلاء للظالم ادب ،و للمومن امتحان و لانبياءدرجه و للاولياءكرامه»

بلا و گرفتاري براي ظالمان به خويش و جامعه يك نوع ادب و مكافات عمل است و براي مومنان وسيله اي براي امتحان و نشان دادن پايداري بر ايمان است و براي انبياءدرجه و مرتبه اي در نزد خداوند است و براي اولياءوسيله براي رسيدن به كرامات است.(بحار ج 67 ص 235)

بنابراين با يك تحليل واقع بينانه و بدون فرافكني و اتهام به افراد يا اعتراض به خدا از حوادث اين چنين بايد عبرت بيش از پيش گرفت و در سطح «فرشي»و «عرشي» از پيامها و پيامدهاي آن بهره گرفت.

ارسال پست